بسم الله الرحمن الرحيم

دهه ي كرامت بر تمام مسلمانان و شعيان واقعي اهل بيت عصمت و طهارت مبارك باد.![]()
--------------------------------------------------------------------------------
مختصري از زندگينامه حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها
--------------------------------------------------------------------------------
نـام شـريـف آن بـزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت ، ((معصومه )) است . پـدر بـزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر (ع ) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س ) است كه آن بانو مادر امام هشتم حضرت على بن موسى الرضا(ع ) نيز مى باشد، لذا حضرت معصومه (س ) با حضرت رضا (ع ) از يك مادر هستند.
ولادت آن حـضـرت در روز اول ذيـقـعده سال 173 هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده اسـت . ديـرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در شـهـر بـغـداد شدند، لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا(ع ) بزرگ شدند.
در سـال 200 هـجـرى قـمـرى در پى اصرار و تهديد ماءمون عباسى سفر تبعيدگونه حـضـرت رضـا(ع ) بـه مـرو انـجـام شـد و آن حـضـرت بـدون ايـنـكـه كـسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.
يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س ) به ديدار برادر به همراه عده اى از بـرادران و بـرادرزادگـان بـه طـرف خـراسـان حـركت نمودند و در هر شهر و محلى از طـرف مـردم مـورد اسـتـقـبـال واقـع مـى شـدنـد. ايـنـجا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب (س ) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤ من و مـسـلمـان مـى رسـاندند و مخالفت خود و اهل بيت عليهم السلام را با حكومت حيله گر بنى عـبـاس اظـهار مى فرمودند. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفين اهل بيت كه از پشتيبانى ماءمورين حكومت برخوردار بودند، سر راه را گرفتند و بـا هـمـراهـان حـضـرت وارد جـنـگ شـدنـد، در نـتيجه تقريبا همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنا بر نقلى حضرت معصومه (س ) را نيز مسموم نمودند.
بـه هـر حـال يـا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه مريض شدند و چون ديگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قـم را نـمـودند. سؤ ال فرمودند: از اين شهر ((ساوه )) تا ((قم )) چند فرسنگ است ؟ آنـچـه بـود جـواب دادنـد. فـرمـود: مـرا بـه شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فـرمـود: شـهـر قـم مركز شيعيان ما مى باشد. بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بـخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند، و در حالى كه ((موسى بن خزرج )) بزرگ خاندان ((اشعرى )) زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه آن حضرت در حركت بودند، حدودا در روز 23 ربيع الاول سال 201 هجرى قمرى حضرت وارد قم شدند.
سـپـس در مـحـلى كـه امـروز ((مـيـدان مـيـر )) نـامـيـده مـى شـود در جـلوى منزل شخصى ((موسى بن خزرج )) شتر آن حضرت زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد.
آن بـزرگـوار بـه مـدت 17 روز در ايـن شـهـر زنـدگـى نـمـود و در ايـن مـدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود.
مـحـل عـبـادت آن حـضـرت در مـدرسـه سـتـيـه بـه نـام ((بـيـت النـور )) هـم اكـنـون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است .
سرانجام در روز دهم ربيع الثانى ((و بنا بر قولى دوازدهم ربيع الثانى )) سنه 201 هـجـرى قـمـرى پـيش از آنكه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غـربـت و بـا انـدوه فـراوان ديـده از جـهان فرو بست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نـشـانـد. مـردم قـم بـا تـجـليـل فـراوان پـيـكـر پـاكـش را بـه سـوى مـحـل فـعـلى كه در آن روز بيرون شهر و به نام ((باغ بابلان )) معروف بود تشييع نـمـودنـد. هـمـيـن كـه قـبـر مـهـيـا شـد در ايـنـكـه چـه كـسـى بـدن مـطـهـر را داخـل قـبـر قـرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو سواره نقاب به صورت از جانب قبله پـيـدا شـدند و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و ديـگـرى جـسـد پـاك و مـطـهـر آن حـضـرت را بـرداشـت و بـه دسـت او داد تـا در دل خاك نهان سازد .
آن دو نـفـر پـس از پـايـان مـراسـم بـدون آنكه با كسى سخن بگويند بر اسبهاى خود سوار و از محل دور شدند.
به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت امام رضا(ع ) و امام جـواد(ع ) بـاشـنـد كـه طبق ضوابط شرعى بايد پيكر معصومه به دست معصوم تجهيز و تـدفـيـن شـود چـنـانـكـه پـيـكـر مـقـدس حـضـرت زهـرا (س ) را امـيـر مـومـنـان (ع ) غـسـل داده و دفـن نـمـوده و حـضـرت مـريـم (س ) را حـضـرت عـيـسـى (ع ) شـخـصـا" غسل داده است .
پـس از دفن حضرت معصومه (س ) موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شـريـفـش فـرار داد تـا ايـنـكـه حـضـرت زيـنـب دخـتـر امـام جـواد(ع ) بـه سال 256 هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا كرد و بـديـن سـان تـربـت پـاك آن بـانـوى بـزرگـوار اسـلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهل بيت عليهم السلام و دارالشفا دلسوختگان عاشق ولايت و امامت شده است .
دمكراسي خونين(سياست و بازي هاي رايانه اي )
حدود ده سال پيش قسمتهايي از يك سند بسيار مهم توسط روزنامه نيويورك تايمز انتشار يافت .اين سندكه زيرنظر((پاول ولفووتيز)) طراح استراتژيهاي پنتاگون در دولت ريگان و بوش اول تهيه شده است.سند هنگامي به روزنامه نيويورك تايمز درز پيدا كرد كه حدود يك سال از جنگ خليج فارس مي گذشت و شوروي تازه از هم فروپاشيده بود طولي نكشيد كه مقاله معروف ساموئل هانتيگتون تحت عنوان "جنگ تمدنها" در مجله امور خارجي (Forign affairs) انتشار يافت و مدتي بعد شاگرد او فرانسيس فوكوياما كتاب خود را تحت عنوان پايان تاريخ به بازار عرضه كرد وهمزمان جرج بوش اول در سخنراني خود از آن تحت عنوان نظم نوين جهاني ياد كرد.

طبق گزارش چهار سالانه وزارت دفاع ،اهداف آمريكا برقراري صلح ،تداوم آزادي و رسيدن به سعادت و خوشبختي است.رهبري آمريكا روي استقرار يك نظام بين المللي استوار شده است كه براي قوانين احترام قائل است رهبري آمريكا مستقيما به صلح و آزادي جهانيان كمك مي كند…هدف ما از آغاز تا همين حالا تسلط بر جهان بوده و اين كار را در صورت امكان صلح آميز ودر صورت ضرورت به شكل قهري انجام خواهيم داد.
در ادامه به نقد بازي ها ي رايانه اي خواهيم پرداخت ...
بسم الله الرحمن الرحيم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
با سلام خدمت دوستان عزيز اين مقاله خيلي جالب در رابطه ي با خودمونه يعني چيزهايي كه در مورد جوان بايد بدونيم ( از پزشكي گرفته تا مسائل جنسي و روش برخود با آنها تا روايات ائمه و ...) اين مقاله خيلي جالبه حتما مطالعه بفرماييد التماس دعا
كوچه را آب زنيم
و
غبار از آيينه ها بروييم
كه او مي آيد ...
ولادت قائم آل محمد، جان جانان، مهدی موعود ![]()
بر تمام جهانیان به خصوص بر منتظرانش مبارك باد ![]()
کودکان 4 تا 6 ساله را بهتر بشناسيم
همه والدين دوست دارند با فرزندانشان روابط خوشايند و رضايت بخشي داشته باشند، بدين منظور لازم است توانايي هاي متناسب با سن فرزند خود را بشناسند. بسياري از سوء تفاهم ها و برخوردها به اين دليل بروز مي کنند که والدين توقعي بيش از توانايي فرزندشان دارند، به طور مثال انتظار دارند که يک کودک دو ساله با آنها همکاري کند و يا يک کودک سه ساله ، سريع و دقيق کارها را انجام دهد، در حالي که هيچ يک از آنها نمي توانند چنين باشند.
در اين مقاله انتظاراتي که مي توانيم از کودکان چهار، پنج و شش ساله داشته باشيم مطرح شده است. در اين گروه سني (به ويژه دو تا چهار سالگي) ، کودکان مقاومت و لجبازي بيشتري نشان مي دهند. توصيه مي شود که والدين کودکان خود را آماده کنند تا بتوانند به تدريج مسئوليت هاي جديد و بيشتري را بپذيرند (به تنهايي لباس بپوشند، به تنهايي دست و صورت خود را بشويند، به تنهايي حمام کنند و ...) البته آنها به کمک بزرگترها نياز دارند ولي مي توانند بيشتر کارهاي روزانه خود را انجام دهند.
زماني که به کودک اجازه مي دهيم مهارت هاي جديدي را بياموزد و به شيوه زندگي تازه اي قدم بگذارد، با مشکلات تازه اي نيز رو به رو خواهيم شد زيرا کسب مهارت هاي جديد با دشواري هاي مخصوص به خود همراه است. در اين گروه سني، کودکان نمي توانند سرعت عمل داشته باشند. زمان بندي و تنظيم يک برنامه روزانه فشرده براي آنان مفهومي نخواهد داشت. بازيگوشي کودکان راهي غير مستقيم است براي جلب توجه والدين، ياري خواستن از آنان و تقاضاي محبت بيشتر. اگر فرزند شما تقاضاي کمک مي کند ، بهتر است به جاي اين که او را وادار کنيد که کارش را انجام دهد به او کمک کنيد ؛ اما مراقب باشيد! آيا او به کمک شما نياز دارد؟ به طور مثال اگر فرزند چهار تا شش ساله شما براي بستن بند کفش خود از شما کمک مي خواهد به او کمک کنيد ؛ اما اگر روي صندلي نشسته و از شما مي خواهد که کفش او را برايش ببريد تا بپوشد ، تسليم نشويد، حتي اگر وضعيت را بدتر کند. زيرا در مدت کوتاهي او به کودکي تنبل و وابسته به شما تبديل خواهد شد.
مهمترين نکته اي که والدين بايد به آن توجه کنند اين است که انجام کارهاي روزانه و مسئوليت هاي جزئي، بخش اصلي زندگي يک کودک چهار تا شش ساله را تشکيل نمي دهند بلکه بازي کردن، جالب توجه ترين بخش زندگي او به شمار مي رود. او از بازي کردن با کودکان ديگر، و با کساني که به چيزهايي نياز دارند که او نياز دارد، و چيزهايي را دوست مي دارند که او دوست دارد لذت مي برد. بازي کردن با کودکان ديگر در اين سن بسيار با اهميت است.
هميشه به خاطر داشته باشيد که کودک به خودي خود از احساسات همسن و سال هاي خود اطلاعي ندارد، نياز به همکاري و همدردي و کمک به آنان را درک نمي کند ؛ او بايد اين نوع مهارت ها را از بزرگترها بياموزد. مهارت هايي که به او کمک مي کند تا به يک موجود اجتماعي تبديل شود. در اين بخش هم تشويق و تحسين کودک راه مناسبي براي آموزش مهارت هاست. کودک نياز به راهنمايي هاي شما و تمرين بيشتر دارد. همکاري کردن با ديگران، رعايت نوبت در بازي ها و رفتار عادلانه داشتن و حفظ آرامش ، مهارت هايي هستند که بايد ياد گرفت و تنها يک اشاره کوچک شما کافيست ؛ ولي بايد صبر کنيد و تمرين داشته باشيد تا به نتايج مطلوب برسيد. تا سن پنج سالگي، کودکان مي توانند مهارت هاي پايه را براي بازي هاي کودکانه ياد بگيرند، به ويژه آنان که از سال هاي قبل با بچه هاي هم سن و سال خود بازي مي کردند . در هر صورت همه ي آموزش ها نياز به فرصت کافي دارند.
گفتار پاياني
اغلب والدين امروزي، احساسات خود را مانند اضطراب داشتن، نگران بودن، عجله داشتن و ... در رفتار با کودکان خود منعکس مي سازند. بيشتر والدين توقع دارند که فرزندانشان پيش از آنکه آمادگي کافي را کسب نمايند فرد مسئولي باشند. از فرزندانشان مي خواهند که خوش اخلاق و مؤدب باشند، با بچه هاي ديگر مشغول بازي شوند، همکاري داشته باشند، مفيد باشند، سريع راه بروند، سريع صحبت کنند و ... و بالاخره به سرعت رشد کنند و بزرگ شوند. در حالي که کسب همه مهارت هاي فوق نياز به فرصت کافي دارند. دانشمندان معتقدند که بزرگ شدن فرآيندي آرام تر و پربارتر از آن چيزي است که واقعاً هست. بهتر است که فشارها را از روي فرزندانمان برداريم و به آنها فرصت کافي بدهيم تا بتوانند به آرامي و با کارداني در مراحل رشد خود قدم بردارند.
چه كنيم كه فرزندانمان يكديگر را دوست داشته باشند؟
همه والدين اميدوارند كه فرزندانشان به يكديگر عشق ورزيده و احترام بگذارند، يا حداقل از آنها انتظار دارند كه همبازي خوبي براي يكديگر باشند و رفاقت و سازگاري داشته باشند. با وجود اين، سروصداها و برخوردهاي بين فرزندان تنشهاي زيادي در خانه ايجاد مي كند و پدرو مادر را درمانده مي سازد. اما چه كنيم تا فرزندانمان يكديگر را دوست بدارند، همان قدر كه ما دوستشان داريم ؟ و چگونه مي توان كمي صلح و آرامش به فضاي خانه هديه كرد ؟
نكات مهمي درباره روابط بين خواهرها و برادرها وجود دارد، ازجمله :
۱- هريك از فرزندان به طور طبيعي به خواهر يا برادر خود عشق مي ورزند. آنها مي خواهند كه دوست بدارند و دوست داشته شوند.
۲- همه فرزندان نيازمند توجه و آغوش گرم والدين خود هستند. توجه مستقيم و انديشيدن به نيازها و خواسته هاي آنان و در دسترس بودن والدين از مهمترين نيازهاي كودكان به شمارمي آيند.
۳- زمانيكه والدين به نيازهاي مهم كودكان توجه نكنند، آنها به آسيب ديدگي روحي دچار مي شوند كه به صورت نااميدي و بي اعتنايي بروز مي كند.
۴- در بيشتر موارد، فرزندان، احساسات خود را پنهان مي كنند ؛ زيرا كسي در اطراف و نزديكي آنان وجود ندارد تا شنونده گفته هاي آنان باشد و از احساسات نهفته آنها با خبر شود.
۵- زماني كه والدين به فرزند ديگر توجه مي كنند يا اينكه با دوست خود به گفتگو مشغولند، احساسات كودك آسيب ديده تحريك مي شود. او بيش از پيش نسبت به توجه والدين احساس نياز مي كند، نيازي فوري و اضطراري كه بايد به آن پاسخ داد.
۶- كودكي كه نسبت به توجه والدين خود احساس نياز مي كند، به طور طبيعي ولي در شرايطي دور از انتظار والدين احساس دروني و نهفته خود را آشكار مي سازد. احساساتي كه به شكل گريه كردن ، خنديدن ، بدخلقي ، عرق كردن ، لرزيدن ، دعوا كردن بروز مي كند و به منظور جلب توجه و رضايت پدرومادر آشكار مي شود. اين رفتارها ادامه مي يابد تا عملكرد والدين متوقف شود و توجه آنها به سوي فرزندشان معطوف گردد.
۷- شنيدن حرفهاي فرزندان بدون قضاوت كردن راه مناسبي است كه به فرزندان كمك مي كند تا بتوانند فشار رواني موجود را بر طرف سازند.
۸- پس از يك گريه طولاني ، كودك مي داند كه جايگاه مطمئني براي عشق ورزيدن درانتظار اوست وهمه اطرافيان از اضطراب و نگراني حاصل از فشار رواني اي كه او را آزار مي دهد، باخبر شده اند.
۹- مداخله كردن در درگيريهاي كودكان ممكن است آسيب ديدگي را بيشتر كند. در اين هنگام به فرصت كافي نياز داريم تا گفته هاي آنان را بشنويم و درفرصتي مناسب احساسات خود را بيان كنيم .
توجه به اين مطالب به والدين كمك مي كند تا هنگام در گيري فرزندان برخورد مناسبي داشته باشند. بيشتر كودكان نسبت به فرزند ديگر احساس حسادت و خشم دارند. اما هرگز احساسات كودك به اين دو محدود نمي شود، اگر چه از نظر پدر ومادر، شاخص ترين احساسات كودك به حساب مي آيند. فرزندان ما زمان زيادي را براي بازي كردن و همكاري با يكديگر صرف مي كنند، در حالي كه درهمين زمان كه آنها رفتاري دوستانه با يكديگر دارند، ما مشغول شستن ، پختن ، نظافت كردن و پرداختن به كارهاي روزانه هستيم.
بهتــــــــرين توصيه ها هنگام درگيــــري خواهـــران و بـــــرادران :
اگر براي هر يك از فرزندان زماني مناسب صرف كنيم و شنونده اظهارات و احساسات آنها باشيم ، احساس آنها درباره توجه ما به آنها بدون خدشه مي ماند و مطمئن هستند كه براي والدين خود اهميت دارند. با دقت وهوشياري مداخله كنيد يا حداقل پس از 5 دقيقه ي اول درصحنه حاضر شويد. حضور به موقع شما درصحنه درگيري ، كمك مي كند تا بتوانيد به مسئله پي ببريد و مانع عصبانيت فرزندان و صدمه زدن يا اهانت كردن آنها به هم بشويد. پيش از شروع و ادامه يافتن درگيري ، راحت تر مي توان اضطراب و ناراحتي موجود را برطرف ساخت. اگر نتوانستيد به موقع حاضر شويد از فرزندانتان عذرخواهي كنيد : " متأسفم از اين كه نتوانستم به موقع حاضر شوم و از بروز حوادث ناراحت كننده جلوگيري كنم . به من بگوييد چه اتفاقي افتاده است ؟"
فرزندان ما پس از درگيري مي توانند به راحتي رفتاري دوستانه با يكديگر داشته باشند، البته درصورتيكه مورد سرزنش قرا رنگيرند. اگر والدين بتوانند درخانواده به طور منصفانه رفتار كنند و مسئوليتها را برعهده بگيرند، فرزندان ميتوانند احساسات دروني خود را بهتر ابراز كنند و از آسيب ديدگي هاي روحي در امان بمانند. به آرامي و نرمي با آنها گفت و گو كنيد. به نوبت از هر يك از آنها بپرسيد كه چه اتفاقي افتاده و به سخنان هردو با دقت گوش دهيد. بيان كردن احساسات دروني مهمترين بخش درگيري است. به آنها فرصت كافي بدهيد؛ زيرا برقراري پيوند دوباره نياز به زمان كافي دارد. در برخي موارد، يكي از كودكان به ديگري ضربه وارد كرده و فرار ميكند. در اينگونه موارد، واكنشهاي خود را تغيير دهيد؛ بطور مثال بار اول وقت بيشتري با كودك آسيب ديده يا مجروح صرف كنيد و سپس به سوي فرد ديگر برويد. بار دوم فقط به كودك آسيب ديده توجه كنيد. هر دو كودك به كمك شما نيازمندند. كودكي كه ضربه را وارد كرده احساس پشيماني ميكند، او فرد بي مسئوليتي نيست بلكه نتوانسته احساس خود را بيان كند و كنترل خود را ازدست داده است.
اغلب كودكان يكديگر را دوست دارند و به طور طبيعي به سوي هم كشيده مي شوند. اگر والدين به موضوع هايي كه دوستي فرزندانشان را پايدار و مستحكم تر مي كند توجه داشته باشند، روابط دوستانه بين فرزندان تداوم خواهد يافت. بچه ها هميشه به دنبال بهانه مي گردند تا بتوانند احساسات دروني خود را بيرون بريزند، به طور مثال هنگاميكه بستني مي خورند اگر فرزند ديگر يك قاشق بيشتر بستني بخورد، درگيري شروع مي شود و از اين طريق احساس حسادت، نياز، درماندگي و عدم پذيرش از سوي آنها ابراز مي گردد. زماني كه والدين گريه ، بدخلقي و خشم فرزند خود را تحمل كنند و با حوصله به حرف هاي او گوش كنند، به اشتباه خود پي مي برد.
" گوش دادن به سخنان كودكان آسيب ديدگي روحي آنها را ترميم مي كند و روابط موجود را محكمتر مي سازد. "
( رهبر معظم انقلاب اسلامي )
من برنامه هاي استكبار جهاني عليه ملت ايران را در سه جمله خلاصه مي كنم .
جمله اول : جنگ رواني
جمله دوم : جنگ اقتصادي
جمله سوم : مقابله با پيشرفت و اقتدار ملي ، دشمني هاي استكبار با ملت ما در اين سه قلم عمده خلاصه مي شود .
جنگ رواني يعني چه ؟ هدف جنگ رواني مرعوب كردن است . چه كسي را مي خواهند مرعوب كنند ؟ ملت كه مرعوب نمي شود توده عظيم مردم كه مرعوب نمي شوند. چه كسي را مي خواهند مرعوب كنند ؟ مسئولان را ، شخصيت هاي سياسي را ،به قول معروف خود ما ، نخبگان را ، اينها را مي خواهند مرعوب كنند.كساني كه قابل تطميع هستند ؛ آنها را مي خواهند تطميع كنند. اراده عمومي را مي خواهند ضعيف كنند . درك مردم از واقعيت هاي جامعه خودشان را غيير دهند ؛ جنگ رواني اين است.
(من با اطمینان می گویم اسلام ابرقدرت ها را به خاک مذلت می نشاند )
امام حسن(عليه السلام) مى فرمايد:
عَجِبْتُ لِمَنْ يَتَفَكَّرُ فى مَأْكُولِه كَيْفَ لا يَتَفَكَّرُ فى مَعْقُولِهِ، فَيُجَنِّبُ بَطْنَهُ ما يُؤْذيهِ وَيُودِعُ صَدْرَهُ ما يُرْدِيهِ(1)
ترجمه
عجب دارم از آنها كه به غذاى جسم خود مى انديشند; امّا به غذاى روح خود نمى انديشند، خوراك ناراحت كننده از شكم دور مى دارند; امّا قلب خود را با مطالب هلاكت زا آكنده مى كنند.
شرح كوتاه
همان طور كه پيشواى بزرگ ما فرموده مردم معمولا در غذاى جسمانى خود سختگيرند جز در پرتو نور چراغ دست به سفره نمى برند، و جز با چشم باز لقمه بر نمى گيرند، از غذاهاى مشكوك مى پرهيزند، و بعضى هزار گونه نكات بهداشتى را در تغذيه جسم رعايت مى كنند.
امّا در غذاى جان، با چشم بسته، در لابه لاى ظلمت هاى بى خبرى، هرگونه غذاى فكرى مشكوكى را در درون جان خود مى ريزند، گفتار دوستان نامناسب، مطبوعات بدآموز، تبليغات مشكوك يا مسموم همه را به آسانى مى پذيرند و اين جاى بسيار شگفتى است.
---------------------------------
1. سفينة البحار ماده طعم.
سلام این برنامه رو خودم در ویژوال بیسیک نوشتم که خیلی شبیه به نوت پد است و کار نوت پد رو می کند بعد از استفاده از این برنامه نظر خودتون رو در این پست بدهید . التماس دعا

دانلود فایل برای احرا ( exe) سورس برنامه در ویژوال بیسک
بسم الله الّرحمن الّرحیم
در سفينة البحار داستانى از مردى به نام خيثمه و يا خثيمه نقل مى كند كه چگونه پدر و پسرى براى نوبت گرفتن در شهادت با يكديگر منازعه داشتند.
مى نويسند: هنگامى كه جنگ بدر پيش آمد، اين پدر و پسر با همديگر مباحثه و مشاجره داشتد. پس مى گفت : من مى روم به جهاد و تو در خانواده بمان .
و پدر مى گفت : خير تو بمان من مى روم به جهاد، پسر مى گفت من مى خواهم بروم كشته بشوم ، پدر مى گفت : من مى خواهم بروم كشته بشوم . آخرش قرعه كشى كردند. قرعه به نام پسر درآمد او رفت و شهيد شد.
بعد از مدتى پدر، پسر را در عالم رويا ديد كه در سعادت خيره كننده ايست و به مقامات عالى نائل آمده است .
به پدر گفت : پدر جان : ((انه قد و عدنى ربى حق )) آنچه خداوند به من وعده داده بود، همه حق و راست بود، خداوند به وعده خود وفا كرد. پدر پير آمد خدمت رسول اكرم (ص ) عرض كرد: يا رسول الله ، اگر چه من پير شده ام ، اگر چه استخوانهاى من ضعيف و سست شده است ، اما خيلى آرزوى شهادت دارم .
يا رسول الله ، من آمده ام از شما خواهش كنم دعا كنيد كه خدا شهادت نصيب من كند. پيغمبر اكرم (ص ) دعا كرد: خدايا براى اين مؤ منت شهادت روزى فرما. يك سال طول نكشيد كه جريان جنگ احد پيش آمد و اين مرد مؤ من در احد شهيد شد.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام من (محمّد حسن شهناززاده) در این تعطیلاتی که گذشت به سفر عتبات عالیات (کربلا ، نجف ، کاظمین ) رفتم جاتون خالی خیلی کیف داشت خاطرات خیلی جالبی از این سفر دارم که بعدا در یک پست اگر خداوند بخواهد می گذارم انشاءالله . در این سفر یک سری از عکس هایی که با دوربین گرفتم را برای شما می گذارم این عکس ها کیفیت خیلی بالایی دارن(۶ مگاپیکسل) به این علت پیش نمایش آن رو نگذاشتم برای دریافت عکس ها بایستی روی لینک ها کلیک کنید و عکس بزرگ شده رو در صفحه ای جدا گانه در رایانه ی خود ذخیره کنید؛ اگر عکس ها رو گرفتید ما را هم یادی بکنید و برای رضای خداوند متعال در این پست نظر خودتون رو بدهید .
ياد مرگ و سراى پس از آن، بهترين موعظه، سازندهترين اندرز و نيكوترين پند براى هر انسان است و غفلت از آن موجب مىشود كه انسان به بيراهه رود و از حركت در مسير كمال بازماند.
در اخبار و روايات وارد شده از معصومان(ع) به ياد سراى ديگر و پرهيز از غفلت بسيار توجه شده است؛ از جمله:
سُئِلَ النَّبي(ص): أيُّ المُؤمنينَ اَكْيَسُ؟
قال: «اَكْثَرُهُم ذِكْراً لِلْمَوْتِ وَ اَشَدُّهُم لَهُ اسْتِعْداداً».(1)
از پيامبر(ص) سؤال شد: هوشيارترين مؤمنان كيانند؟
حضرت فرمود: «هوشيارترين مؤمنان كسانى هستند كه بيشتر به ياد مرگ باشند و خود را براى آن آماده كنند».
سُئِلَ النَّبي(ص): مَنْ اَزْهَدُ النّاس؟
قالَ: «مَنْ لَمْ يَنْسَ المَقابِرَ و الْبَلى؛ وَ تَرَكَ فَضْلَ زينَةِ الدُّنيا؛ وَآثَرَ مايُبْقى على مايُفنى، وَلَمْ يَعُدَّ غَداً مِنْ اَيّامِهِ؛ وَعَدَّ نَفسَهُ في المَوتى».(2)
از پيامبر(ص) سؤال شد: پرهيزكارترين مردم كيست؟
حضرت فرمودند: «پرهيزكارترين مردم كسى است كه قبر و عذابهاى آن را از ياد نبرد؛ زينتهاى دنيا او را نفريبد؛ سراى جاودان را بر اين دنياى گذران برگزيند؛ فردا را از عمر خويش نشمرد و خود را آماده مرگ كند».
قال الصادق(ع):« ذِكْرُالْموتِ، يُميتُ الشَّهواتِ فى النَّفسِ؛ ويُقَطِّعُ مَنابِتَ الغَفْلَة؛ وَيُقوّى القلبَ بمواعِدِ اللَّهِ؛ و يَرُقُّ الْطَبعَ؛ و يُكسِّرُ اَعلامَ الهَوى؛ و يُطْفي نارَالْحِرصِ؛ وَيُحَقِّرُالدّنيا».(3)
امام صادق(ع) فرمود: «ياد مرگ، خواهشها و هوسهاى نفسانى را مىميراند؛ ريشههاى غفلت را قطع مىكند؛ دل را به نويدهاى الهى نيرو مىدهد؛ خوى بندگى را در نهاد انسان مىآفريند؛ نقش و نگارهاى دلباختگى به دنيا را به هم مىزند؛ شعلههاى حرص و طمع را فرو مىنشاند و دنيا را پست و كوچك مىگرداند».
بنابراين «انديشه مرگ» انسان را از گناه باز مىدارد؛ او را به سوى كارهاى نيك فرا مىخواند؛ ايمان را در دل مىآفريند و به زندگى و حيات انسان معنا و جهت مىدهد.
بسم الله الرحمن الرحیم
تقوا ميتواند نقشهاي گوناگون و بسيار مهم در تربيت يك فرد ايفا بكند. برخي از نقشهاي تربيتي تقوا به شرح ذيل است:
1. انسان به "تسلط بر نفس" در زندگي نياز اساسي دارد، تقوا ميتواند اين نقش را ايفا بكند; چرا كه حقيقت تقوا همان خود نگهداري است و انسان با نگهداري خود ميتواند از بسياري از مشكلات دنيوي و عذابهاي اخروي نجات يابد، زيرا انسان مسلّط بر نفس، انحراف هواي نفس خود را ميگيرد و حقوق ديگران را نميخورد، سرقت و امثال آن را مرتكب نميشود و بدين وسيله از زندان و نظير آن هم رهايي مييابد، و نيز، با انجام فرائض الهي و اجتناب از حرامها، او زمينة خشنودي خداوند را از خود مهيا ميكند و خشم الهي را از خود دور ميكند. بنابراين كسي كه تقواي الهي داشته باشد ميتواند از نيروي "تسلط بر نفس" در زندگي برخوردار باشد.
2. تقوا، انسان را "روشنبين" به بار ميآورد. يعني اگر درون انسان پاك باشد و تيرگيها از درون او زدوده شود، خداوند در دل او چيزي قرار ميدهد كه با آن حقايق را خوب تمييز ميدهد. هم خود را بهتر ميشناسد و به معايب و مزاياي خود بهتر آگاه ميشود، و هم جهان اطراف خود را بهتر تمييز ميدهد، خوب و بد آن را از هم جدا ميكند.
خوبهاي آن را گرفته و بديهاي آن را از خود درو ميكند. خداوند ميفرمايد: "يَـََّأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوَّاْ إِن تَتَّقُواْ اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا;(انفال،29) اي كساني كه ايمان آوردهايد! اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، براي شما وسيلهاي جهت جدا ساختن حق از باطل قرار ميدهد."
3. اميدواري به خدا نيز نقش بسيار تعيين كننده در حفظ سلامتي روحي و رواني فرد دارد. اين اميدواري در ساية تقوا حاصل ميشود. وقتي انسان متقي، متوجه اين نكته شد كه خدا در اثر تقواي او، گناهان گذشته او را مورد عفو قرار خواهد داد، به او دل بسته و رابطهاش را با او محكمتر ميكند. بنابراين تقوا ميتواند انسان را با اميد به زندگي و رحمت خدا تربيت بكند; چرا كه خداوند خود ميفرمايد: "...وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّ ?‹َاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ;(انفال،29) و گناهانتان را ميپوشاند; و شما را ميآمرزد; و خداوند صاحب فضل و بخشش عظيم است."
از سوي ديگر "صبر" نيز همانند "تقوا" نقش بسيار مهمي را در زندگي انسان ايفا ميكند به جهت اين كه: "صبر" از بزرگترين صفتها و احوال انساني است كه قرآن، آن را مدح كرده و مكرر به آن امر نموده است، حتي تا نزديك 70 مرتبه در قرآن از آن سخن به ميان آمده است. از جمله: "وَ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوَةِ وَ إِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلآ عَلَي الْخَـَشِعِينَ ;(بقره،45) از صبر و نماز ياري جوييد; و اين كار، جز براي خاشعان، گران است."
1. برخي از آثار تربيتي صبر عبارتند از: صبر ميتواند انسان را از نظر روحي و رواني، قدرتمند به وجود بياورد به خاطر اين كه با صبر، هر حادثة بزرگي كوچك جلوه ميكند و از هيبت و سختي مشكل كاسته ميشود. انسان صابر به راحتي ميتواند با اعتماد بر اين پشتوانة بزرگ بر مشكلات فائق بيايد و در زندگي خود، احتياجي به ديگران نداشته باشد و يا حداقل كم نياز باشد.
2. صبر، انسان را در مقابل هواهاي نفساني مقاوم و محكم ميكند. كسي كه در زندگي صبر پيشه ميكند هميشه در برابر امور شهواني به خدا پناه ميبرد و در زمانهاي غضب و خشم هم برخورد غالب ميآيد. مقاومت و استقامت رمز پيروزي بر سختيها و كليد پيروزي و موفقيت در كارها است. از اين رو خدا، همواره رهبران آسماني را به داشتن صبر سفارش فرموده و يا خود اين رهبران از خدا اعطاي اين حالت را از خدا هميشه خواستار بودهاند. مانند آية 250 بقره و آية 126 اعراف و آية 130 طه و ساير آيات.( ر.ك: استاد مطهري، آشنايي با قرآن، ج 3 و 6، انتشارات صدرا / تفسير الميزان، علامه طباطبايي;، ج 1، ص 152 و 344، جامعه مدرسين. )
جلب اعتماد ديگران، مرهون ارزش واقعي شخصيت هر فرد است. به هر اندازه شخصيت فرد، ثبات و ارتقاي بيشتري داشته باشد، به همان مقدار اعتماد ديگران به او افزايش خواهد يافت.
اما چگونه ميتوان ارزش خود را بالا برد و به ثبات شخصيت رسيد؟ پيش از هر چيز از اين كه به فكر ارتقاي كمالات و دستيابي به ثبات شخصيت خود هستيد، اظهار خوشوقتي ميكنيم؛ چرا كه اولين مرحله هر كمال، «بيداري»است؛ بيداري و آگاهي نسبت به نواقص و سعي براي جبران آنها. بنابراين، اين كشمكشهاي فكري و روحي را، بايدروندي سازنده و مثبت تلقي كرد. حضرت عيسي(ع) فرموده است: «مريض كسي نيست كه دردي دارد؛ بلكه مريض واقعي كسي است كه بيمار است، ولي خود را سالم ميپندارد».
اما ثبات شخصيت؛ ثبات شخصيت (نوع مثبت آن) گوهري گرانسنگ است كه آسان به كف نميآيد و به سرعت حاصل نميشود. «ثبات شخصيت»، در مرحله اول رهين معرفت است. تا آدمي معرفت خويش را نسبت به هستي وآفريننده آن و جايگاه خود در هستي و نيز وظايفي كه براي او ترسيم ميگردد بالا نبرد و به سطح مناسبي از كمال نرساند، همواره دستخوش بيثباتي خواهد بود و هر روز تحت تأثير موجها به اين سو و آن سو خواهد رفت.
اگر كشتي لنگري نداشته باشد، امواج دريا، آن را به هر طرف خواهند كشيد و چه بسا در اين كشاكش، آسيب سختي هم ببيند و يا منهدم گردد.
لنگر آدمي در اقيانوس بيكران هستي، همان «معرفت» است؛ معرفتي منطقي و عقلاني درباره حيات و آنگاه به مقتضاي معرفت، عمل كردن.
قرآن مجيد به زيبايي هر چه تمامتر اين حقيقت را بدينگونه بيان فرموده است: «آدمي ناپايدار و بيثبات آفريده شده است؛ زماني كه ناگواري به او رو كند، ناله سرميدهد و زماني كه خير به او رسد، بخل ميورزد، مگر نمازگزاران؛آناني كه بر نماز خود مداومت ميكنند و كساني كه در اموالشان حقي معلوم براي سائل
و محروم است (حق فقرا و نيازمندان را پرداخت ميكنند) و كساني كه روز جزا را تصديق ميكنند و از عذاب پروردگارشان ترسان هستند... و كساني كه خود را از نامحرمان باز ميدارند... و كساني كه به امانت و عهد خويش وفاميكنند و كساني كه [در جاي لازم خود [شهادتهاي خود را ادا ميكنند و بدان استوارند و كساني كه بر نماز خودمحافظت دارند...»، (سوره معارج، آيه 19 به بعد).
عصبانيت و كمظرفيتي نيز ناشي از بيثباتي است. انسان فهميده و داراي معرفت، هرگز عنان اختيار خويش را، به دست نفس سركش نميسپارد؛ زيرا نفس بد انديش را دشمن ميدارد و ميداند كه اگر مهار نشود، آدمي را به ورطه سقوط خواهد كشاند. بنابراين او به كنترل نفس خويش ميپردازد و هنگام هيجان نه سخني ميگويد و نه تصميمي عجولانه ميگيرد.
قال الله الحكيم : ((كونوا قوامين لله شهدآء بالقسط
: اى اهل ايمان در راه خدا قيام كنندگان (و پايدار) بوده و گواه بر عدالت و انصاف باشيد.(۱)
قال على عليه السلام : من ينصف من نفسه لم يزده الله الا عزا
: هر كس از خود به ديگران انصاف دهد، خداوند بر عزتش مى افزايد(۲)
شرح كوتاه :
ايمان بنده كامل نمى شود مگر انصاف درباره خود و درباره مردم را رعايت كند؛ و خداوند در عوض بر عزت آن بنده مى افزايد.
انسان بالطبع از طبيعت نفسى خود، خود را مى خواهد و آنچه متعلق به اوست را دوست دارد و از بدى و زشتى كراهت دارد.
پس اگر كسى از مال او احتياج پيدا كرد و آن را داد، مورد مدح همه عالميان است ؛و اگر بدى را براى خودش نمى خواهد براى ديگران هم نبايد بخواهد.!
همچنين در داورى و ميانجى گرى از حقوق هيچكدام از طرفين طريقه غير انصاف را نبايد روا بدارد، اگر چه برايش آفاتى داشته باشد.
---------------------------------------------
۱- (سوره مائده ، آيه ، 8). ۲- (جامع السعادات ، 1/368).
قال الله الحكيم : ((انما المؤ منون اخوة
به حقيقت همه مؤ منين با يكديگر برادر هستند))(۱)
قال الباقر عليه السلام : ((عليك باخوان الصدق فانهم عدة عند الرخا و جنة عند البلاء
:بر توست كه برادران راستگو بگيرى كه هنگام بيچاره گى ذخيره و در موقع بلاء سپرند(۲)
شرح كوتاه :
برادرى و رفاقت در هر زمان براى اهلش عزيز و لازم است . خداوند نعمتى بر بنده بمثل توفيق درك و صحبت دوستان دينى نداده است .
آيا نمى بينيد كه خداوند اول كرامتى كه به انبياء هنگام بعثتشان داد، دوست و برادر و ولى بوده است ، و اين دليل بزرگى است كه بعد از معرفت خدا و رسول ، نعمتى شيرين تر و پاك تر از برادرى در راه خدا و رفيق صالح نبوده است .
از دوستى و اخوت با كسانى كه بخاطر طمع يا خوردن و يا مقصدى دنيائى دارند بايد پرهيز كرد و برادر دينى كم با معرفت بهتر از زياد بدون معرفت مى باشد(۳)
--------------------------------------------------------------
۱- (سوره حجرات ، آيه ، 10.).۲- (بحار الانوار، 78 / 251). ۳- (تذكرة الحقايق ، ص 52)
شاگردان و ياران امام صادق عليه السلام به گرد او حلقه زده بودند. اما از يكى از يارانش پرسيد: به چه كسى ((فتى )) ((جوان )) مى گويند؟
او در پاسخ عرض كرد: آن كسى كه در سن جوانى است .
فرمود: با اينكه اصحاب كهف در سنين پيرى بودند خداوند آنها را به خاطر ايمانى كه داشتند با عنوان ((جوان )) ياد كرده است در آيه 10 سوره كهف مى فرمايد:
((ياد آور زمانى را كه اين گروه جوانان به غار پناه بردند)) (۱)
آنگاه در پايان حضرت فرمود: (۲)
((هركس به خدا ايمان داشته باشد و تقوا پيشه كند، جوان (مرد) است .)) (۳)
-------------------------------------------------------------------
۱- اذ آوى الفتيه الى الكهف . ۲- من آمن باللهواتقى فهو الفتى. ۳- حكايتهاى شنيدنى 5/58 - تفسير نورالثقلين 3/244.
سلام د راین پست برنامه ای که خودم به زبان ویژوال بیسیک نوشته ام رو براتون می گذارم انشاءالله کد این برنامه رو هم بعدا می گذارم
کاربرد برنامه :
تبدیل عدد به حروف با قابلیت کپی متن مثلا ۲۴۵۶ می شود دو هزار و چهار صد و پنجاه و شش
بدست آورد مقسوم علیه ها ی یک عدد برای مثال عدد پانزده بر عدد ۱ ،۳،۵،۱۵ بخش پذبر است
بدست آوردن جذر و معکوس عدد مثلا ۳۴۵۶ می شود ۶۵۴۳
مشخص کردن عدد اول بود یا نه

دریافت فایل (حجم فایل چهار مگابایت )
جواد محدثی:
گـرچه خسته ام, گـرچه دلشكسته ام, بـاز هـم گشـوده ام درى به روى انتظار تـا بگـويمت, هنـوز هـم به آن صـداى آشنا اميـد بسته ام.
اى تو صاحب زمان! اى تو صاحب زميـن! دل, جدا ز ياد تو آشيانه اى خـراب وبى صفاست ياد سبز و روح بخـش تـو ياد لطف بـى نهايت خـداست كـوچه باغ سينه ام, اى گل محمدى, به عطر نامت آشناست آنكه در پى تـو نيست, كيست؟ آنكه بـى بهانه تـو زنـده است, در كجاست؟
اى كرامت وجود! باد غربتى كه مى وزد به كوچه هاى بى تـو, بـوى مرگ مـى دهـد, ـ بـوى خستگى, فسـردگـى ـ كـوچه ها در انتظار يك نسيـم روح بخـش, يك پيـام آشنـا و دلنـواز, سينه را گشـوده انـــد. كـوچه هـاى مـا هميشه عاشق تـو بـوده انـد.
اى كبوتر دلـم هوايى محبتت! سينه ام, آشناى نعمت غم است گر هزار كـوه غم رسـد, هنـوز هـم كـم است از درون سينه ام نـاله هاى مـرغ خسته اى به گـوش مـى رسـد. بالهاى زخمـى ام, نيازمنـد مـرهـم است.
صبحگاه جمعه ها آفتاب ياد تـو ز ((نـدبه))هاى ما طلـوع مـى كنـد. آنكه شب پـس از دعا, با سرود اشتياق و نغمه اميد, با دلـى سفيد خـواب رفته است, روز را به شـوق ديدنت شروع مـى كند اى تـو معنى اميـد و آرزو! اى بـراى انتظار عاشقانه, آبـرو! عشقهاى پاك, در ميان خنده ها و گريه هاى عاشقان, پيـش عصمت الهى ات, خضـوع مى كند.
اى بهانه اى براى زيستـن! اشتياق, همچو سبزه بهاره هر طرف دميده است. جمكران, جلوه اى از انتظار و شـوق ماست اى بهار جاودان, اى بهار آفـريـن, مـا در انتظار مقـدم تـوييـم, اى اميـد آخـريـن!
اى عزيز دل, پناه شيعيان اى فـروغ جـاودان! سـايه بلنـد نام و ياد تـو, از سر و سراى عاشقان بيقرار, كـم مباد قامت بلند شوق, جز بـر آستـان پـرشكـوه انتظار, خـم مبـاد
براى آقا امام زمان(عج) :كوچ
در دلم افتاده روزى اين قفس پر مى شـود
در دلم افتاده كوچ عشق هـم سـر مـى شود
در دلـم افتـاده روزى آسمـان در آسمان
پهنه پـرواز را خوش سايه گستر مـى شـود
در دلـم افتـاده روزى واژه بيـداد هـم
در ميــان گــامهاى نــور پرپر مـى شود
در دلـم افتـاده روزى بـا ظـهور آفتاب
خلــوت تاريــك شبهــايم منــور مى شود
در دـم افتاده روزى ايـن خزان بـى نصيب
با ظهــور مهــدى مــوعود پر بر مى شود
|
خیلی دلم گرفته ولی ایندفه به خاطر مشکلاتم نیست . مشکلات حل میشه . وقتی خوب فکر میکنم میبینم ما آدما چقدر پررو هستیم همه کاری میکنیم تا برامون یه مشکل پیش میاد مومن میشیم و دست به دامن خدا میشیم . چرا؟ خدایا: دلم گرفته خدا با من آشتی میکنی؟ خدا جون میدونم بنده خوبی نبودم . نیستم خدا دیگه خودم هم نمیتونم برای خودم کاری انجام بدم فقط کار خودته . خدای خوبم با من قهر کردی؟ مگه میشه تو با بندت قهر کنی میدونم اشتباه کردم خوب تو ببخش . خودت یه نظری کن میدونی که چقدر دوست دارم آدم بشم اگه تو هم ولم کنی که دیگه کسی رو ندارم الان یه کوچولو نگام کن ببین چقدر تنهام !!! ببین اگه دستمو نگیری فنا میشم اگه تو هم منو فراموش کنی دیگه پیش کی برم؟ من که جز تو کسی رو ندارم . همه کسم تویی . خدا جون منم دل دارم ببین گرفته!! رفتم پیش امام رضا میدونم آقا از رفتنم خوشحال نشد میدونم اون فضای ملکوتی رو به هم زدم خوب میخواستم حرف دلم رو بش بگم ولی .... خودت نظری کن خدای مهربونم تو گفتی هیچی به اندازه اشک چشم بنده گناهکار و پشیمونم برام ارزش نداره خدایا به همین اشکهام قسمت میدم کمکم کنی و پر رویی منو ببخشی......منو ببخش که اینجوری باهات حرف میزنمبه خودت قسم قصد جسارت ندارم تو خودت با مهربونیات منو پررو کردی خدایا تنهام نذار و دستم رو بگیر.... خدایا منو حتی برای یه لحظه رها نکن . |
موضوع: مباحث مذهبی
به خداوند بخشنده و مهریان
انشاء الله به یاری خداوند از کتاب آثار و برکات صلوات مطالب رو برای شما می گذارم انشاءالله شما استفاده کامل رو از این مطالب ببرید .
نام کتاب آثار و برکات صلوات نام نویسنده : عباس عزیزی
مقدمه :
صلوات يعنى چه ؟
صلوات چه اثرى در روح انسان دارد؟
صلوات چه ذكرى است ؟
صلوات چه آثارى در دنيا و برزخ و قيامت دارد؟
صلوات يعنى پيامبر و آل او.
صلوات بهترين هديه از طرف خداوند براى انسان است .
صلوات تحفه اى از بهشت است .
صلوات روح جلا مى دهد.
صلوات عطرى است كه دهان انسان را خوشبو مى كند.
صلوات نورى در بهشت است .
صلوات نورى پل صراط است .
صلوات شفيع انسان است .
صلوات ذكر الهى است .
صلوات موجب كمال نماز مى شود.
صلوات موجب كمال دعا و استجابت آن مى شود.
صلوات موجب تقرب انسان است .
صلوات سپرى در مقابل آتش جهنم است .
صلوات انيس انسان در عالم برزخ و قيامت است .
صلوات جواز عبور انسان به بهشت است .
صلوات انسان را در سه عالم بيمه مى كند.
صلوات از جانب خداوند رحمت است و از سوى فرشتگان پاك كردن گناهان و از طرف مردم دعا است .
صلوات برترين عمل در روز قيامت است .
صلوات سنگين ترين چيزى است كه در قيامت بر ميزان عرضه مى شود.
صلوات محبوب ترين عمل است .
صلوات آتش جهنم را خاموش مى كند.
صلوات زينت نماز است .
صلوات گناهان را از بين مى برد.
صلوات فقر و نفاق را از بين مى برد.
صلوات بهترين داروى معنوى است .
چه خوب است كه انسان دائم الصلوات باشد؛چرا كه پيامبر نيز دائم الصوات است .
چه خوب است هميشه زبان انسان مشغول ذكر صلوات باشد.
چه خوب است كه فضاى جامعه و محيط كار خود را معطر به صلوات كنيم .
چه قدر از عمر مى گذرد و حرف هاى بيهوده از زبان ما خارج مى شود كه دل انسان را سياه مى كند، صلوات فرستادن بهتر از سكوت و خيال بافى هاى بيهود و سخنان بى ارزش است . پس اگر زبان مشغول صلوات باشد هم به عمر خود ارزش داده ايم و هم روح خود را جلا و و فضاى محيط خود را نورانى كرده ايم .. بياييم دنيا و عالم برزخ و قيامت خود را با صلوات بيمه كنيم .. و با اين صلوات خداوند و اهل بيت عليهم السلام را خوشحال كنيم .
قال الله الحكيم : ((ان الله مع الذين اتقوا و الذين هم محسنون
همانا خدا يار و ياور نيكوكاران است )) (۱)
قال على عليه السلام : عاتب اخاك بالاحسان اليه
برادر دينى خود را بجاى سرزنش ، احسان و نيكى كن )) (۲)
شرح كوتاه :
نيكى و نيكوكارى از صفاتى است كه خداوند صاحب اين صفت را دوست دارد. همانطورى كه خداوند به ما احسان كرده است ، لازم است ما هم در برابر خوبى هاى مردم نيكى بيشترى نمايم .
اگر كسى با ما بدى هم كرد براى تاءديب او، با احسان برخورد كنيم ، نه اينكه بدى را با بدى جواب دهيم كه موجب ازدياد كينه و دشمنى شود.
شيوه مردان الهى اين بود، كه اگر كسى به آنها سلام مى كردند، جواب سلام را بهتر كاملتر مى دادند؛ و اگر دستى براى نيكى بسوى آنها دراز مى شد افزون تر پاداش مى دادند.
دلهاى آدميان دوستدار نيكى كنندگان است ؛ و شيطان از اين عمل آدميان صورتش مجروح و دلش جريحه دار مى شود؛ و در اين راستاى محسن از منت گذاشتن ، احسان خود را خدشه دار نمى كند.
--------------------------------------
۱- سوره نحل ، آيه ، 128 ۲- نهج البلاغه فيض ، ص 1165

قانون1: بيائيد ذهنمان را سرشار از فكر آرامش، شجاعت، سلامتي و اميد كنيم زيرا زندگي ما همان چيزي است كه ذهنمان مي سازد.
قانون 2: بيائيد حتي با دشمنان حتيٌ الامكان درگير نشويم ، زيرا اين كار بيشتر از آن كه آنها را آزرده خاطر كند، از ما نيرو مي گيرد. بيائيد حتي يك دقيقه را هم صرف فكر درباره كساني كه دوست نداريم نكنيم.
قانون 3:
الف- به جاي نگراني درباره ناسپاسي، انتظار ناسپاسي داشته باشيم. يادمان باشد كه حضرت مسيح فقط در يك روز ده آدم جذامي را شفا داد وفقط يك نفر از او تشكر كرد.
ب- يادمان باشد كه تنها راه دست يافتن به خوشحالي وسعادت، انتظار تشكر از ديگران نيست، بلكه بخشش را بايد به خاطر شادي بخشش دوست داشت.
د- يادمان باشد كه سپاسگزاري را بايد همچون بذري كاشت بنابراين اگردوست داريم، فرزندانمان آدمهاي شكرگزاري بار بيايند، بايد اين صفت را به آنها بياموزيم.
قانون4: هميشه چيزهايي را كه بايد شكرشان را به جا بياوريد بشماريد، نه مشكلاتتان را.
قانون 5: از ديگران تقليد كوركورانه نكنيم. خودمان را بشناسيم وخودمان باشيم زيرا حسادت يعني جهل و تقليد يعني خودكشي.
قانون 6: وقتي تقدير به دستمان يك ليمو ترش ميدهد، از آن شربت درست كنيم.
قانون 7: با اندكي شاد كردن ديگران، اندوه خود را از ياد ببريم. وقتي به ديگران نيكي مي كنيد به خود نيكي كرده ايد. ديل كارنگي
و اما.....
حقیقت را باید در جایی نزدیک خودمان پیدا کنیم ... در وجود گرد گرفته خودمان ..........
به راستی می توان آرامش واقعی را در جایی جز یاد خدا پیدا کرد.
چقدر به این جملات اعتقاد دارید :
الا بذکر الله تطمئن و القلوب
هو الرزاق
اگر تا حالا برای رسیدن به آرامش و خواسته هایتان هزاران راه را رفته اید و هنوز به آن نرسیده اید و اگر شما از آن دسته افرادی هستید که هروز به دنبال جدید ترین نکته یا کتاب در ضمینه روانشناسی و یا فرا روانشناسی می گردید ..... فقط می خوام بگم اونی که تو رو آفریده گفته :

هیچ دلی به آرامش نخواهد رسید مگر با یاد ما ![]()
منبع :www.paradisal.blogfa.com
پس از تلاش های پیاپی توانستم این ماجول رو پیدا کنم در این ماجول که کد msgbox fasi می باشد دکمه های ام اس جی باکس فارسی هستن
دریافت رمز فایل www.pc-iran-qom.blogfa.ir
در این پست یک آموزش جامع ویژوال بیسک که انصافا خیلی کامل و دقیق می باشد خیلی گشتم تا توانستم همچین آموزشی پیدا کنم اونایی که وی بی کار میکنن حتما این فایل را دانلود کنن

برخی از مباحث :
مقدمه ، متغیر ها ، عملگر ها ،ساختار های تصمیم ،حلقه های تکرار ، آرایه ها ، ثابت ها ، برنامه نویسی ماجولار ،توابع ، رویه ها ، برسی فایل ها در ویژوال بیسک ، آشنایی با اwindows Api و ...
دریافت فایل رمز فایل www.pc-iran-qom.blogfa.ir