مشرب درد کشي نيست نکونامان را .............. مطربا خيز و صلا در صف بدنامان ده
سينماي دفاع مقدس در اين سالهاي پر فراز و نشيب بعد از جنگ فيلمهاي مختلفي را به خود ديده است ؛ فيلمهايي که با نگاههاي متفاوت به جنگ هر يک سهمي را در بازخواني اين دوران داشته اند. اما در اين بين مي توان آژانس شيشه اي و اينک اخراجي ها را نقطه عطفي در سينماي جنگ دانست که به علت دارا بودن نگاهي ويژه مورد اقبال عموم واقع شده اند. شايد بتوان اخراجي ها را مکمل آژانس شيشه اي دانست ؛ چرا که آژانس شيشه اي نگاه آدمها را به بازماندگان جنگ نشان مي داد و اخراجي ها مواجهه آنان را با جنگ. اين موفقيت را سواي کارگرداني خوب ده نمکي و بازي هنرمندانه بازيگران به نام سينما و البته موسيقي در خور تقدير فريدون شهبازيان ، مي توان مرهون فيلمنامه قوي اين فيلم دانست که با نگاهي به طيفهاي مختلف آدمها و شخصيت پردازي واقعي ، رفتارهاي متفاوت آنان را در مواجهه با جنگ و در قالبهاي طنزآلود به تصوير مي کشد. جاي جاي فيلم پر از خنده و تفريح براي مخاطب است ، اما در لابلاي اين طنزهاي به جا و هدفمند ظرافتهايي نهفته شده که بيننده را ناخودآگاه تحت تاثير قرار مي دهد و نهايتا در انتهاي فيلم اين احساس را به اوج مي رساند.
در ادامه به واکاوي شخصيتهاي داستان پرداخته مي شود :
1- مجيد (سوزوکي) ؛ آدمي لات مسلک با مشخصه هاي خاص اين طيف آدمها که از نظر حاج صالح(گرينف) و عباس(پسر ميرزا) داخل در جرگه اراذل و اوباش است ؛ اما ميرزا معتقد است مي توان به حر شدن او اميدوار بود و بايد به دل او خط داد نه اينکه دلش را خط خطي نمود. خاطر خواهي و علاقه واقعي او به دختر ميرزا باعث شده تا دست به هر کاري بزند تا نظر ميرزا به اين ازدواج جلب شود ؛ از ظاهر سازي سفر به مکه گرفته تا رفتن به جنگ. اين خاطرخواهي که از نظر ميرزا نه تنها عيب نيست که اگر مقدمه اي براي رسيدن به عشق حقيقي باشد بهانه مفيدي خواهد بود مجيد را وادار مي کند تا جان خود و دوستانش را به خطر انداخته و عازم جبهه شود. اما سرانجام فضاي خاص جبهه و جنگ که همواره در جذب اين قسم افراد موفق بوده است و همچنين پيگيري و اثر گذاري سيد مرتضي و همينطور پيش نماز مسجد باعث مي شود تا مجيد انگيزه جديدي پيدا کند و از آرمانهاي تازه اي برخوردار گردد. او که تا کنون سختي ها را به خاطر دختر ميرزا تحمل مي کرده است اکنون متاثر از حرف سيد مرتضي(که مي گويد «يعني مملکت مال شما نيست؟») بهانه ديگري براي ماندن پيدا مي کند و مي جنگد تا رسالت دفاع از ميهن را به سرانجام برساند.
داش مصطفي ؛ اين شخصيت کپي مجيد سوزوکي است البته کمي سربه راه تر و سازگارتر. بهانه او هم براي آمدن به جبهه خاطرخواهي است ؛ اما خاطر خواه رفيق و وابسته به او ، تا جايي که حاضر است با او به بهشت يا جهنم برود. او معتقد است که «مردانگي به ريش نيست بلکه به ريشه است» و از خدا مي خواهد تا بدنش را آنچنان تکه تکه و خاک کند که اثري از خالکوبي بر روي آن باقي نماند. راز موفقيت جبهه در جذب اين دسته از افراد در اين جمله حاج کمالي نهفته است «ترس در وجود همه هست ، اما بايد اين ترس را شکست» ؛ براستي اين قسم آدمها به راحتي ترس را در وجود خود مي شکنند و اگر درون خاليشان پر شود و آرمان و هدفي بيابند به راحتي جان در راه آن مي دهند و به تعبير ميرزا به آساني جَلد اين راه مي شوند ؛ فقط بايد به آنها جهت داد و راه و چاه را نشانشان داد. به قول حافظ :
عاشق که شد که يار به حالش نظر نکرد .............. اي خواجه درد نيست و گرنه طبيب هست
2- حاج صالح(گرينف) و عباس(پسر ميرزا) ؛ اين افراد را مي توان درست نقطه مقابل مجيد و مصطفي دانست. افرادي که گرچه مقيد به ظواهر شرعي هستند و سعي بر دينداري دارند اما به دنبال حقيقت ايمان نيستند و حاضر نيستند در راه آرمانهايشان هزينه اي پرداخت کنند. شهيد آويني ايندسته را چه نيکو توصيف مي کند : «طبيعت بشري در جستجوي راحت و فراغت است و سامان و قرار مي طلبد. سخن از اهل فسق و بندگان لذت نيست ؛ سخن از آنان است که اسلام آورده اند ، اما در جستجوي حقيقت ايمان نيستند. کنج فراغتي و رزقي مکفي ..... دلخوش با نمازي غراب وار و دعايي که بر زبان مي گذرد ، اما ريشه اش در دل نيست ؛ در باد است. در جستجوي مأمني که او را از مکر خدا پناه دهد ؛ در جستجوي غفلتکده اي که او را از ابتلائات ايماني ايمن سازد ، غافل که خانه غفلت پوشالي است و ابتلائات دهر طوفاني است که صخره هاي بلند را نيز خرد مي کند. اگر کشاکش ابتلائات است که مرد مي سازد ، پس ياران ، دل از راحتي بر کنيم و گام به راه نهيم». آري :
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند .............. روبه صفتان زشت خو را نکشند
گر عاشق صادقي ز مردن مهراس .................. مردار بود هر آنکه او را نکشند
البته حاج صالح تا حدودي براي حفظ وجه ي اجتماعي خود حاضر به خطر کردن است اما حساب شده و با برنامه ؛ او زماني را براي اعزام خود به جبهه انتخاب مي کند که قرار است تا مدتي حمله اي از سوي دشمن صورت نگيرد ؛ همسرش را هم تشويق مي کند تا در فاميل و همسايه اعلام کند که حاجي تا خط مقدم پيش رفته و ممکن است شهيد گردد. اين قسم آدمها بعضا دچار يک نوع خود شيفتگي همراه با قوه توجيه گري هستند و رفتارهاي خود را خوب و مطابق شرع و اعمال ديگران را بد و خلاف شرع مي دانند. نمونه آن در جايي است که حاج صالح به راننده ماشين دولتي مي گويد که منزل را به حضرت عبدالعظيم ميبري تا نذرش را ادا کند اما مواظب باش که با آن مسافرکشي نکني چرا که متعلق به بيت المال است ؛ يا اينکه علنا غيبت مي کند اما مي گويد غيبتش نباشد ؛ يا اينکه عباس جبهه نرفتن خود را بد نمي داند اما جبهه رفتن مجيد و رفقايش را امري ناپسند ميشمارد. اين عده دائما سعي مي کنند رفتارهاي منفي و ناپسند ديگران را به رخ آنها کشيده و در نهان و آشکار علَم ضديت و مخالفت با آنها سر دهند ؛ به تعبيري کوتاه «از خود کورند و از ديگران بينا». ظاهر و باطن اينگروه يکي نيست و هميشه ظاهرشان بهتر از باطنشان است به خلاف دسته قبلي که ظاهر و باطنشان يکي است و خوبي ها و بديهاي درونيشان هميشه ظاهر و آشکار است. و جالب اين که ، اين تقابل شخصيتي بين دو گروه ذکر شده دائما خود را به صورت جنجال و کشمکش در طول فيلم نشان مي دهد. مواجهه با اين محيط ، دست اين عده را به خوبي رو مي کند ؛ به مانند حوض آب که به ظاهر آبي گوارا و بدور از هرگونه ناپاکي را به رخ مي کشد اما در اثر وزيدن طوفاني يا افتادن تکه چوبي و بهم خوردن زير و روي آب ، تمامي رسوبات و لجنهاي به ته نشسته ، حوض را مالامال مي کند ، جنگ هم رسوبات لايه هاي زيرين شخصيتي ايندسته را به يکباره بيرون مي ريزد و واقعيت آنان را نمايان مي کند به نحوي که حاج صالح در صحنه آخر فيلم اعتراف مي کند «خدايا اين لاتها رو کشاندي تا اينجا تا روي مرا کم کني ! قبول ؛ تو بردي»
3- ميرزا و پيش نماز مسجد ؛ نمونه اي از مربيان و هدايت گران تاريخ و وارثان انبياء و اولياء ؛ ايندسته هم تکليف خود را خوب مي شناسند و هم آدمها را ؛ هنر ايندسته آن است که کيمياگرند و از هيچ همه چيز و از نخاله ها طلا مي سازند و به همه کس هويت و اصالت مي دهند. اينها در انجام رسالت خطير خود که همانا راهبري و نجات انسانهاست هيچ گاه نا اميد و خسته نمي گردند و تا رسيدن به مقصود از هيچ تلاشي فروگذار نمي کنند. شاهد آن در فيلم ، تکرار بارها و بارهاي اين جمله است «صبر کن!». اينها هيچگاه به خود و عمل خود مغرور نمي شوند و فاصله حرّيت و خريّت را فقط يک نقطه مي دانند. سعدي در توصيف اينان چه نيکو گفته است :
صاحبدلي به مدرسه آمد ز خانقاه ................................ شکست عهد صحبت اهل طريق را
گفتم ميان عالم و عابد چه فرق بود .................................. تا اختيار کردي از آن اين فريق را
گفت آن گليم خويش به در مي برَد ز موج ...................... وين جهد مي کند که بگيرد غريق را
4- حاج حميد(فرمانده لشگر) ، حاج رسولي(فرمانده گردان) و سرهنگ محمود شرافت ؛ نمونه واقعي از فرماندهان جنگ ؛ آدمهاي خالصي که ترس در وجودشان راهي ندارد و تمامي وجودشان وقف جانبازي در راه آرمانهايشان گشته است. اينان از ظاهر فريبي دسته دوم بدور هستند و نگاهشان به رزمندگان نگاهي محبت آميز و بدور از قدرت طلبي است ؛ اگر چه فرمانده لشگرند اما خود را آشپز لشگر معرفي مي کنند. البته سرهنگ شرافت بعنوان نمونه روشني از يک ارتشي در عين خضوع ، خشوع و خلوص خود به هر حال يک نظامي است و گاهي صلاح مي بيند که از خشونت بهره بگيرد و مخلين آرامش و نظم گردان را مهار کند.
5- حاج کمالي ، سيد مرتضي ، ماشاالله و حسين ؛ نمونه بارزي از رزمندگان جنگ ؛ ايندسته هم به مانند فرماندهان خود خالص اند و شجاع و آماده فدا کردن هستي خويش در راه آرمانهايشان ؛ مردانگي را مي آموزند و صفا و صميميت و دوري از تکبر را درس مي دهند ؛ به تعبيري کوتاه «عين کف دست صاف اند». پريدن حسين بر روي نارنجک و بگردن گرفتن خطاي بيژن در رزم شبانه از سوي ماشاالله و تنبيه شدن به جاي او شاهدي بر اين مدعي است. سيد مرتضي هم که ديگر توصيف نمي خواهد ؛ او که به حق جانشين ميرزا در جبهه است وظيفه خود را خوب مي شناسد و حاضر است براي اصلاح آدمها با آنان دمخور شود ، از کلماتشان استفاده کند ، به مانند آنان دستمال يزدي به دست بگيرد و حتي بعوضشان تنبيه شود ؛ او خود را در برابر اشتباهات ديگران مسئول مي داند و حکايت خود را حکايت آدمي تلقي مي کند که قصد دارد ديگران را اصلاح کند اما هنوز خود آدم نشده است. در مقابل حاج کمالي از انعطاف کمي برخوردار است و خشن تر مي نماياند ؛ او که نمي تواند به راحتي بر خطاهاي ديگران سرپوش بگذارد خود را در برابر نظم گردان مسئول مي داند و حاضر نيست منافع گردان را فداي منافع عده اي خاص کند.
6- عمو سيفي و حاج کريم (کريم سوسکه) ؛ آدمهايي که از گذشته خويش پشيمانند و از آن مي گريزند و سعي دارند به هر نحوي شده گذشته را جبران نمايند. کريم اصرار دارد که به او حاج کريم گفته شود و اذعان مي کند که نمکگير جبهه شده است. عمو سيفي هم به لطف ميرزا به مسجد پناه آورده و راهي جبهه مي گردد تا به رزمندگان خدمت کند و آنها را با نواختن موسيقي شاد نمايد.
7- کامران (دکتر) ؛ او با وجود اينکه در خارج زندگي کرده ، ادامه تحصيل داده است و در رفاه مالي بسر ميبرد اما اشتياقش به دفاع از ميهن و حضور در جبهه آنچنان زياد است که بر خلاف رضايت پدر و مادر خود حاضر شده است تا به همه امتيازات و برتريهاي مادي خويش پشت پا بزند و به تعبير پدرش گوشت مقابل توپ گردد. اينان هيچ گاه نمکگير دنيا و ظواهر آن نمي شوند و از دنيا و امتيازات آن کيسه اي براي قدرت طلبي و ثروت اندوزي نمي دوزند بلکه از موقعيتهاي خود براي خدمت به ديگران استفاده مي جويند حال چه در جنگ باشد و چه در صلح. در مقابل او پدر و مادرش هستند که حاضر نيستند آرامش خود را به مخاطره بياندازند و به زندگي مرفه خود دلخوش هستند.
8- بايرام (باقالي) ؛ اين آدم به هيچ يک از رفقاي خود شباهتي ندارد ؛ نه اهل لات بازي ، لوطي گري و دعوا است و نه اهل دود و دم و قمار است ؛ حتي فحاشي هم نمي کند ؛ آدمي است ساده لوح ، دهن بين ، بدبين ، ترسو و بي هدف که حتي حاضر نيست براي ازدواج با دختري که به او علاقمند است کمي سختي ها را تحمل کند و به خاطر ترس از جان بارها ابراز پشيماني مي کند و مي خواهد به شهر برگردد. به تعبير مرحوم صفايي «در هنگامه بحران ها و بروز خطر ، عشق به نفس و حب ذات آشکارتر و فعالتر مي شود و در نتيجه ترس و احتياط و بدبيني زيادتر» ؛ او حتي به شربت آبليمو هم به ديده شک مي نگرد. در يک کلام مي توان گفت که او «آدم سست عنصر و ترسويي است.» آري :
در ره منزل ليلي که خطرهاست به جان .............. شرط اول قدم آن است که مجنون باشي
امير (کپک) ؛ آدمي ضعيف النفس که اعتياد اراده او را سلب کرده و از او انساني باري به هر جهت ، بي جربزه و وپوچ ساخته است. او که شخصيتي لوده و دم غنيمتي دارد فقط لذت لحظه ها را مي شناسد و بهيچ وجه به گذشته مبهم و آينده نامعلوم خويش فکر نمي کند ؛ او اگرچه با ديدن عکس شيميايي شدگان جنگ متاثر مي شود اما اساسا جبهه رفتن را نوعي خوشگذراني مي داند و براي رفيق بازي عازم اين سفر شده است.
بيژن (بزغاله) ؛ شخصيتي است بسيار لوده مسلک ، بي قيد و منفعت طلب ؛ جبهه آمده است تا مگر تلويزيوني هم به او برسد ، و در جبهه مي ماند چون همه چيز صلواتي و رايگان داده مي شود. اين آدم اگر چه دست کجي دارد و هر جا موقعيتي بيابد به اموال ديگران دست درازي مي کند اما در برهه هايي از داستان تحت تاثير فضاي جبهه قرار مي گيرد و سعي مي کند تا اموال دزديده شده را به صاحبانش باز گرداند و همچنين در جايي فداکاري کرده و ماسک خود را بر روي صورت دختربچه شيميايي شده قرار مي دهد. براستي بوده اند شخصيتهايي اينچنين ، که در محيط جنگ متحول شده اند و سرنوشت ساز.
يکي از دلايل موفقيت اخراجي ها نگاه واقع گرايانه آن به مقوله جنگ است ، بر خلاف بسياري از فيلمهاي دفاع مقدس که بسيار آرماني عمل کرده و همه رزمندگان را انسانهايي به تعبير ميرزا «گرومپي از آسمان افتاده» معرفي مي کنند ؛ البته نبايد اين قضيه را بکلي نفي نمود ، چه بسيار بوده اند کساني که از ارتباطات خاصي با عالم بالا برخوردار بوده اند ، اما به هر حال همه جور شخصيت و همه طيف آدمي در اين عرصه حضور داشته اند و براي دفاع از تماميت ارضي و آرمانهاي انقلاب از جان عزيزشان گذشته اند. اخراجي ها تاکيد دارد بر اينکه ، مهم نيست چه کساني و با چه اهدافي وارد جبهه ها شدند بلکه مهم آن است که جبهه چه تاثيراتي بر آنان داشته و چگونه آدمهايي از ايشان ساخته است.
جنگ با تمامي آثار ويرانگر و مخرب خود ، گاهي سرمنشا بسياري از تحولات بشري مي گردد ؛ مانند واقعه عظيم عاشورا و همچنين قيام موعود اديان در آخر الزمان. (زمين شناسان معتقدند جاري شدن سيلابهاي عظيم و ويرانگر و تخريب بسيار شديد يک منطقه زيست محيطي سواي ضررهاي بسيارش منافع بيشماري دارد و باعث مي شود تا پس از مدت کوتاهي آن منطقه تا قرنهاي متمادي و بلکه هزاران سال منطقه حاصلخيز و مکان بسيار مناسبي براي زندگي انواع موجودات و تمدن بشري گردد ؛ يعني گرچه به ظاهر نابودي است اما به واقع جهش است) دفاع مقدس هشت ساله اگر چه تاثيرات منفي بر اقتصاد و پيشرفت کشور داشت اما روحيه ايثار را در کالبد مردمش دميد و فرهنگ مقاومت و پايمردي را در آنان زنده کرد و از نخاله هاي بسياري طلا ساخت و اين است حکمت فرمايش امام راحل رضوان الله تعالي عليه که فرمودند «جبهه دانشگاه انسان سازي است».
گوش كنيد :
1- موسيقي تيتراژ اول اينجا
2- موسيقي تيتراژ آخر اينجا
3- قسمتي از فيلم اينجا
بچه بودم فکر مي کردم خدا هم شکل ماست ....... مثل من، تو، ما، همه، اونيز موجودي دوپاست
در خيال کوچک خود فکر مي کردم خدا .............. پيرمردي مهربان است وبه دستش يک عصاست
مثل آقاجان به چشمش عينکي دارد بزرگ ............... با کلاه وساعتي کهنه که زنجيرش طلاست
يک کت وشلوار مي پوشد به رنگ قهوه اي .......... حال وروز جيب هايش هم هميشه روبه راست
فکر مي کردم که پيپش را مرتب مي کشد .................... سرفه هاي او دليل رعد وبرق ابرهاست
گاهگاهي نسخه مي پيچد طبابت مي کند ............... مادرم مي گفت او هر دردمندي را دواست
فکر مي کردم که شبها روي يک تخت بزرگ ............... مثل آدمها ومن در خوابهاي خوش رهاست
چندسالي که گذشت از عمر من، فهميده ام ................... اوحسابش از تمام عالم وآدم جداست
مهربانتر از پدر، مادر،شما،آقابزرگ ...................... اوشبيه هيچ فردي نيست، نه! چون او خداست
| تصاویری از تست لپ تاپ ضد ضربه Dell در برابر شرایط سخت |
| سایت ZDNet Netherland یک لپ تاپ Dell مدل ATG Latitude را که برای کار در محیط های پر مخاطره و آسیب پذیر ساخته شده را در مقابل شرایط مختلف آزمایش کرده. که مراحل این آزمایش را میبینید :
در ابتدا تست کننده به نشان دادن و بررسی اجزای لپ تاپ میپردازد که چگونه محافظت و آب بندی شده اند. سپس وی نشان میدهد که چگونه با یک کلید نمیتوان روی بدنه ی این لپ تاپ خش وارد کرد. در مرحله بعد فرد تست کننده لیوان قهوه ی خود را روی لپ تاپ روشن میریزد و نشان میدهد که بعد از ریختن قهوه روی کیبورد. لپ تاپ بدون هیچ مشکلی کار میکند.
آزمایش با پرتاپ لپ تاپ از بالای یک پلکان به روی زمین درحالت خاموش ادامه پیدا میکند و سپس پا را فراتر گذاشته و لپ تاپ را در حالی که روشن است و از طرف نمایشگر روی زمین پرتاپ میکند و لپ تاپ همچنان بدون مشکل مشغول به کار میماند.
در آزمایش بعدی یک چکش از بالا روی لپ تاپ در حال کار انداخته میشود. چکش به دکمه Power لپ تاپ هم اصابت میکند ولی بعد از روشن کردن هنوز مشکلی ندارد.
در آخرین مرحله فرد تست کننده سوار یک اتومبیل شده و با آن از روی لپ تاپ عبور میکند. و بعد از روشن کردن لپ تاپ همچنان به کار ادامه میدهد و فقط قسمتی از محافظ دور نمایشگر آن آسیب دیده است. .اگر به اینترنت پرسرعت دسترسی دارید میتوانید ویدئوی این آزمایش را هم ببینید ویدئو این آزمایش از طریق اين لينك قابل مشاهده است. |

برای کسانی که آشنایی زیادی با شرکت Apple و محصولات و تاریخچه آن ندارند یک فرد خوش ذوق به نام Edwin Tofslie تصویر تمام محصولات این شرکت را به ترتیب تاریخ در یک عکس کنار هم قرار داده است. از اولین محصول این شرکت به نام Apple 1 ساخته شده در سال 1976 تا آخرین محصول این شرکت گوشی موبایل iPhone محصول 2007 که چند روزی از ارائه آن بیشتر نگذشته است. شاید دانستن این نکته برایتان جالب باشد که مخترع موس که هم اکنون تمام کاربران سراسر دنیا برای کار با کامپیوتر از آن استفاده میکنند شرکت Apple بوده است. برای دیدن تصویر بزرگ روی این لینک کلیک کنید

|
دنياي شگفت انگيز قارچ ها | ||
|
| ||
|
قارچها يکي از اميد بخش ترين موجودات زنده اي هستند که در تحقيقات زيست فناوري مورد استفاده قرار مي گيرند. در حال حاضر، قارچها به معناي کلي خود، نقش مهمي در صنعت ، پزشکي و کشاورزي ايفا مي کنند و در واقع صنايع مرتبط با قارچ ، يکي از مهمترين و سودآورترين صنايع در سطح جهاني است. منبع : جام جم |

پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله به ابوذر غفاري فرمودند:
«اي ابوذر! پيش از آن که پنج چيز به تو روي آورد، پنج چيز را غنيمت شمار:
1- جواني را پيش از پيري؛
2- تندرستي را پيش از بيماري؛
3- توانگري را پيش از پريشاني؛
4- فراغت را پيش از گرفتاري؛
5- زندگي را پيش از مرگ.»
منبع:
سيماي پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله، اميرحسين عليقلي
بوش سه هفته پيش جلسه اي با عده اي از روحانيون و نخبگان مسلمان آمريکا داشته است.
وي تيمي مطالعاتي تحت نظارت خود متشکل از کارشناسان مسائل خاورميانه و اسلام در وزارت امور خارجه، چند نفر از اطلاعات آمريکا (CIA) و نخبگان مسلمان مقيم آمريکا را به وجود آورده است. جورج دبليو بوش، رييس جمهور آمريکا، چندي پيش دستور تشکيل تيمي مطالعاتي را داد.
به گزارش سرويس بين الملل « فردا »، جرج دبليو بوش، سه هفته پيش جلسه اي با عده اي از روحانيون و نخبگان مسلمان آمريکا داشته است که در آن جلسه با فلسفه امام زمان (عج) آشنا شده است.
بنابراين گزارش، وي تيمي مطالعاتي تحت نظارت خود متشکل از کارشناسان مسائل خاورميانه و اسلام در وزارت امور خارجه، چند نفر از اطلاعات آمريکا (CIA) و نخبگان مسلمان مقيم آمريکا را بوجود آورده است که به وي اطلاعاتي در مورد امام زمان (عج) و اعتقادات مسلمانان به آن حضرت بدهند.
شايان ذکر است، بوش در آن جلسه ذکر کرده بود که : «اين امام بايد چيز خاصي داشته باشد که مسلمانان براي او خود را مي کشند.»
گفتني است، ديک چني از مخالفان سر سخت اين تيم مطالعاتي است.
منبع: تبیان
این سایت بخش های زیادی دارد از جمله :
دانستنی ها مذهبی بازی و سرگرمی عکس های ویژه خبری داستان های ایرانی و خارجی حکایت ها ی آموزنده و...و
کل چیز دیگه که کلی طول میکشه بنویسم خلاصه سایت خوب و پر محتوایی است .
آيا ميدانستيد که ظروف پلاستيكي تقريبا پنجاه هزار سال در برابر تجزيه و فساد مقاومند
آيا ميدانستيد که رشد كودك در بهار بيشتر است
آيا ميدانستيد حس بوياييه مورچه با حس بوياييه سگ برابري ميكند
با يک مداد معمولی خطی به طول 58 km می توان کشيد
آيا می دانستيد آمونياک می تواند جذبيت نيکوتين که يک آلکالوئيد مخدرموجود در سيگار است را توسط سلولهای مغز تا ۱۰۰برابر افزايش دهد.
آيا ميدانستي که در تمام وجود شما بيش از يك مشت گچ «كلسيم» وجود دارد
هر تكه كاغذ را نميتوان بيش از 9 بار تا كرد
هر سال از 600/557/31ثانيه تشكيل شده است.
بيشترين ضربان قلب راقناريها با1000بار در دقيقه وكمترين را فيل با27 بار در دقيقه دارد.
وقتي مگس بر روي يك ميله فولادي مينشيند ميله فولادي به اندازه دو ميليونيم ميليمتر خم ميشود.
-نور خورشيد فقط تا عمق 400متري اب دريا نفوذ ميكند.
- امريكا تا 50 ميليون سال ديگر دو نيم خواهد شد.
بقیش در ادامه ی مطلب ... نظر یادتون نره
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فرا رسيدن مبعث رسول اکرم حضرت محمد بن عبدالله(ص) بر تمامي مسلمين جهان تهنيت باد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
شهرستان خوانسار، در دره ای خوش آب و هوا، در باختر استان اصفهان، در 33 درجه و 12 دقيقه پهنای شمالی و 50 درجه و 20 دقيقه درازای شرقی نسبت به نيمروز گرينويچ و بلندی 2 هزار و 250 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان گلپايگان، از باختر به لرستان، از خاور به شهرستان نجف آباد و از جنوب به شهرستان فريدن محدود است. شهرستان خوانسار ناحيه ای كوهستانی و بلند است و ناهمواری های زيادی دارد. اين شهرستان دارای زمستان های سرد و پر برف و تابستان های معتدل با هوايی دل انگيز است. فاصله هوايی شهر خوانسار تا تهران 284 كيلومتر است.خوانسار يكي از شهرستان هاي استان اصفهان است كه مرم آن به كارهای كشاورزی و پرورش زنبور عسل اشتغال دارند. چشمه های طبيعی و چشم انداز رودخانه ها؛ جاذبه های طبيعی شهرستان خوانسار را تشکيل می دهند و مسجدهای قديمی و آرامگاه های بزرگان نيز از جاذبه های تاريخی اين منطقه به شمار می آيند. در شهرستان خوانسار صنايع دستی از قدمت و تنوع زيادی برخوردار است. قالی بافی، آهنگری، نجاری، كفش، گيوه، كوزه گری، سفال، خياطی، قاش تراشی، چيت سازی، عصاری، تهيه شيرينی( گز) و... از صنايع دستی اين شهرستان محسوب می شوند. در زير به برخی از هنرهای دستی مردم اين شهرستان اشاره می شود. در گذشته به دليل نبودن قاشق و چنگال فلزی، هنر قاشق تراشی اهميت زيادی داشته است، ولی اندک اندک از اهميت آن كاسته شده است. در گذشته قاشق های بزرگی از چوب گلابی برای افشره خوری می ساختند، كه ظريف بوده و چون دسته آن به شكل دست به كفه اش پيوند می يافته به قاشق دست دلبری سرشناس بوده است. در گذشته كه صنعت نساجی ساده بوده، پارچه ها در گونه های قدک، متقال و… به رنگ سفيد بافته می شد. برای بافت پارچه های رنگی و نقش دار، كارگاه های رنگرزی و چيت سازی، در نقاط گوناگون داير بوده است. يكی از اين محل ها، سرچيتگاه، در شهر خوانسار بوده و هم چنين بازار ويژه ای برای اين هنر وجود داشته است. هنر كوزه گری نيز از ديرباز در اين شهرستان رواج داشته و هنوز هم چند كارگاه كوزهگری وجود دارد كه غير از تنگ سفالی، ساير ظرف ها و گونه های لالجين ها را می سازند و به نقاط ديگر صادر می كنند. چون در درون اين ظرف ها، لعابی از شيشه وجود دارد و ظرف ها كلفت و محكم ساخته می شوند، نظافت و شستن آن ها آسان و دوام شان زياد است. روغن كشی از دانه های روغن مانند: بزرک، خشخاش، كرچک، منداب و…از ديرباز در خوانسار رواج داشته و عصار خانه های بزرگ به شيوه سنتی وجود داشته است. دانه های روغنی را نخست حرارت داده و در زير گردونه های بزرگ سنگی به وزن حدود ده تن، كه با اسب يا استر يا گاوميش می چرخد، خرد كرده، سپس در زير فشار اهرمی كه آن را شاه تير نامند، روغن كشی می شود. روغن هايی كه به دست می آمده، در گذشته به مصرف سوخت روشنايی و رنگ می رسيده، ولی امروزه به دليل رقابت كارخانه ها و نداشتن مصرف روشنايی، اين هنر اهميت گذشته را ندارد. تفاله هايی كه پس از روغن كشی بر جای می ماند و به كنجاله سرشناس است بهترين كود بوده و برای نيرومند ساختن كشت زارهای تنباكو به كار می رود و بخشی از آن ها نيز در زمستان به مصرف خوراكی دام ها می رسد. هنر فرش بافی از گذشته با بافت فرش های محلی رواج داشته است. فرش های ويسی و ساروق با نقشه شاه عباسی بافته می شود. در سال های اخير، فرش ها از روی نقشه های جديد مورد پسند اروپاييان با رنگ های ثابت بافته می شوند.
منبع:www.topirantravel.com
به نام خدا
در حد امکان سعی کردم تکراری نباشه اگر مطلب رو خوندید نظر هم بدهید.
یه نفر به نام آقای ایکس كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته: سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، ميپرسه: ببخشيد قربان، ميتونم بپرسم داريد چيكار ميكنيد؟ آقای ایکس يقه يارو رو ميگيره، پرتش ميكنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!!!
آقای ایکس از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، آقای ایکس ميگه: بايد خيلي برم؟!!!
آقای ایکس سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!!!
آقای ایکس با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش ميپرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!!!
به یه نفر ميگن اگه همه دنيا رو بهت بدن چي كار ميكني؟ ميگه: ميفروشم ميرم خارج!!!
به یه نفر ميگن با رضا جمله بساز، ميگه: من و حسن و حسين رفتيم پارك. ميگن: پس رضاش كو؟ ميگه: آخه رضا كارداشت، نيومد!!!
یه آقایی ميره بقالي، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بله. ميگه: به مجرد هم ميدين؟!!
به يه برره اي مي گن سي ان جي مخفف چي بيد ؟ مي گه يعني سوخت نداريم جيگر
خانه ی عروسک ها![]()
نگاهی به دنیای تصورات و پندارهای انسانی
*مقدمه*
قرن ها پیش از آنکه بسیاری از دردها و درمان های امروزی شناخته شود مردم مشرق زمین بر این باور بودند که ((برای هر دردی درمانی وجود دارد مگر چیزی که آن را وهم مینامیدند معتقد بودند تصورات و خیالات انسانی در رویارویی با بیماری ها و مشکلات نقش بسیار مهمی دارد.با نگاهی ساده اما قوی به مشکلات و ناراحتی ها میتوان با بسیاری از آنها به مراتب ساده تر از آنچه تا به امروزه برخورد کرده ایم روبه رو شویم درست مانند آن پیرمرد روستایی که وقتی از او سوال میشد: ((پدر جان چه بیماری داری؟)) در کمال خونسردی پاسخ می داد: (( نمیدانم.فقط طبیب گفته:چی؟!چی!؟آهان سلاطون.))و بعد به اسم بیماری اش میخندید!و میگفت با سلطان زندگی میکنم.به دور از این فکر که بسیاری از جوانان از تصور ابتلا به سرطان بر خود میلرزند.البته این روش برخورد با مسائل منحصر به بیماری ها نیست و در سایر زمینه های زندگی هم تاثیر گذار است.
بقیش رو در ادامه ی مطلب بخونین...
بنام خدا
بعضي گفته اند بزرگي هرکس به اندازه تنهائي اوست
چرا؟
شايد چون هر چه بزرگتر بشوند، دنياشون وسيعتر ميشه
و هر چه دنيا بزرگتر، تزاحم و شلوغي کمتر، جا بيشتر... و تنهائي بيشتر
بعضي ها اونقدر دنياشون وسيعه که گاه، مدتها هر چي ميگردند ، حتي يک آشنا هم پيدا نمي کنند
اما، خيلي وقتها، تنهائي بخاطر بزرگي نيست،
بخاطر دنياي متفاوتي هست که براي ما براي خودمون ترسيم کرده ايم
اين تفاوت ميتونه ذاتاً خوب باشه يا نه، اما در هر صورت، آدم رو ميبره به لاک عميق تنهائي.
...
دنياهاي ما چقدر با هم فرق داره؟
چرا با هم دوست ميشيم و چرا دشمن؟
هر کدوم از ما، چه دنيائي براي خودمون ترسيم ميکنيم؟
آيا حواسمون هست که داريم چي نقاشي ميکنيم؟
تک تک فکرها و کارهاي ما، خط ها و رنگ هائي هستند که نقاشي دنيامون رو شکل ميدن.
بخشي ازين نقاشي رو بقيه ميبينند، اما خيلي شو... نه! هيچکس از اطرافيان ما نميبينه.
اين نقاشي، همون نامه اعمال و احوال ماست که بعداً بصورت کامل و چند بعدي، بهمون تحويل ميشه.
ملائک در عالم ملکوت، فيلمشو به سبک اون دنيا ظاهر ميکنند و بعدش تحويلمون ميشه : دست راست ، يا چپ .
الهي که خوب نقاشي کنيم، طوري که هم الان و هم بعد، بتونيم به ديگران نشون بديم، باعث افتخارمون باشه، نه سرشکستگي.
خوب فکر کنيم و خوب کار.
منبع وبلاگ مدیر پارس بلاگ
.
... همين حالا ميرم انتقالي بگيرم، برم يه جاي ديگه...
...
، دوم اينکه خب منم وضعيتم با تو خيلي توفيري نداره
...
...
. آخرش من از تو جلو هستم
...
... اينقدر ظلماني شده اند که جاي نوري باقي نمونده
...يا علي مدد
در این ترفند قصد دارم به معرفی یک لیست واقعأ فوق العاده بپردازیم. با استفاده از دستورات موجود در این لیست که بیش از 110 دستور را شامل میشود شما میتوانید تنها از طریق Run ویندوز ، و تایپ ساده دستور کوتاه بلافاصله برنامه مورد نظر را اجرا نمایید. این برنامه میتواند برنامه های معمولی ویندوز و حتی برنامه های متفرقه نصب شده باشد. در صورتی که بتوانید تعداد زیادی از این دستورات را به خاطر بسپارید و آنها را در کار روزانه خود هنگام کار با کامپیوتر به کار بگیرید ، آنگاه شما را میتوان یک کاربر واقعأ حرفه ای و از همه مهمتر ترفندستانی نامید.
برای شروع کار کافی است از منوی Start وارد Run شوید. سپس هر یک از دستورات موجود
در ستون دستور را تایپ نموده و سپس Enter بزنید تا بلافاصله برنامه مورد نظر اجرا گردد.
ليست در ادامه ي مطلب
کاربرد روش علمي در علوم زيستي
مثالي از کاربرد روش علمي:
تاريخ علوم زيستي پر از مثالهايي از کاربرد روش علمي توسط پژوهشگران و دانشمندانه.
در سال 1822 يه جوان کانادايي به اسم الکسيس سنت مارتين که قايقراني سرسخت و قدرتمند بود، بر حسب تصادف، توسط گلوله اي زخمي شد.
زخم پهلوي سنت مارتين به اندازه يه کف دست بود و از اونجا مي شد قسمتي از معده سوراخ شده اش رو ديد.
دکتر بومن پزشک ارتش آمريکا بعد از ديدن زخم سنت مارتين مطمئن شد که بيمار تا چند دقيقه ديگه خواهد مرد. اما در کمال تعجب سنت مارتين زنده موند و بعد از چند ماه ديواره معده ش با بافتهاي سطحي بدن يا همون پوست، جوش خورد و مجراي باريکي به اسم فيستول معدي بوجود اومد که به معده ختم مي شد.وسط اين مجرا پرده اي بوجود اومد که مانع خروج مواد از معده مي شد. اما دکتر بومون مي تونست از طريق اين مجرا مستقيما" توي معده رو مي بينه.
دکتر بومون ديد که ديواره معده بيمار، حالت مخملي داره و چينهاي پرشماري سطح اونو، مايع مخاطي مي پوشونه.
وقتي تيکه هاي نون وارد معده مي شد، ديواره بيرنگ معده به رنگ صورتي تند تغيير مي کرد و مايع مخاطي زيادي ترشح مي شد و يه خورده بعدش ديگه اثري از تيکه هاي نون نبود.
دکتر بومون يه مقداري از اين مايع رو که بويي مثل اسيدکلريدريک داشت از معده خارج کرد و يه تيکه گوشت گاو توي اون انداخت. بعد از گذشت 40 دقيقه سطح گوشت کاملا" هضم شده بود. دو ساعت بعد هم تارهاي ماهيچه اي بصورت نخهاي نازک در اومدن و بعد از ده ساعت همه گوشت هضم شده بود. دکتر بومون بعد از جمع آوري مشاهدات خود به اين نتيجه رسيد که معده، غذاي بلع شده رو با ترشح شيره معده که اسيدي هم هست هضم مي کنه.
دکتر بومون براي آزمايش فرضيه ش، غذاهاي خيلي متنوعي به سنت مارتين مي داد و واکنش معده اونو مشاهده مي کرد و به اين ترتيب پايه هاي فرضيه خودشو محکم تر مي کرد.
حالا اين مثال رو با مراحل روش علمي منطبق مي کنيم.
1- مشاهده:
مشاهده ساختمان معده بيمار و ترشح مايع از اون و بعد ناپديد شدن نون و گوشت.
2- تعريف مسئله:
علت هضم و نابودي غذا در معده و اثر شيره معده بر اون.
3- جمع آوري اطلاعات:
بررسي اثر شيره معده بر غذاها در خارج از بدن و اثر اين شيره بر غذاهاي مختلف و انجام آزمايشات.
4- ساختن نظريه يا تئوري:
بر مبناي آزمايشات انجام شده و نتايج بدست اومده، دکتر بومون نظريه چگونگي هضم غذا در معده به وسيله شيره معده که حاوي اسيد کلريدريک هست رو ارائه کرد. پژوهشگر براي درست بودن آزمايش بايد سعي کنه که همه عوامل موثر بر نتيجه آزمايش رو کنترل کنه و همچنين مراقب باشه که عقايد او قبل از آزمايش،بر نتيجه گيري او از آزمايش تاثير نذاره.
به مجموعه علومي که منجر به شناخت علمي موجودات زنده و عوامل موثر بر اونها مي شه، علوم زيستي مي گن.
در واقع اين دانش مجموعه آگاهيهاييه که پژوهشگران علوم زيستي در آزمايشگاه يا در محيط زيست با استفاده از روش علمي بدست آوردن.
موضوعات علوم زيستي خيلي گسترده و متنوع شده. شاخه هاي مختلف علوم زيستي رو مي شه به دو گروه تقسيم کرد:
علوم زيستي پايه و کاربردي.
علوم زيستي پايه به منظور شناخت قوانين حاکم بر پديده هاي زيستي. مثلا" مثل اينکه چطوري صفات از والدين به فرزندان منتقل مي شه. يا شناخت نحوه هضم و جذب مواد غذايي در بدن و متابوليسم اونها. و اما علوم زيستي کاربردي به استفاده انسان از پديده هاي زيستي اختصاص داره. مثل چگونگي استفاده از قوانين وراثت براي بدست آوردن گياهان يا جانوران با مشخصات مطلوب. يا چگونگي استفاده از شناخت متابوليسم غذاها در بدن براي فراهم آوردن يک رژيم غذايي خوب و مناسب.
در واقع علوم زيستي کاربردي وابسته به علوم پايه ست.
امام علي (ع) مي فرمايد : غيرتمند هرگز زنا نمي كند .
امام علي (ع) مي فرمايد :هر كس با حق درآويزد نابود گردد.
امام علي (ع) مي فرمايد :حاصل كوتاهي پشيماني و حاصل دور انديشي، سلامت است.
امام علي (ع) مي فرمايد :بد كار را با پاداش دادن به نيكو كار آزار بده.
امام علي (ع) مي فرمايد :هر گاه كه توانايي فزوني يابد شهوت كاستي گيرد.
امام علي (ع) مي فرمايد :اگر خداوند بر گناهان وعده عذاب هم نمي داد،لازم بود به خاطر سپاسگزاري از نعمت هايش نا فرماني نشود.
امام علي (ع) مي فرمايد :اجل بهترين نگهدارنده است.
امام علي (ع) مي فرمايد : هر گاه خداوند بخواهد بنده اي را خوار كند ، دانش را از او دور سازد.
از اعماق قلب من
به هنگام طلوع شقایق ها در بهار
ملائک قامت عشق میبندند
و رو به قبله ی گلهای سرخ نماز شکر میخوانند
که
ای آسمانی خدای جمال
و جلالت را سپاس
که باغ بهشت را در آینه ی بهاران ترسیم کردی
دوستان عزیز اگر به شخص یا به قومی بی احترامی شده واقعا ببخشید بنده قصد جسارت ندارم فقط می خواستم یه چیزی بنویسم که شما ها بخندید![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
لره زنگ ميزنه ميگه اونجا 22222222 هستش؟ ميگن بله . ميگه پس بيزحمت يه زنگ به اورژانس بزنين بگين جاسم انگشستش تو عدد 2 تلفن گير کرده !!!!
*****************************************************
10مت گرم 9كرتم 8شيشتم 7 تيرتم 6يشه عرقتم 5چرتم 4كرتم 3پايتم 2ست دارم 1دنيا!
*****************************************************
پنج حقيقت زندگي: 1-تو نمي توني همه دندوناتو با زبونت لمس کني 2-همه احمقا بعد از خوندن حقيقت اول اون رو امتحان مي کنن 3- حقيقت اول يه دروغه 4- الان تو لبخند زدي چون يه احمقي 5- به زودي اين اس ام اس واسه يه احمق ديگه سند مي کني ...تو که هنوز نيشت بازه ديوونه ..؟؟
*****************************************************
چارلي چاپلين: در دنيا جاي كافي براي همه هست پس بجاي اينكه جاي كسي را بگيري سعي كن جاي خودت را پيدا كني
*****************************************************
از چارلي چاپلين مي پرسند : خوشبختي چيه ؟ ميگه خوشبختي فاصله اين بدبختي تا بدبختي بعديه
*****************************************************
ويرانه نه آنست که جمشيد بنا کرد ... ويرانه نه آنست که فرهاد فرو ريخت ... ويرانه دل ماست که با هرنگه تو ... صدبار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت
*****************************************************
هميشه تو يک ارتفاع بالايي از جو، ديگه ابر وجود نداره. اگه يک وقت ديدي آسمون دلت ابري بود بدون به اندازه کافي اوج نگرفتي
*****************************************************
گدايي زنگ خونه پير زني رو مي زنه پير زن مي گه :باز اومدي گدايي؟گدا هم جواب مي ده: پس توقع داشتي بيايم خواستگاري
*****************************************************
يروز هفت به هشت ميگه 2ميليون بهت ميدم جاتو با من عوض کن هشت ميگه: من براي مال دنيا لنگمو هوا نمي کنم
******************************************
براي سال ها مينويسم ...... سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند ....... افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود ...... هميشه يكي بود يكي نبود
*****************************************************
به اصفهانيه ميگن : پسرت رکورد شکونده . ميگه : غلط کرده من که پولش رو نميدم
*****************************************************
يه روز يه ترك رو به جرم دزدي مي برن دادگاه .قاضي مي گه خجالت بكش اين دفه چهارمه كه مياي دادگاه .تركه به قاضي مي گه تو خجالت بكش كه هر روز اينجايي
*****************************************************
پليس نوروزي جلوي يه راننده رو مي گيره ميگه شما به خاطره اينكه هيچ تخلفي در اين ايام نداشتيد برنده ي 100هزار تومن شديد .... قصد دارين با اين پول چي كار كنين؟ يارو ميگه ميرم گواهينامه مي گيرم , زنش ميگه جدي نگيرين شوهر من هر وقت اكس ميخوره پرتوپلا ميگه بچش ميگه بابا چند بار گفتم با ماشين دزدي نريم بيرون؟ يكي از صندوق عقب داد ميزنه از مرز رد شديم يا نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
*****************************************************
دوست دارم تو سيب باشي و من چاقو تا پوستتو بکنم . مي دوني چرا؟؟؟ . . . . . . . . . . . . . . چون چاقو بخواد پوست سيب رو بکنه بايد همش دورش بگرده
*****************************************************
سر قبر شخصي نوشته شده بود : کودک که بودم مي خواستم دنيا را تغيير بدهم وقتي بزرگتر شدم متوجه شدم که دنيا خيلي بزرگ است من بايد کشورم را تغيير بدم بعد ها کشورم را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول کنم . اينک من در آستانه مرگ هستم مي فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم
*****************************************************
ترکه ميره دزدي، صاحبخونه پا ميشه ميگه کيه اون جا؟ ترکه ميگه: هيشکي، گربهست، بععععع
*****************************************************
ميدوني چرا قزوينيا آدماي خوشبختين؟ چون هيچ وقت بخت و اقبال جرات نميکنه بهشون پشت کنه
*****************************************************
وقتي دل تنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستت داره ، وقتي نا اميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي . وقتي ساکت شدي به ياد بيار کسي رو که به شنيدن صداي تو محتاجه


بـــازار بزرگ تهران
بازار بزرگ تهران بازار تهران از جمله نقاط نسبتاً قديمي است . موقعيت بازار چنان است كه تقريباً در مركز تهران قديم واقع شده و كانون اصلي شهر بوده است . مهمترين مسجد بزرگ كه به نام مسجد شاه معروف بوده و اكنون به مسجد امام شناخته ميشود در جانب شمال غرب بازار بزرگ قرار دارد. بازار از سبزه ميدان شروع شده و تا انتهاي بازار مال فروشها در خيابان مولوي امتداد مييابد. بازار بزرگ تهران هنوز هم بافت سنتي خود را حفظ كرده و كوچههاي تو در تو و سرپوشيده كه به سبك معماري سنتي ايراني ساخته شده شكل كلي آن است . چندين مهمانخانه ، رستوران ، و مسجد هم درد اخل اين بافت تودرتو قرار دارد. در برخي نقاط حجرهها و دكانها هنوز از مصالح قديمي است . سقف كوچه ها هم با آجر و خشت پوشيده شده و در آ ن منافذ و روزنههايي براي روشناني تعبيه شده است . بازار بزرگ هنوز هم داراي حجرههاي قديمي است . هر چند در جا به جاي ان بعضي دكانها نوسازي شده و يا در حجرههاي قديمي اجناس شيك و لوكس عرضه ميشود . بسياري از شخصيتهاي برجسته خارجي و نيز جهانگردان شيفته ديدار از بازار بزرگ تهران هستند.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام خدمت دوستان عزيز من جديدا يك وبلاگ ديگه زدم كه اگر ببينم اون خوبه روي اون كار ميكنم
آدرسش هم هست : http://shahnazzadeh.parsiblog.com
همیشه پیروز و موفق باشید
به نام خدا
در قوم بنياسرائيل عابد متعبدي بود. شنيد در آن نزديكي، درختي است كه مردم به سوي آن ميروند و آن را ميپرستند. عابد در خشم شد و از بهر خدا و تعصب در دين، تبري برداشت و رفت كه آن درخت را از بيخ بركند. ابليس به صورت آدمي بر او ظاهر گشت و پرسيد: «كجا ميروي؟» عابد گفت: «براي بريدن آن درخت لعنتي كه مردم كنار آن رفته و آن را پرستش ميكنند.» ابليس گفت: «برو به كار عبادتت مشغول باش. تو را چه كار به اين كار؟!» عابد از حرف او عصباني شده و سخت بر او درآويخت و او را بر زمين زد و روي سينهاش نشست! ابليس به او گفت: «دست از من بردار تا تو را سخني نيكو گويم.» عابد دست از وي برداشت. ابليس گفت: «اين كار، كار پيغمبران است؛ نه تو!» عابد گفت: «من از اين كار بازنميگردم.» دوباره با ابليس دست به يخه شد و او را بر زمين زد. سومين (بار) ابليس گفت: «اي عابد! تو مردي هستي كه مؤونه (= هزينه)ي زندگيات (توسط) مردمان اداره ميشود. اين كار (= بريدن درخت) را به عهدهي ديگران واگذار. من (هم) روزي 2 دينار (= سكهي طلا) بر زير بالين تو ميگذارم كه هم هزينهي زندگي خود را تأمين كني و هم به ديگرعابدان بدهي.» عابد پيش خود فكر كرد و گفت يك دينار آن را خود به كار ميبرم و دينار ديگر را صدقه ميدهم و اين كار، بهتر از بركندن آن درخت است. من كه پيغمبر نيستم و بدين كار مأمور نشدهام. دست از او برداشت. ابليس چند روزي 2 دينار آورده و زير بالين او ميگذاشت. بعد از چند روز، ديگر نيامد. عابد عصباني شد. دوباره تبر برداشت و عازم بريدن درخت گرديد. باز ابليس جلوش را گرفته و مانع از رفتن او شد. اين دفعه هم، با هم درآويختند. ابليس او را بر زمين زد و بر روي سينهاش نشست! عابد گفت: «چه شد كه من دفعهي گذشته، 2 بار تو را بر زمين (زدم)؛ ولي اين بار درمانده شدم (و) تو بر من غلبه كردي؟» ابليس گفت: «آن 2 بار براي خدا بر اين كار اقدام كرده بودي؛ (ولي) اين بار براي دينار! آن 2 بار با اخلاص آمدي و به خاطر حفظ دين خدا خشم گرفتي و خداوند هم تو (را) نيرومند ساخت و مرا بر زمين زدي و اكنون بهر طمع خويش آمدي و از بهر دنيا خشم گرفتي و پيرو هواي نفس خود شدي؛ لذا شكست خوردي.» نسخهي خطي كتاب «گنجينهي لؤلؤ و مرجان»
(نگاشتهي حضرت استاد اسدالله داستاني بنيسي قدس سره)
هوالمحبوب
نام :انسان نام خانوادگی : آدمی زاد نام پدر : آدم نام مادر : حوا
لقب : اشرف مخلوقات نژاد : خاکی صادره : دنیا
ساکن : کهکشان راه شیری منظومه شمسی جنب کره ماه کره زمین
مقصد : برزخ
ساعت پرواز : هروقت که خداصلاح بداند
مقصد نهایی : بهشت اگر نشد جهنم
وسایل مورد نیاز :
۱ -دومتر پارچه سفید ۲ - عمل نیک ۳ - انجام واجبات وترک محرمات ۴ - امر به معروف ونهی از منکر ۵ - دعای والدین ومومنین ۶ - نماز اول وقت ۷ - ولایت ائمه اطهار ۸ - اعمال صالح تقوا ایمان
توجه :
خواهشمند است برای رفاه خود خمس وزکات را قبل ازپرواز پرداخت نمائید
از آوردن ثروت مقام منزل ماشین حتی داخل فرودگاه جدا خودداری شود
حتما قبل از حرکت به بستگان خود توصیه کنید تا از آوردن دسته گلهای سنگین وسنگ قبر گران وطلایی ونیزمراسم پرخرج خودداری کنند.
جهت یادگاری قبل ازپرواز از اموال خود بین فرزندان وامور فقرا ومستضعفین تقسیم نمائید
ازآوردن بار اضافی از قبیل تهمت غیبت حق الناس وغیره خودداری شود
برای کسب اطلاعات بیشتر به قران وسنت پیامبر(ص) مراجعه شود
تماس ومشاوره به صورت شبانه روزی رایگان مستقیم وبدون وقت قبلی امکان پذیر است
در صورتی که قبل از پرواز به مشکلی برخوردید با شماره های زیر تماس حاصل فرمائید :
۱۸۶ سوره بقره ۴۵ سوره نساء ۱۲۹ سوره توبه ۵۵ سوره اعراف ۲۰و۳۰ سوره طلاق
امیدواریم سفر آسوده ای را درپیش داشته باشید
سرپرست کاروان : حضرت عزرائیل(س)
|
| |
|
نمیدونم چرا بعضی وقتها شرایتی برای آدم پیش میاد که آدم نه راه پس داره نه راه پیش آخه چرا باید اینجوری باشه؟ میگم خدا جون حالا که اینجوری امتحان میکنی به این سختی یه راهنمایی هم بکن تا منم بتونم راه حل رو پیدا کنم . بعضی وقتها هم هست که یه کاری میخوای انجام بدی فکر میکنی که به همه چیز فکر کردی و تو محاسباتت هیچ ایرادی نداری در اینجور مواقع به یه نتیجه یا چند نتیجه مشخص میرسی که اگه این کارو انجام بدی اینجوری میشه ولی وقتی فکرتو عملی میکنی میبینی یه نتیجه کاملا متفاوت که اصلا بش فکر نکرده بودی بدست میاد واقعا تو اینجور موارد چه کار میکنید ؟ غافلگیری تا چه حد؟ ولی خوب همیشه تو اینجور موارد خدا رو شکر میکنم چون همیشه یه شرایت بدتری هم هست که امکان داشت ما تو اون شرایت باشیم. برام خیلی دعا کنید تو این چند وقت بدترین شرایت تو کل زندگیم رو داشتم . نه اشتباه نکنید نه دپرسم نه کم آوردم فقط ناراحتم که الان کاری ازم بر نمیاد و زمان باید مشخص کنه که چی میشه. موفق باشید التماس دعا یا حق
|

یکی از قابلیت های محیط Aero در ویندوز ویستا ویژگی Taskbar Tooltip است ، که با قرار گرفتن ماوس بر روی نام هر یک از پنجره های باز شده تصویر کوچکی از محتویات آن پنجره را میتوان مشاهده کرد و بدون احتیاج به Maximize نمودن آن پنجره از محتویات آن باخبر شد.
به کمک ابزار Visual Tooltip شما میتوانید این قابلیت را به ویندوز ایکس پی خود اضافه کنید!
توجه:
قابل نصب روی ویندوز XP و Vista
پسورد: www.p30download.com
دانلود - 412 کیلو بایت | لینک کمکی
سایت سازنده
لینک منبع
|
رمز بازي Need for Speed - Most Wanted | ||
| در حال بازي كدهاي زير را وارد كنيد : iammostwanted = بازشدن همه ماشين ها givemethegto = گرفتن GTO burgerking = باز شدن Burger King Challenge castrol = بازشدن Castrol Ford GT |
|
رمز بازي Commandos 3 - Destination Berlin | ||
| در حال بازي كلمه SOYINCAPAZ را تايپ كنيد و سپس دكمه هاي زير را فشار دهيد : [Ctrl] + I = ضد ضربه [Ctrl] + V = مخفي شدن [Ctrl] + [Shift] + N = رفتن به مرحله بعد [Ctrl] + [Shift] + X = نابود كردن همه درحالي كه افراد را انتخاب كرده ايد : [Shift] + X = رفتن افراد به زير مكان نما رمز مرحله ها : |
رمز بازي هاي درخواستي خود را در بخش نظرات بنويسيد تا در اسرع وقت در وبلاگ آبلود شود .
|
رمز بازي Gun Metal | ||
|
در حال بازي كليد F8 را فشار دهيد س1س كدهاي زير را وارد كنيد : رمز بازي هاي درخواستي خود را در بخش نظرات بنويسيد تا در اسرع وقت در وبلاگ آبلود شود . |
ابتدا تمام متن را کپي کنيد و در يک Text Document با پسوند txt.* ذخيره نماييد . حالا رمزها را در حين انجام بازي وارد نماييد...!!!!
I have read of the following cheats that can be typed once the
console is activated:
Badgangsters = godmode
Deadguns = guns and ammo
Mademan = health
Type "Mademan" in the console, you will get
unlimited health.
Type in the console
i want a fletcher - for getting a silver fletcher
اگر شما هم از جمله افرادی هستید که علاقه ی زیادی به گشت و گذار در اینترنت دارند , روزانه با چندین و چند وب سایت جدید و مفید در زمینه های مختلف آشنا می شوید . آدرس این سایتهای جدید را چگونه ذخیره می کنید ؟ بر روی یک فایل Text می نویسید؟ یا در Favorite ویندوز ذخیره می سازید ؟ آیا مایل نیستید آرشیو کامل سایتهای دلخواه و مورد نیاز خود را در محیطی امن , مرتب و زیبا و آسان نگهداری کنید ؟
URLBase نرم افزار از شرکت Terria Development می باشد که با وسیله ی آن می توانید در محیط آن تمامی آدرسهای اینترنتی خود را طبقه بندی و به گونه ای مرتب و آسان برای دسترسی ذخیره و ثبت نمایید. جستجو و پیدا کردن نام سایتها نیز در محیط این نرم افزار بسیار ساده می باشد و با دادن کوچک ترین اطلاعات سایت مورد نظر خود را پیدا می کنید . یکی از ویژگی خوب این نرم افزار این است که در هنگام ذخیره ی لینکهای همانند به شما هشدار می دهد . و بسیاری ویژگی های دیگر ...

دانلود نرم افزار با حجم ۲.۵ مگابایت همراه با کرک
پاسورد فایل : www.kamyabonline.com
رحلت جانسوز حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) را به ساحت مقس امام عصر امام زمان (عج)تسلیت عرض می نماییم.

قصه زنى كه نذر كرده بود

در دوران اسارت خاندان امام حسين عليه السلام، يك روز زنى طبقى از طعام آورد و نزد حضرت زينب كبري گذارد.
آن حضرت فرمود: اين چه طعامى است؟ مگر نمى دانى كه صدقه بر ما حرام است ؟
عرض كرد: اى زن اسير، به خدا قسم صدقه نيست ، بلكه نذرى است كه بر من لازم است و براى هر غريب و اسير مىبرم .
حضرت زينب (س) فرمود: اين عهد و نذر چيست؟
عرض كرد: من در ايام كودكى در مدينه رسول خدا (ص) بودم و در آنجا به مرضى دچار شدم كه اطبا از معالجه آن عاجز آمدند. چون پدر و مادرم از دوستان اهل بيت بودند براى استشفا، مرا به خانهي اميرالمؤمنين (ع) بردند و از بتول عذرا، فاطمه زهرا(س) طلب شفا نمودند. در آن حال حضرت حسين (ع) نمودار شد. اميرالمؤ منين (ع) فرمود: اى فرزند، دست بر سر اين دختر بگذار و از خداوند شفاى اين دختر را بخواه ! پس دست بر سر من گذاشت و من در همان حال شفا يافتم و از بركت مولايم حسين (ع) تاكنون مرضى در خود نيافتم . پس از آن ، گردش ليل و نهار مرا به اين ديار افكند و از ملاقات مواليان خود محروم ساخت . لذا بر خود لازم كردم و نذر نمودم كه هر گاه اسير و غريبى را ببينم ، چندان كه مرا ممكن مىشود براى سلامتى آقايم حسين (ع) به آنها احسان كنم ، باشد كه يك مرتبه ديگر به زيارت ايشان نايل بشوم و جمال ايشان را زيارتكنم .
آن زن چون سخن را بدين جا رسانيد، زينب (س) صيحه از دل بر كشيد و فرمود: يا امة الله ، همين قدر بدان كه نذرت تمام و كارت به انجام رسيد و از حالت انتظار بيرون آمدى . همانا من زينب دختر اميرالمؤمنينم و اين اسيران ، اهل بيت رسول خداوند مبين هستند و اين هم سر حسين (ع) است كه بر در خانه يزيد منصوب است.
آن زن صالحه از شنيدن اين كلام جانسوز، فرياد ناله بر آورد و مدتى از خود بيخود شد. چون به هوش آمد خود را بر روى دست و پاى ايشان انداخت و همى بوسيد و خروشيد و نالهي وا سيداه ، وا اماماه و وا غريباه به گنبد دوار رسانيد و چنان شور و آشوب بر آورد كه گفتى واقعه كربلا نمودار شده است . سپس در بقيه عمر خود از ناله و گريه بر حضرت سيدالشهداء (ع) ساكت نشد تا به جوار حق پيوست.

روايت شده است كه پس از ولادت حضرت زينب عليها السلام حسين عليه السلام كه در آن هنگام كودك سه چهار ساله بود، به محضر رسول خدا صلوات الله عليه آمد و عرض كرد: "خداوند به من خواهرى عطا كرده است". پيامبر با شنيدن اين سخن ، منقلب و اندوهگين شد و اشك از ديده فرو ريخت.
حسين پرسيد: براى چه اندوهگين و گريان شدى ؟
پيامبر فرمود: اى نور چشمم ، راز آن به زودى برايت آشكار شود.
تا اينكه روزى جبرئيل نزد رسول خدا (ص ) آمد، در حالى كه گريه مى كرد، رسول خدا از علت گريه او پرسيد.
جبرئيل عرض كرد: "اين دختر (زينب ) از آغاز زندگى تا پايان عمر همواره با بلا و رنج و اندوه دست به گريبان خواهد بود؛ زماني به درد مصيبت فراق تو مبتلا شود، زمانى دستخوش ماتم مادرش و سپس ماتم مصيبت جانسوز برادرش امام حسن (ع ) گردد. و از اين مصايب دردناكتر و افزونتر اينكه به مصايب جانسوز كربلا گرفتار شود، به طورى كه قامتش خميده شود و موى سرش سفيد گردد".
پيامبر (ص ) گريان شد و صورت پر اشكش را بر صورت زينب (س) نهاد و گريه سختى كرد، زهرا (س ) از علت آن پرسيد. پيامبر بخشى از بلاها و مصايبى را كه بر زينب وارد مى شود را، براى دخترش زهرا بيان كرد.
حضرت زهرا (س ) پرسيد: "اى پدر! پاداش كسى كه بر مصايب دخترم زينب گريه كند چيست؟
پيامبر اكرم فرمود:
"پاداش او همچون پاداش كسى است كه براى مصايب حسن و حسين (ع ) گريه مى كند".

بر اساس اکثر آمار و ارقام موجود "اسلام" در حال حاضر بعد از مسیحیت، دومین دین رسمی ایالات متحده محسوب میشود و طبق همین آمارها حدود 60 درصد از مردم آمریکا مدعی هستند تاکنون هیچ مسلمانی را ملاقات نکردهاند. اگرچه این ادعا از لحاظ آماری نمیتواند معنایی داشته باشد، ولی جای هیچ شکی نیست که هنوز هم تصورات غلط و پیشداوری درباره مسلمانان آمریکا، نزد مردم این کشور حرف اول را میزند.
در نظرسنجی موسسه تحقیقاتی گالوپ در سال 2006 حدود یک سوم آمریکاییها فکر میکردند که مسلمانان آمریکا با گروه القاعده ارتباط مستقیم دارند و حالا بعد از یک سال هنوز هم این مسئله بدون نتیجهگیری و ارائه اسناد و مدارکی دال بر این مدعا، تنها در میان مردم و سیاستمداران زمزمه میشود.
به گزارش کتابنیوز "پل برت" در کتاب جدید خود،"اسلام آمریکا" با روایت و به تصویر کشیدن زندگی مسلمانان آمریکا و مبارزه آنها برای عدالت؛ پس از حادثهی یازدهم سپتامبر، سعی کرده تا حدودی از این تصورات غلط بکاهد. برت که سالهای متمادی به عنوان خبرنگار در روزنامه وال استریت ژورنال فعالیت کرده است و هم اکنون در روزنامهی "بیزینس ویک" مقالهی اقتصادی مینویسد، با استفاده از استعداد خود در زمینهی خبر و تحلیل اوضاع و احوال جامعه، خود را وارد زندگی سوژههای کتابش میکند. کاری که به نظر میرسد کار سادهای نبوده است.
در این کتاب برت زندگی هفت مسلمان آمریکایی با طرز تفکرهای جداگانه را زیر ذره بین قرار میدهد. از "ویلی دربورن" ناشر و ساکن میشیگان و "اسامه سیبلانی" سیاستمدار گرفته تا "اسرا نومانی" خبرنگار و مدافع حقوق زنان. همه به عنوان مسلمانان جامعهی آمریکایی، در این کتاب به تصویر کشیده شدهاند.
"برت" سوژههای خود را طوری انتخاب کرده که نماینده و تصویری از شش میلیون مسلمان ساکن آمریکا باشند که به جرات میتوان این افراد را به تمام مسلمانان جهان تعمیم داد. به نوشتهی برت، مسلمانان آمریکا از لحاظ مذهب، اخلاق و مسائل قومی و فرقهای با دیگر مسلمانان جهان تفاوتی ندارند و حتی مانند مسلمانان اروپا مجبور نیستند برای حفظ هویت اسلامی خود و هماهنگی با دیگر اقشار جامعه، تلاش کنند.
برت در کتاب خود می نویسد مسلمانان اروپا اکثرا جزء مهاجرانی هستند که در شرایط سختی زندگی میکنند و از بیشتر خدمات اجتماعی محرومند، در حالیکه مسلمانان آمریکا از این وضعیت مستثنی هستند. برت اعتقاد دارد مسلمانان در این کشور جزء قشر تحصیل کردهی جامعه هستند و از پشتوانه علمی و اخلاقی بالایی برخوردار هستند.
برت در حالیکه سعی میکند در این کتاب حس داستانگونه مطالب خود را حفظ کند و از این طریق روند ثابتی را در روایت داستان زندگی شخصیتهایش بکار ببرد، ولیکن در بعضی از فصول مربوط به داستان زندگی "خالد ابو فادل" استاد دانشگاه ucla از مسیر خود منحرف میشود.
برت بدون داشتن پیش زمینه و اطلاعات قبلی، وارد مباحث عمیق خالد به عنوان استاد فقه و فلسفه میشود و از نتیجهگیری صحیح در قوانین و شریعت اسلامی در برخورد با تعاملات اجتماعی مدرن، عاجز میشود.
این عجز وقتی به صورت کامل خود را نمایان میکند که مخاطب با خواندن روایت زندگی "سراج وهاج" امام جماعت مسجدی در بروکلین، تاریخ پیچیدهای برای مسلمانان آفریقایی مهاجر به آمریکا تداعی میکند که در آن عداوت دیرینهای میان آنها با مسلمانان خاورمیانه دیده میشود[!].
با وجود این نقطه ضعفها، "اسلام آمریکا" به خوبی سعی کرده با بیان زندگی معمولی شخصیتهای مسلمان خود، پادزهری برای آفت اسلام گریزی که در پنج سال گذشته و بعد از حادثهی یازده سپتامبر جامعه آمریکا را آلوده کرده، کشف کند و آن را در بدنه اجتماعی ایالات متحده تزریق کند.
برت در کتابش تا جایی که توانسته قشر مسلمان کشور خود را موفق ارزیابی میکند (احتمالا بر اساس اسناد و مدارک معتبر مدعی این امر است) و مینویسد در حقیقت بر خلاف تصور مردم جهان، آمریکاییها بیشتر از آنکه از تروریست بودن مسلمانان جامعهی خود هراس داشته باشند، از "پیشرفت و تعالی" این قشر نگران هستند.
در پایان کتاب برت گزارش دستگیری "سامی عمرالحسین"، دانشجوی دانشگاه آیداهو توسط پلیس آمریکا را ضمیمه کتابش میکند تا با تحلیل این اتفاق، هم اعتبار کتابش را افزایش داده باشد و هم کمکی برای نتیجهگیری داستانهای مختلف از شخصیتهای متفاوت داشتهباشد.
سامی عمرالحسین در فوریه سال 2003 به "اتهام" همکاری با یک سایت اینترنتی عرب زبان در اشاعهی فرهنگ تروریسم و بمب گذاریهای انتحاری دستگیر شد و به سرنوشت هزاران مسلمان قربانی سیاستهای آمریکا بعد از یازدهم سپتامبر دچار شد. با وجود تلاش فراوان برای اثبات بیگناهی و جنجال بسیار در رسانهها، سیستم و سیاستگذاری جدید دولت آمریکا بعد از سقوط برجهای دوقلوی تجارت جهانی به گونهای است که افرادی مثل سامی حسین "باید" به جرم خود اعتراف کنند.
هر چند یک سال بعد، بیگناهی حسین ثابت میشود؛ ولی وی از این کشور اخراج میگردد تا سیاستهای ضد تروریستی دولتمردان آمریکایی روند طبیعی خود را طی کرده باشد[!].
البته شاید با خواندن فعالیتهای آشکار و پنهان دولت علیه مسلمانان، که به جای یافتن راه حل به دنبال ایجاد مشکل برای آنهاست، مخاطب مسلمان از زندگی در این کشور احساس ناامیدی کند؛ ولی همانطور که نویسنده نیز خاطر نشان کرده، جای امیدواری همیشه باقی است. چرا که با وجود تمام این مشکلات، شهروندانی مثل حسین بر عقیده و کسب حقوق خود راسخ و ثابت قدم هستند.
"رضا اصلان" تحلیلگر روزنامه "سی بی اس" و نویسندهی کتاب "لااله الاالله" (no god but GOD ) برای تداوم این عقیده و ایمان، در بین نسل جدید مسلمانان آمریکا، اظهار امیدواری میکند و مینویسد:
"انشاءالله خدا مسلمانان را در این امر یاری کند تا خود را در میان قوانینی مثل "جنگ علیه تروریسم ایالات متحده" که صفحات بیشتری از تاریخ این کشور را سیاه کرده است، محافظت و بار دیگر حقانیت خود را ثابت کنند.
ولادت فرخنده و مسعود نهمين آيت سروری و پيشوای کرامت و بخشندگی، امام محمد تقی عليه السلام مبارک باد![]()
ابوجعفر محمد بن علي نهمين امام از امامان دوازده گانه شيعيان و يازدهمين معصوم از چهارده معصوم است. مشهورترين لقبهاي آن حضرت جواد (بخشنده) و تقي (پرهيزگار) است. پدرش امام رضا (ع) و مادرش سبيكه يا ريحانه يا دره از مردم نوبي (شمال سودان) است. امام در سال 195 هـ.ق در مدينه به دنيا آمدند.
امام جواد (ع) در سال 203 هـ.ق پس از شهادت پدرش امام رضا (ع)، در سن هشت سالگي، به امامت رسيد دوران هفده ساله امامت او با حكومت مامون و معتصم، خلفاي عباسي، همزمان بود. هنگامي كه امام رضا (ع) به دعوت مامون از مدينه به توس رفت. اما جواد (ع) كه كودك بود، مانند ديگر افراد خانواده حضرت رضا (ع) در مدينه ماند و در سال 202 هـ.ق براي ديدار پدر به مرو رفت و سپس به مدينه بازگشت.
پس از شهادت امام رضا (ع) مامون به بغداد رفت او كه از كمالات علمي و معنوي امام جواد (ع) آگاه بود، ايشان را از مدينه به بغداد دعوت كرد. اما دولتمردان حكومت عباسي و اطرافيان مامون از اين اقدام ناخشنود بودند، به ويژه آنكه مامون تصميم داشت دختر خود، ام الفضل، را به همسري امام جواد (ع) در آورد. مامون براي آنكه آنها را از مقام علمي و فضل آن حضرت آگاه كند، در بغداد مجلس بحثي، ميان او و دانشمندان بزرگ آن روزگار، ترتيب داد. دراين مجلس، امام به پرسشهاي علما پاسخ گفت و ميزان دانش و هوش وي بر آنان آشكار شد. پس از آن مامون دختر خود را به همسري امام درآورد.
امام جواد (ع) پس از چندي به سفر حج رفت و از آنجا به مدينه بازگشت، و پايان خلافت مامون در آن شهر ساكن بود. پس از مرگ مامون به دستور معتصم عباسي، در سال 220 هـ.ق، به همراه همسرش ام الفضل، به بغداد رفت و بنابر بعضي روايتها به دستور معتصم مسموم شد و به شهادت رسيد.
امام جواد (ع) را همه مسلمانان عالمي بزرگ مي دانستند. ايشان انساني بردبار، نيكو سخن، عابد و بسيار باهوش بود. حديثهاي بسياري از آن امام، در كتابهاي حديث، از جمله عيون اخبار الرضا، تحف العقول، مناقب، بحارالانوار و ........ نقل شده است.
نياز مؤمن به سه چيز
«أَلْمُؤْمِنُ يَحْتاجُ إِلى تَوْفيق مِنَ اللّهِ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ يَنْصَحُهُ.»:
مؤمن نياز دارد به توفيقى از جانب خدا، و به پندگويى از سوى خودش، و به پذيرش از كسى كه او را نصيحت كند.
استوار كن، آشكار كن!
«إِظْهارُ الشَّىْءِ قَبْلَ أَنْ يُسْتَحْكَمَ مَفْسَدَةٌ لَهُ.»:
اظهار چيزى قبل از آن كه محكم و پايدار شود سبب تباهى آن است.
قطع نعمت، نتيجه ناسپاسى
«لا يَنْقَطِعُ الْمَزيدُ مِنَ اللّهِ حَتّى يَنْقَطِعَ الشُّكْرُ مِنَ الْعِبادِ.»:
افزونى نعمت از جانب خدا بريده نشود تا آن هنگام كه شكرگزارى از سوى بندگان بريده شود.
تأخير در توبه
«تَأخيرُ التَّوْبَةِ إِغْتِرارٌ وَ طُولُ التَّسْويفِ حَيْرَةٌ، وَ الاِْعْتِذارُ عَلَى اللّهِ هَلَكَةٌ وَ الاِْصْرارُ عَلَى الذَّنْبِ أَمْنٌ لِمَكْرِ اللّهِ «فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ».»:
(سوره اعراف، آيه 99) به تأخير انداختن توبه نوعى خودفريبى است، و وعده دروغ دادن نوعى سرگردانى است، و عذرتراشى در برابر خدا نابودى است، و پا فشارى بر گناه آسودگى از مكر خداست. «از مكر خدا آسوده نباشند جز مردمان زيانكار.»
نامه امام جواد به دوستش
«كَتَبَ إِلى بَعْضِ أَوْلِيائِهِ: أَمّا هذِهِ الدُّنْيا فَإِنّا فيها مُغْتَرَفُونَ وَ لكِنْ مَنْ كانَ هَواهُ هَوى صاحِبِهِ وَ دانَ بِدينِهِ فَهُوَ مَعَهُ حَيْثُ كانَ وَ الاْخِرَةُ هِىَ دارُ الْقَرارِ.»:
امام جواد (عليه السلام) به يكى از دوستانش نوشت: امّا در اين دنيا ما زير فرمان ديگرانيم، ولى هر كه خواسته او خواسته امامش و متديّن به دين او باشد، هر جا كه باشد با اوست و دنياى ديگر سراى جاودان است.
مسئوليت گوش دادن
«مَنْ أَصْغى إِلى ناطِق فَقَدْ عَبَدَهُ، فَإِنْ كانَ النّاطِقُ عَنِ اللّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللّهَ وَ إِنْ كانَ النّاطِقُ يَنْطِقُ عَنْ لِسانِ إِبْليسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْليسَ.»:
هر كه گوش به گوينده اى دهد به راستى كه او را پرستيده، پس اگر گوينده از جانب خدا باشد در واقع خدا را پرستيده و اگر گوينده از زبان ابليس سخن گويد، به راستى كه ابليس را پرستيده است.
پسنديدن، در حكمِ پذيرفتن
«مَنْ شَهِدَ أَمْرًا فَكَرِهَهُ كانَ كَمَنْ غابَ عَنْهُ، وَ مَنْ غابَ عَنْ أَمْر فَرَضِيَهُ كانَ كَمَنْ شَهِدَهُ.»:
كسى كه در كارى حاضر باشد و آن را ناخوش دارد، مانند كسى است كه غايب بوده، و هر كه در كارى حاضر نباشد، ولى بدان رضايت دهد، مانند كسى است كه خود در آن بوده است.
نوشته امام جواد (عليه السلام)
«إِنَّ أَنْفُسَنا وَ أَمْوالَنا مِنْ مَواهِبِ اللّهِ الْهَنيئَةِ وَ عَواريهِ الْمُسْتَوْدَعَةِ يُمَتِّعُ بِما مَتَّعَ مِنْها فى سُرُور وَ غِبْطَة وَ يَأْخُذُ ما أَخَذَ مِنْها فى أَجْر وَ حِسْبَة فَمَنْ غَلَبَ جَزَعُهُ عَلى صَبْرِهِ حَبِطَ أَجْرُهُ وَ نَعُوذُ بِاللّهِ مِنْ ذلِكَ.»:
حضرت جوادالأئمّه (عليه السلام) به خطّ خود نوشت: جان و دارايى ما از بخششهاى گواراى خداست و عاريه و سپرده اوست، هر آنچه را كه به ما ببخشد، مايه خوشى و شادى است و هر آنچه را بگيرد، اجر و ثوابش باقى است. پس هر كه جزعش بر صبرش غالب شود اجرش ضايع شده و از اين [صفت] به خدا پناه می بريم.
دوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خدا
«أَوْحَى اللّهُ إِلى بَعْضِ الاَْنْبِياءِ: أَمّا زُهْدُكَ فِى الدُّنْيا فَتُعَجِّلُكَ الرّاحَةَ، وَ أَمّا إِنْقِطائُكَ إِلَىَّ فَيُعَزِّزُكَ بى، وَ لكِنْ هَلْ عادَيْتَ لى عَدُوًّا وَ والَيْتَ لى وَلِيًّا.»:
خداوند به يكى از انبيا وحى كرد: امّا زهد تو در دنيا شتاب در آسودگى است و امّا رو كردن تو به من، مايه عزّت توست، ولى آيا با دشمن من دشمنى، و با دوست من دوستى كردى؟

در تاريخ ولادت حضرت امام محمدتقى، ملقب به جواد، اختلاف است. قول مشهور اين است كه آن حضـرت در دهـم رجب سال 195 قمر در مـدينه چشـم به جهان گشـوده است.
كنيه آن حضرت ابـوجعفـر و پـدر گرامـىاش حضـرت علـى بـن مـوسـى الرضا علیهماالسلام و مادر بزرگـوارش سبيكه، معروف به خيزران است. دوران زنـدگـى جـوادالائمه علیه السلام مصادف بـا دوران حكومت مأمون و معتصم عباسى بود و معتصـم در بغداد تصميم به قتل آن حضرت گرفت و سرانجام به وسيله ام الفضل، همسر امام و دختر مامون، آن پيشـواى معصوم را در 25 سـالگـى مسمـوم و به شهادت رسـاند.
از بيشتـر روايات چنيـن بر مىآيد كه وقتى امام رضا علیه السلام به درخواست مـأمون به خراسان رفت، فرزندش ابوجعفر (امام جواد) را در مدينه به جاى گـذاشت و مـامـون پـس از بازگشت به بغداد در سال 204 هجرى امام جـواد را به حضـور خود فراخواند تا دخترش ام الفضل را به ازدواج او درآورد، در آن هنگـام، امام آن چنـان كـــه در روايت شيخ مفيـد و ديگـران آمـده است، در آغاز ده سـالگـى بــود.
زندگانـى امام محمدتقى، جوادالائمه عليه السلام ادامه راه خط و روش پدرش حضرت امام رضـا عليهالسلام بـود. مـأمـون كـوشـش مـيكـرد كه دل امـام را به دست آورد و او را به دارالخلافه نزديك كند. او تـوطئه خـود را براى از ميان بردن جنبـش و حركت تشيع در چهار چوب خلافت عباسيان همچنان ادامه مىداد و هدفـش اين بود كه بيـن امام و پايگاه مردمى او فاصله اندازد و آن حضرت را از مردم دور سازد، ولـى مـىخـواست به طـريقـى ايـن نقشه را اجـرا كنـد كه مـردم تحـريك نشـوند.
مأمــون بـر اساس همان نقشه قـديمـى، در جامه دوستـدار امام ظاهـر شـد و (ام الفضل) دختر خود را به ازدواج او در آورد تا از تاييد امام برخـوردار باشـد و اصـرار كـرد كه بـا كمال عزت در كـاخ مجلل او زنـدگـى كنـد. اما امام پافشارى مـىورزيد كه به مدينه باز گردد تا نقشه مـامـون را در كسب تاييد امام براى پايدارى خلافتى كه غصب كرده بـود، نقـش بر آب سازد و مشروعيت حكومت او را در دل مردم خدشهدار نمايد.
امام جواد علیه السلام خط پدر بزرگوارش را ادامه داد و به آگاهـى فكرى و عقيدتى دست يازيد. فقيهان را از بغداد و شهرهاى ديگر، پيرامـون خـود، در مدينه فراهـم آورد تا با او مناظره كننـد و از او بپـرسنـد و از راهنماييهاى او بهره برگيرند.

شيخ مفيد رضـوان الله عليه گويد: "مأمون، امام جـواد را دوست مىداشت، زيرا با وجود كمى سـن، شخصى فاضل بود و به درجه والا از علم و دانش رسيده بود و در ادب و حكمت و كمـال عقل، مقـامـى داشت كه هيچ يك از مشـايخ زمـان بــا او برابرى نمىتـوانست كرد."
امام جواد علیه السلام خط پدر بزرگوارش را ادامه داد و به آگاهـى فكرى و عقيدتى دست يازيد. فقيهان را از بغداد و شهرهاى ديگر، پيرامـون خـود، در مدينه فراهـم آورد تا با او مناظره كننـد و از او بپـرسنـد و از راهنماييهاى او بهره برگيرند.
کمی سن امام جواد علیه السلام از پديدههاى اعجاز آميز اوست كه در روحيه حاكمان آن زمان اثرى فـوقالعاده گذاشته بـود. وقتـى پدر بزرگوارش درگذشت، از عمر امام جواد حدود هشت سال بيـشتر نگذشته بود و در همان سـن، عهدهدار منصب امامت گرديـد.
امام با پايگاهـى مردمى طرفـدار و مـومـن به رهبـرى و امامتـش بـه طور مستقيـم در مسائل دينى و قضاياى اجتماعى و اخلاقى در تماس بـود.
وقتـى مأمـون، امام را به بغداد يـا مركز خلافت آورد، امام اصرار ورزيد تا به مـدينه باز گردد، مأمون با ايـن درخـواست مـوافقت كرد و آن حضرت بيشتـر عمـر شـريف خـود را در مـدينه گذرانــد.
معتصم از فعاليت و كوششهاى او برآشفته بود، از اين رو، آن حضرت را به بغداد فراخواند و هنگامى كه امام وارد عراق گرديد، معتصـم و جعفر، پسرهای مأمـون، پيوسته تـوطئه مىچيدند و براى قتل آن بزرگوار حيله مىانديشيدند، تا ايـن كه آن حضـرت در سـال 220 هجـرى در آخـر ماه ذيقعده به شهادت رسيـد.(1)
از بيشتـر روايات چنيـن بر مىآيد كه وقتى امام رضا علیه السلام به درخواست مـأمون به خراسان رفت، فرزندش ابوجعفر (امام جواد) را در مدينه به جاى گـذاشت و مـأمـون پـس از بازگشت به بغداد در سال 204 هجرى امام جـواد را به حضـور خود فراخواند تا دخترش ام الفضل را به ازدواج او درآورد، در آن هنگـام، امام آن چنـان كـــه در روايت شيخ مفيـد و ديگـران آمـده است، در آغاز ده سـالگـى بــود.
کمی سن امام جواد علیه السلام از پديدههاى اعجاز آميز اوست كه در روحيه حاكمان آن زمان اثرى فـوقالعاده گذاشته بـود. وقتـى پدر بزرگوارش درگذشت، از عمر امام جواد حدود هشت سال بيـشتر نگذشته بود و در همان سـن، عهدهدار منصب امامت گرديـد.
روايان روايت كـردهانـد كه امام جـواد علیه السلام پس از ازدواج با دختر مأمـون، به اتفاق همسرش (امالفضل) با بـدرقه مردم، راهـى مدينه گرديد و هنگامـى كه به دروازه كـوفه رسيد با استقبال پـرشـور مردم رو به رو گرديـد، و آنچنان كه در روايت شيخ مفيد آمـده است به دارالمسيب وارد شـدند و در آنجا به مسجـد رفتند.

در محوطه اين مسجد، درخت سدرى بود كه هنوز به بار ننشسته بود، حضرت كوزهاى آب خـواستند و پاى ايـن درخت به وضو پرداختند، سپـس برخاسته نماز مغرب را به جاى آوردند و پـس از پايان نماز، انـدك زمانـى به دعا پـرداختنـد و سپـس نمازهاى مستحبى خـواندند و تعقيبات آن را به جاى آوردند و در ايـن هنگام وقتى به سـوى درخت سـدر بازگشتند، مردم ديـدند كه ايـن درخت به بار نشسته، در شگفت ماندنـد و از ميوهاش خوردند، ميوه شيريـن و بدون هستهاى بـود، آنگاه امام را وداع گفته و در همان زمان، امام راهى مدينه شدند و تا هنگامى كه معتصـم در آغاز سال 225 ايشان را به بغداد فراخواند، در آنجا اقامت داشتند؛ از ايـن پـس در بغداد بـودنـد تا ايـن كه در پايان ذى العقـده همان سال، به شهادت رسیدند.(2) روايان، سالـى را كه امام، همـراه همسـرش ام الفضل از بغداد عازم مـدينه شـدنـد و نيز تاريخ سال ازدواجشان را معين نكردهاند. هر چنـد كه روايت شيخ مفيد گـوياى ايـن است كه آن حضرت بعد از پيروزىاش بر يحيى بـن اكثم در آن مناظره معروف در سن نه سالگـى، با دختـر مامـون ازدواج کرد، ولـى عبارت مسعودى در كتاب (اثبات الوصيه) القاگر آن است كه امام پس از آن كه به سـن مناسب ازدواج رسيد، تـن به ايـن كـار داد.
در (اعيان الشيعه) آمـده است: آنگـاه امـام جـواد علیه السلام از مامون اجازه رفتن به حج خـواست و به اتفاق همسرش از بغداد قصد مدينه كرد.
مـأمـون كـوشـش مـيكـرد كه دل امـام را به دست آورد و او را به دارالخلافه نزديك كند. او تـوطئه خـود را براى از ميان بردن جنبـش و حركت تشيع در چهار چوب خلافت عباسيان همچنان ادامه مىداد و هدفـش اين بود كه بيـن امام و پايگاه مردمى او فاصله اندازد و آن حضرت را از مردم دور سازد، ولـى مـىخـواست به طـريقـى ايـن نقشه را اجـرا كنـد كه مـردم تحـريك نشـوند.
پـس از عزيمت امام جواد علیه السلام به مدينه، مأمون در طرطـوس وفات يافت و با برادرش معتصم بيعت شد، سپس معتصـم، امام جواد علیه السلام را فراخواند و ايشان را به بغداد آورد.
بديـن گـونه مـىتـوان گفت در مـورد مدت اقـامت ايـشان در مدينه و بغـداد و تـاريخ ازدواج و وفات ايشـان در روايات، مطلب اطمينان بخـش و قابل اعتمادى كه به طـور قطع بتـوان بـرداشت شخصـى از آن كـرد، وجـود نــدارد.
آنچه مسلـم است اين كه ايشان بيشتريـن دوره زندگى خود را در زمان مأمون طى كرد و در ايـن فاصله در تنگنا قرار نداشت و كنترلى بر ایشان صـورت نمىگرفت. امام چه در بغداد و چه در مدينه، از اين فرصت براى انجام رسالت خود بهرهبرداى كرد؛ شيعيان نيز در مـورد امـامت او اتفـاق نظر داشته و راويـان، دهها روايت را در موضوعهاى مختلف از وى نقل كردهاند.
بحث را با ذکر روایتی از امام جواد علیه السلام به پایان میبریم که فرمودند:
هر بندهاى آنگاه حقيقت ايمان خود را كامل مىكند كه ديـن خود را بر شهوتهاى خويـش ترجيح دهـد، و هلاك نمىشود مگر آن كه هواى نفس و شهوتش را بر دينش ترجيح دهد.
پىنوشتها:
1ـ پيشوايان ما، ص 246ـ 255.
2ـ در سال درگذشت امام جـواد اختلاف تاريخـى وجـود دارد، عدهاى آن را سال 220 و بعضى ديگر آن را سال 255 گفتهاند.
منبع:
برگرفته شده از كتاب سيره و سخن پيشوايان، تاليف محمدعلى كوشا .
|
بازی جنگ در هوا بازی زیبایی که در مدل های مختلف گوشی نوکیا ، سونی اریکسون ، موتورلا قابل اجر است. برای دانلود روی ادامه متن کلیک کنید
|
|
رباتی برای حل معماها Mr. Robot |
|
این بازی با ترکیب کردن انواع ماجراهای کلاسیک و معماهای آموزنده و مانع های زیادی که این ربات در بازی با آن برخورد می کند. بازی فوق العاده و میخ کوب کننده برای علاقه مندان بازی های فکری است . که خود را نمی توانند به راحتی از این بازی جدا می کنند. محیط بازی به صورت سه بعدی است و از گرافیک خوبی هم برخوردار است. در سایت های بازی های فکری از ۱۰ امتیاز ۹ را گرفته است که امتیاز فوق العاده ای برای یک بازی فکری است. این بازی محصول سال ۲۰۰۷ است که جایزه های زیادی نیز دریافت کرده است.
دانلود بازی با حجم ۲۴.۶ مگابایت پسورد فایل : www.kamyabonline.com |
|
بازي سرگرم كننده و مهيج Turtle Odyssey 2 |
|
Turtle Odyssey 2 بازي سرگرم كننده ، مهيج وكم حجم ، يكي از بازي هاي شركت معروف Reflexive Games است كه در دسته يا سبك Arcade (به صورت مراحل پشت سر هم كه براي رسيد به مرحله بعدي حتما بايد امتيازهاي لازم هر مرحله را به دست آوريد.) قرار دارد.اين بازي شبيه بازي بسيار مهيج Sonic است كه شما بايد سكه ها را جمع ميكرديد و در آخر هر مرحله غول آن مرحله را منهدم ميكرديد است.اين بازي چيزي حدود 1۵ مگابايت حجم دارد و اميدواريم از بازي آن لذت ببريد.باشيد. اين بازي كم حجم شايد در نظر بيننده سايت يك بازي بچه گانه به حاب بيايد ولي بعد از بازي متوجه ميشويد كه از بسياري بازي هاي ديگر سخت تر است .
دانلود بازی با حجم ۱۵.۶ مگابایت پسورد فایل : www.kamyabonline.com |
امروز اين تصاوير متحرك و زيبا را گذاشتم براي بازديد كنندگان اين وبلاگ
ببينيد و بخنديد اما...نظر يادتون نره.

بنده خدا چشاش خسته شد!


چقدر خشن
