قرآن و اسلام از ديدگاه دانشمندان غربي
مقدمه: امروزه مسلمانان به علت دوري از قرآن وتعاليم آن، از قافله ي تمدن بشري عقب افتاده اند و با وجودي كه داراي جمعيتي بيش از يك ميليارد مي باشند ، خود باخته اند و از تفرقه ميان خود به شدت رنج مي برند، دشمنانشان بر آنان مسلط شده اند ودر عمل به جاي پيروي از دستورات قرآن ، از اوامر قدرتهاي بزرگ كه دشمن دين و قرآن آنها مي باشند،پيروي مي نمايند و اين در حالي است كه پيروي از دستورات قرآن آنان را از اين ذلت نجات خواهد داد و شكوه وعظمت گذشته را به آنها باز خواهد گرداند . پشت كردن به قرآن در اين دنيا براي مسلمانان ،ذلت و خواري را براي آنها به بار آورده است و در روز آخرت نيز شكايت پيامبر از آنها را به دنبال خواهد داشت، در آن روز كه امت محمد(ص) از زبان پيامبرشان اين شكايت را مي شنوند كه پروردگارا قوم من اين قرآن را از خود راندند.(فرقان/30( امروزه به رغم تبليغات وسيعي كه در كشورهاي غربي عليه اسلام و مسلمانان وجود دارد، روز به روز به تعداد كساني كه با تحقيق درباره ي قرآن به دين اسلام مي گروند،افزوده مي شود.
1- احتمالا همه شما با قابلیت Tabbed Browsing آشنا هستید. تقریبا تمام مرورگرهای جدید این قابلیت را دارند. لازم نیست برای دیدن لینک های مختلف چندین پنجره باز کنید. میتوانید از زبانه های یک پنجره استفاده کنید. با راست کلیک کردن روی هر زبانه گزینه هایی از جمله بستن همه زبانه ها و بستن همه زبانه ها به جز زبانه فعلی را می بینید.
2- برای برگشت به صفحه قبلی می توانید حین فشردن کلیک راست کلیک چپ کنید.
3- اپرا قابلیت Pop-up Blocking دارد. یعنی پیام های تبلیغاتی را نشان نمی دهد. شما می توانید با زدن کلید F12 انتخاب کنید که چه Pop-up هایی نمایش داده شوند یا نمایش داده نشوند.
4- اگر صفحات زیادی را باز کردید. شما می توانید آنها را به عنوان یک session ذخیره کنید تا بعدا در موقع نیاز همه آنها را با یک کلیک باز کنید. کافیست از File > Session > Save this Session را انتخاب کنید و از همین طریق می توانید Sessionها را ببینید.
5- شما میتوانید از 20٪ تا 1000٪ زوم کنید. برای زوم راحت تر از کلیدهای + و – استفاده کنید.
6- بعضی سایت ها عرض زیادی دارن اگر از اسکرول افقی خوشتان نمیآید می توانید کلید از کلید ترکیبی Ctrl+F11 استفاده کنید.
7- اگر از ظاهر اپرا خسته شده اید می توانید پوسته اپرا را عوض کنید. به مسیر Tools > Appearances > Skin بروید و پوسته های جالبی دانلود کنید.
8- یکی از قابلیت های اپرا ذخیره یوزرنیم و پسورد هاست. هنگامی که از یک یوزرنیم و پسورد استفاده می کنید ؛ اپرا به طور اتوماتیک از شما می پرسد که آیا می خواهید پسورد را ذخیره کنید یا خیر. اپرا حتی می تواند بر روی یک سایت چندین پسورد ذخیره کند. شما می توانید با فشردن کلید Ctrl+Enter یوزرنیم خود را انتخاب کرده و وارد سایت شوید.
9- اپرا این قابلیت را دارد که متون انگلیسی را بخواند. شما می توانید با انتخاب متن و کلیک راست بر روی آن و انتخاب گزینه Speak متن را بشنوید. البته هنگامی که برای اولین بار این کار را می کنید باید یک فایل 10 مگا بایتی را دانلود کنید.
10- هنگامی که از یاز شدن یک pop-up جلوگیری میشود اپرا یک هشداری در بالای پنجره سمت راست می دهد. اگر میخواهید از آمدن این هشدار هم جلوگیری کنید مسیر Tools > Preferences > Advanced > Notifications را دنبال کرده و تیک Show notifications for blocked pop-ups را بردارید.
11- کلید Ctrl + Back Space را بزنید تا در آدرس بار یک دایرکتوری به عقب بروید.
12- اگر می خواهید یک عکس را ذخیره کنید کافیست حین فشردن کلید کنترل کلیک کنید.
13- اگر اشتباها یکی از زبانه هار ببندید میتوانید با کلیک روی دکمه سطل آشغال در بالای پنجره سمت راست دو باره آن را باز کنید.
14- شما می توانید برای هر سایت یک نام مستعار بگذارید. کافیست از طریق Bookmark> Bookmark page گزینه Details را بزنید و در کادر Nickname نام مستعار مورد نظر را وارد کنید و کلید Ok را بزنید. حال با نوشتن این نام مستعار در نوار آدرس و زدن کلید Enter وارد سایت شوید.
Bridge :
وسيله ايست كه دو Lan مختلف يا دو سگمنت از يك Lan را كه از پروتوكل ارتباطي يكساني استفاده مي كنند، به يكديگر متصل مي سازد.
Bridge توانايي كنترل ترافيك، فيلتر كردن بسته هاي داده و ... را دارد.
توسط Bridge مي توان يك Lan با تعداد ايستگاههاي كاري زياد را به سگمنت هاي كوچكتري تقسيم كرد كه در نتيجه هر سگمنت مانند يك شبكه مستقل عمل كرده و برقراري ارتباط ايستگاهها راحتتر انجام مي شود.
هرگاه دو ايستگاه بطور همزمان اقدام به ارسال بسته هاي داده در شبكه كنند، تصادم (collision) رخ مي دهد كه مانع ارسال صحيح داده مي شود و هر چه تعداد ايستگاهها بيشتر باشد، احتمال رخ دادن تصادم نيز بيشتر مي گردد . Bridge با تقسيم شبكه به چندين سگمنت از احتمال رخ دادن تصادم مي كاهد.
همچنين اگر پيامي از يك ايستگاه براي ايستگاهي ديگر در همان سگمنت ارسال شود Bridge مانع انتشار پيام در سگمنت هاي ديگر شده و بار ترافيك ساير سگمنت ها را سنگين نمي كند.
Repeater :
ساده ترين جزء ارتباطي در شبكه Lan ، كه سيگنالهاي ارتباطي در كابلها را تقويت يا دوباره سازي مي كند، Repeater مي باشد.
سيگنالهاي ارتباطي در طول مسير كابلها بر اثر عواملي مانند نويز و غيره دچار تغيير شكل و يا ميرايي (ضعيف شدن تدريجي) مي شوند.
يك Repeater آنالوگ مي تواند سيگنالهاي دريافتي را تقويت نمايد، در حاليكه Repeater ديجيتال توانايي بازسازي سيگنالهاي دريافتي با كيفيتي نزديك به كيفيت اصلي را داراست. با استفاده از Repeater ها مي توان طول كابلهاي داده را افزايش داد و در نتيجه ايستگاههاي كاري كه در فاصله دورتري (البته تا حد معيني از فاصله) از يكديگر واقعند را نيز مي توان بهم متصل كرد كه در نهايت باعث گسترش فيزيكي شبكه مي شود.
Router :
وسيله ايست كه وظيفه انتقال بسته هاي داده بين شبكه هاي مختلف را بر عهده دارد.
يك روتر حداقل به دو شبكه LAN ، WAN و يا يك LAN و ISP متصل است. روتر اصطلاحا Protocol Independent است؛ يعني انتقال بسته هاي داده بين دو شبكه كه از پروتوكلهاي مختلف در ارتباطات داخلي خود استفاده مي كنند، را نيز به درستي انجام مي دهد.
روترها در GATEWAY ، يعني محل ارتباط دو شبكه قرار دارند.
در Header هر بسته داده، مشخصات ايستگاه گيرنده آن مشخص شده است. روتر پس از خواندن آدرس گيرنده، بر اساس جدول مسيريابي و الگوريتم هاي مسيريابي و با توجه به بار ترافيك شبكه، بسته را از كوتاهترين و كم ترافيك ترين مسير به مقصد مي رساند.
روترها براي تشخيص مسير مناسب، توسط پروتوكلهايي نظير ICMP با يكديگر ارتباط برقرار مي كنند.
دو نوع روتر داريم؛ روتر Static كه جدول مسيريابي آن توسط مدير شبكه مقدار دهي مي شود و روتر Dynamic كه جدول مسريابي را خودش تنظيم مي كند و بطور اتوماتيك آنرا Update مي نمايد.
همچنين اين روتر اطلاعات خود را با مسيرياب بعدي مبادله مي كند.
Gateway :
Gateway ؛ يك عضو در شبكه مي باشد كه به مثابه يك ورودي به شبكه اي ديگر است . طبق اين تعريف ISP شما كه باعث برقراري ارتباط شما با اينترنت مي شود يك Gateway است. Gateway مي تواند سخت افزاري يا نرم افزاري باشد و وظيفه اصلي آن تبديل پروتوكل ها به يكديگر است. مثلا اگر شما در يك LAN از پروتوكلي خاص استفاده مي كنيد، براي اتصال به اينترنت احتياج به Gateway داريد تا اين پروتوكل را به پروتوكل مورد استفاده در اينترنت تبديل كند.
Gateway همچنين به عنوان يك Proxy Server يا Firewall عمل مي كند.
Hub :
وسيله ايست داراي چندين پورت كه از آن براي اتصال ايستگاههاي كاري موجود در يك LAN (اعم از كامپيوتر، پرينتر و...) به يكديگر استفاده مي شود.
مي توان عملكرد آنرا شبيه يك Repeater چند پورته (Multi Port) دانست. هر ايستگاه توسط كابلي به يكي از پورتهاي موجود در هاب متصل مي شود و به اين طريق اطلاعات ارسالي از يك ايستگاه براي ساير ايستگاهها قابل دسترسي خواهد بود.
يك Passive Hub اطلاعات ارسالي از يك ايستگاه را فقط به يك ايستگاه ديگر ارسال مي كند ( و نه ساير ايستگاهها ) و در مقابل، Active Hub اطلاعات ورودي را روي همه پورتها كپي مي كند و بدين ترتيب اطلاعات براي همه ايستگاهها ارسال مي شود.
استفاده از هاب عمل حذف و اضافه كردن ايستگاهها به شبكه را بدليل عدم نياز به پيكربندي مجددف، آسانتر مي سازد.
ابتدا براي اجرا کردن برنامه Paint ، از منوي Start و سپس All Programs وارد Accessories شده و Paint را انتخاب کنيد.
پس از باز شدن برنامه ، از منوي File ، گزينه Open را انتخاب کنيد. سپس در پنجره جديد باز شده يک عکس را براي نمونه انتخاب کرده و روي دکمه Open کليک نماييد.
حالا عکس مورد نظر شما در برنامه باز شده است.
مهر زدن قطعه اي از عکس
در Paint قابليت مخفي وجود دارد که با استفاده از آن ميتوانيد قطعه اي از عکس را همانند مهر کردن تکرار کنيد.
براي اين کار در داخل نوار ابزار برنامه ، ابزار Select را انتخاب کنيد (مستطيل نقطه چين). سپس بر روي قسمتي از عکس با استفاده از موس يک مستطيل ايجاد کنيد. اکنون دست خود را روي دکمه Ctrl نگه داريد و مستطيلي را که ايجاد کرديد جابجا کنيد و رها کنيد. همواره دستتان که روي دکمه Ctrl است اين عمل را ادامه دهيد تا قطعه عکس انتخاب شده همانند عمل مهر زدن تکرار گردد.
ساييدن قطعه اي از عکس
با استفاده از اين قابليت مخفي ، ميتوانيد قطعه اي از عکس را همانند عمل ساييدن روي کل عکس بکشانيد.
براي اين کار در داخل نوار ابزار برنامه ، ابزار Select را انتخاب کنيد (مستطيل نقطه چين). سپس بر روي قسمتي از عکس با استفاده از موس يک مستطيل ايجاد کنيد. اکنون دست خود را روي دکمه Shift نگه داريد و مستطيلي را که ايجاد کرديد جابجا کنيد. ( ترفندستان ) تا زماني که دستتان روي دکمه Shift باشد اين عمل تکرار خواهد شد.
کوچک و بزرگ کردن قطعه اي از عکس
قابليت مخفي ديگري که در Paint وجود دارد کوچک و بزرگ کردن قطعه اي از عکس به شکلي است که ديگر اجزاي عکس تغييري نکند.
براي اين کار در داخل نوار ابزار برنامه ، ابزار Select را انتخاب کنيد (مستطيل نقطه چين). سپس بر روي قسمتي از عکس با استفاده از موس يک مستطيل ايجاد کنيد. اکنون دست خود را روي دکمه Ctrl نگه داريد و يکي از دکمه هاي + و - را بزنيد. دکمه هاي Ctrlو+ عکس قطعه انتخابي را بزرگ و دکمه Ctrlو- قطعه انتخابي را کوچک ميکند.
لازم به ذکر است که اين ترفند را ميتوانيد روي تمامي ابزارهاي ايجاد نقاشي نيز اجرا کنيد. به فرض مثال در نوار ابزار ، ابزار Brush (قلم مو) را انتخاب نماييد. اکنون دست خود را روي دکمه هاي Ctrl و + نگاه داريد تا نقطه بزرگتر شود.
خون ، رمز سلامت و تندرستی است، خون به تمام سلول های بدن، اعضاء و اندام ها غذا می رساند. خون وسیله دفاعی بسیار ارزشمند در برابر هجوم میکروب ها به بدن است. خون نمایشگر و نشان دهنده وضعیت درونی ماست. وقتی انسان به بیماری ای دچار می شود در خون تغییرات زیادی ظاهر می شود و پزشکان با آزمایش خون و یافتن این تغییرات به مرضی که انسان را مورد حمله قرار داده است پی می برند. یعنی از طریق خون و آزمایش آن می توان دریافت که بدن سالم است یا نه!
قريب به 60 سال از تأسيس رژيم غاصب صهيونيستي ميگذرد؛ دهها و صدها کنفرانس و اجلاس و نشست و همايش در جهان اسلام! برگزار شده و هزارها قطعنامه و اعلاميه و بيانيه و طومار صادر گشته و خدا ميداند چند بار رژيم اسرائيل محکوم شده است؛ اما... اما هنوز نام منحوس اين رژيم بر نقشهها خودنمايي ميکند و بر سر زبانها ميچرخد و در کشورهاي دنيا سفارتخانه و در سازمانهاي جهاني حق رأي دارد و دائما در سازمان ملل قطعنامه صادر ميکند و عليه اين کشور و آن کشور موضع ميگيرد و... و هر روز حلقه محاصره را بر ملت مظلوم فلسطين تنگتر و روز به روز نسلکشي مردمان ستمديده اين سرزمين را بيشتر و خانههايشان را خراب و فرزندانشان را آواره ميکند و... ميدانيد چرا؟!
فکر ميکنيد چرا اسرائيل بعد از گذشت نيم قرن هنوز به حيات نامبارک خويش ادامه ميدهد؟ آيا بخاطر داشتن سومين ارتش منظم دنياست؟ يا بخاطر داشتن صدها کلاهک هستهاي؟... براي پيبردن به جواب اين سوال کمي به دور و بر خود نگاه کنيد و سر و وضع خويش را نظارهگر باشيد.
گوشيهاي «نوکيا» Nokia و «موتورولا» Motorola جيبهاي ما را اشغال کرده است؛ موسيقي از امپيتري پليرهاي «آي پود» IPod به گوش ما ميرسد؛ سيپييوهاي «اينتل» Intel تجارت و اقتصاد و فرهنگ و سياست ما را ميگرداند و اطلاعات آنها را پردازش ميکند؛ پرينترهاي «اچ پي» HP مطالب ما را به چاپ ميرساند؛ اوقات سرگرميمان با فيلمهاي هيجاني «هاليوود» Hollywood که در کمپاني بزرگ «فاکس قرن بيستم» Fox 20 Century توليد شده، پر ميشود و براي کودکانمان کارتونهاي معروف «والت ديزني» Disney را با تلويزيونهاي «پايونير» Pioneer نمايش ميدهيم؛ در هنگام سفر اين دوربينهاي «کوداک» Kodak هستند که لحظات زيباي ما را ماندگار ميکنند؛ اين مجريان اخبار شبکه «سيانان» CNN و خبرنگاران مجله هفتگي «تايم» TIME هستند که اخبار دنيا را به گوش ما ميرسانند؛ بچههايمان با شيرخشکهاي خوشمزهي «سرلاک» Cerelac بزرگ ميشوند و شکلاتهاي «مگي» Maggi و «کيتکت» KitKat و «اسمارتيز» Smarties ميخورند؛ بعد از وعدههاي غذاييمان هيچچيز به اندازه نوشابههاي «کوکاکولا» Coca Cola و «پپسي» PEPSI و «فانتا» Fanta و «ميريندا» Mirinda نميچسبد و آنچه که خستگي را بعد از يکروز کاري از تن آدم بهدر ميکند يک «نسکافه»ي Nescafe مخلوط با «کافيميت» Coffee Mate است. البته ناگفته نميماند که صورتهايمان را با «ژيلت» Gillette اصلاح ميکنيم، مسواکهايمان «اورال بي» Oral-B است، سيگار «مارلبرو» Marlboro بر گوشه لبمان نشسته و خودکار «بيک» BIC و رواننويس «پارکر» Parker در جيبمان يافت ميشود؛ و البته بگذريم از تيشرتهاي رنگ و وارنگ «باس» BOSS که گاهگاهي به تن ميکنيم و بارانيهاي خوشدوخت «نايک» Nike که بدن ما را از برف و باران حفظ ميکند و کفشهاي خوشپاي «تيمبرلند» Timberland که در گرما و سرما همراه ماست و لباسهاي ورزشي «چامپيون» Champion که ما را در افتخارات ملي و محلي همراهي ميکند؛ و...
ديگر نگوييم چرا شعار مرگ بر اسرائيل اثر ندارد! ديگر نگوييم چرا اين همه اعلاميه و قطعنامه و تظاهرات به ثمر نمينشيند؛ تا وقتي که مسئولين ما قراردادهاي نفتي را با شرکت چند مليتي «شل» Shell امضا ميکنند و فروشگاههاي زنجيرهاي پوشاک «بنتون» Benton مد را به ما عرضه ميدارند و محصولات غذايي «نستله» Nestle در يخچالهاي ما جاخوش کردهاند اوضاع همين است که هست.... شايد بگوييد چرا؟
به گواهي اسناد و مدارک، هر ريالي که بابت خريد و مصرف اين محصولات ميپردازيم گلولهاي ميشود در قلب کودک فلسطيني، و بمبي بر سر خانهاش، و عاملي براي ويراني سرزمين و آوارگي هموطنان او؛ و بگذريم از اينکه ريالهاي ما، بودجه سالانه دولت اسرائيل را افزايش و موجبات رفاه زندگي شهروندان آن را فراهم و روزگار را به کام مردم آن ميگرداند. اين تازه اول قضاياست و اگر نگاهي به تورات و تلمود و قباله(کتابهاي مقدس يهوديان) و پروتکلهاي 24 گانه صهيونيسم بيندازيد خواهيد فهميد که قضايا پيچيدهتر از اين حرفهاست و اسرائيل اين پديده شوم قرن بيستم نه تنها داعيهدار حکومت بر سرزمين فلسطين و بعد از آن کل منطقه خاورميانه است، بلکه مدعي حکومت بر تمامي جهان ميباشد. گلداماير نخستوزير اسبق رژيم صهيونيستي ميگفت «هر جا که يک يهودي هست آنجا مرزهاي اسرائيل بزرگ است».
در کتاب قبّاله ميخوانيم «1- کشتن «جوييم» (غير يهودي) و غصب کردن و دزديدن مال او بر يهودي، در صورتيکه مقدور باشد، جائز، بلکه واجب است. 2- براي آنکه سلطنت و آقايي تنها براي يهوديان باقي بماند، لازم است هر فرد يهودي، تمام نيرو و امکاناتش را صرف بدست آوردن مال و ثروت، و منع ديگر ملتها از اندوختن زر و سيم و سيادت و آقايي نمايد. 3- از آنجا که افراد يهودي در عزت الهي با هم شريک و مساوي هستند، پس دنيا و مظاهر آن مال آنهاست و حق بهرهبرداري از آنها را دارند و دزديدن مال يهودي براي همکيشان او جائز نيست، ولي دزديدن مال غير يهودي مانعي ندارد بلکه اصلا نام دزدي نبايد روي آن گذارد؛ اين عمل در حقيقت استرداد مالي است که در دست ديگران است و دين آنرا براي يهودي مباح ساخته است؛ اموال غير يهودي مانند اموال بيصاحب يا ريگهاي کنار دريا است که هر کس زودتر دست روي آنها بگذارد، مالک آنها خواهد شد. بني اسرائيل در مثل مانند زني است که در خانه نشسته و شوهرش از راه کار و کوشش، مال و ثروت فراهم ميکند و او بدون آنکه در رنج کارگري با او شريک باشد، با مرد سهيم است و حق بهرهبرداري از دسترنج او را دارد. 4- براي يهود سوگند دروغ خوردن مخصوصا هنگام معامله با ديگر ملتها جايز است، زيرا اصل سوگند براي از بين بردن نزاع قرار داده شده ولي درباره غير يهودي که عبارت باشند از حيوانات ناطق اين سوگند اعتبار ندارد!»...
بگذاريد ديگر اشارهاي به پروتکلهاي صهيونيسم که مجموعه قوانين مصوب نزد علماي قوم يهود است نکنم، که هوش را از سرتان خواهد برد؛ بگذاريد نگويم که رژيم خبيث صهيونيستي معتقد است غير يهودي، اعم از مسلمان و مسيحي و زرتشتي، همگي حيوانات ناطقي هستند که خداوند براي بهرهکشي قوم يهود از آنان، خلق کرده است و انسان برتر فقط و فقط يهوديها هستند؛ بگذاريد نگويم که غاصبان فلسطين جان و مال و ناموس غير يهودي را بر خود مباح ميدانند؛ و... (توصيه ميکنم حتما پروتکلهاي 24 گانه يهود را مطالعه بفرماييد اينجا و اينجا و اينجا )
نتيجه آنکه هر ريالي را که بابت خريد و مصرف کالاهاي صهيونيستي پرداخت ميکنيم، در واقع با دست خود گوري براي خويش کندهايم.
در همين رابطه:
اگر ميخواهيد اطلاعات جامع و گستردهاي در رابطه با شرکتهاي صهيونيستي و چرايي تحريم کسب نماييد به پايگاه اطلاع رساني «ستاد مردمي حمايت از تحريم کالاهاي صهيونيستي» در اينجا مراجعه نماييد.
بخشهاي مهم اين پايگاه عبارتند از :
1- چهار سوي جهان بازتاب اخبار تحريم
2- چرا تحريم مقالاتي درباره چرايي تحريم
3- آمار و اطلاعات بازخواني اطلاعات شرکتهاي صهيونيستي
4- مارکها و علايم تجاري ليست جامعي از شرکتهاي صهيونيستي و علايم تجاري آنها
منبع:هزار و يك نكته
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان عزیز امیدوارم حال شما خوب باشه و برای شما آرزوی قبولی نماز ها و دعا های می کنم
من یک برنامه نوشتم یا در حقیقت یک بازی به زبان برنامه نویسی ویژوال خیلی روی این پروژه زحمت کشیدم و اگر کسی خواست فایل کد بازش رو برایش می فرستم بازی بدی نشده خیلی هم جالبه بازی این جوریه که رایانه خودش یک عدد حدس می زنه که شما با استفاده هوش خودتون آن عدد را پیدا می کنید هرکس که دانلود می کنه نظر خودش را در رابطه با این بازی در همین پست بنویسه تا من بتوانم برنامه های جالب تری را بنویسم انشاءالله
حجم فایل ۵۰۸ کیلوبایت دانلود نظر خودتون رو در همین پست بدهید
با سلام خدمت دوستان عزيز پس از تلاش هاي پي در پي و طولاني توانستم اين برنامه را بنويسم اميدوارم بهره ي كافي را از اين برنامه ببريد و ديگه اينكه هركس كه اين برنامه را دانلود مي كنه حتما نظر خودش را در مورد اين برنامه در همين پست اعلام كند تا من بتوانم در آينده اي نه چندان دور برنامه هايي كامل تر و بدون نقص بنويسم اين برنامه به زبان ويژوال بيسيك نوشته شده حتما نظر بدهيد
حجم برنامه ۵۸۰ كيلو بايت حتما دانلود كنيد دانلود
رمز برنامه : www.pc-iran-qom.blogfa.ir
بسم الله الرحمن الرحیم
روانشناسي جوانان
موفق
شناسنامه :
نام جزوه: روانشناسي جوانان موفق
جمع آوري : ز – السادات جواهري
تايپ و آماده سازي: محمّد حسن شهناززاده
سخن آغازين
قال رسول الله (ص) :
من تَعلَّمَ في شَبابِهِ کَانَ بَمنْزِلهِ الرَّسْمِ في الْحَجَرِ .
(( آن کس که در جواني چيزي بياموزد و به ذهن بسپارد مانند نقشي است که بر سنگ کنده باشند مستقر و پا برجا خواهد ماند .))
دوران بلوغ حد فاصلي است بين ايّام کودکي و جواني . در طول اين دوره بر اثر ترشّح هورمون هاي جنسي ، روحيه ي جوانان تدريجاً تغيير مي کند و طرز انديشه و فکرشان رفته رفته تحوّل مي يابد و در پايان اين دوره که آغاز جواني است محيط خانه را براي خود تنگ و غير قابل تحمّل مي بينند ، از دنباله روي پدر و مادر سر باز مي زنند ، حسّ استقلال طلبي در نهادشان بيدار مي شود ، و براي دست يافتن به آزادي ، نا آرام و بيقرار مي گردند.
اين دگرگوني طبيعي که بقضاء حکيمانه الهي در خلقت انسان مقرّر گرديده به منزله اعلام اين حقيقت است که دوران طفلي گري و اتّکاء به والدين سپري شده و ايّام استقلال فرا رسيده است . از اين پس جوان بايد بر روي پاي خود بايستد ، عضو جامعه شود ، با مردان و زنان اجتماع همقدم گردد ، و قبول مسؤليّت نمايد .
گفتني است جوانان (( امروز )) مردان و زنان سرنوشت ساز (( فردايند )) آنان بايد نخست((هدف)) خويش را در زندگي ، تشخيص دهند ، آنگاه ابزار و امکانات رسيدن به آن را مهيا سازند . از اين جهت در اين جزوه مطالبي مختصر ، کوتاه و مفيد جهت آشنايي جوانان آورده ام ، بلكه بتوانم قدمي در جهت تهذيب ، اصلاح و تربيت اسلامي بردارم اميدوارم نظر لطف خداوند باري تعالي شامل حال همه ي جوامع اسلامي بالاخص جوانان و آينده سازان مملکت اسلامي بوده باشد . و همه ي جوانان و مسلمانان را از شر شياطين حفظ و سعادت و کمال را هرچه بيشتر به روي آنان مفتوح فرمايد. آمين يارب العالمين
ز – السادات جواهري مديريت موسسه ي قرآني شيفتگان وحي
هسته ي سيستم عامل(kernel)
محقق :محمد حسن شهناززاده
در علم كامپيوتر، هسته (kernel) اساسيترين بخش يك سيستم عامل است. هسته سيستم عامل برنامهاي است كه دسترسي ايمن به سختافزار را براي برنامههاي گوناگون فراهم ميكند. به علت تعدد برنامههاي كامپيوتري، همچنين از آنجايي كه دسترسي به سختافزار محدود است، هسته از طريق تكنيكي كه Multiplexing ناميده ميشود، تصميم ميگيرد كه يك برنامه چه وقت و به چه مدت ميتواند بخشي از سختافزار را در اختيار بگيرد. از آنجايي كه دسترسي مستقيم به سختافزار ميتواند بسيار پيچيده باشد، معمولا هسته سيستمهاي عامل مجموعهاي از سختافزارهاي مجرد را پيادهسازي ميكنند. اين مجردسازي پيچيدگيهاي سختافزاري را پنهان ميكند و رابطي (Interface) ساده و يكنواخت براي سختافزار فراهم ميكند كه استفاده از آن را براي برنامهنويسان آسانتر ميكند.
هسته سيستم عامل، عبارت است از يک مجموعه نرمافزار، که وظيفه مديريت منابع سيستم، و ارتباطات بين نرم افزارها و سخت افزار سيستم را بر عهده دارد.
هسته به مولفه هايي تقسيم شده است که هر کدام، وظيفه خاصي بر عهده دارد. مولفه هاي اصلي هر هسته سيستم عامل، در شکل زير نشان داده شده است.
در شکل بالا، قسمتي که با رنگ قرمز نشان داده شده، هسته سيستم عامل است. همانطور که ملاحظه ميشود، تمام عملکرد اصلي سيستم عامل (يعني مديريت منابع سخت افزار، مديريت پردازش ها، مديريت حافظه و...) را هسته آن انجام ميدهد.
براي اجراي يك برنامه بر روي كامپيوتر وجود هسته در سيستم عامل ضروري نيست. برنامهها ميتوانند مستقيما بر روي كامپيوتر بارگذاري و اجرا شوند، به شرط آنكه نويسنده برنامهتوانايي نوشتن چنين برنامههايي را، بدون پشتيباني سيستم عامل و انتزاع سختافزاري داشته باشد. اجراي برنامهها بدون استفاده از سيستم عامل، در بسياري از كامپيوترهاي اوليه روش معمولي بوده است. البته، در اين روش براي اجراي برنامههاي مختلف لازم بود كه مجددا كامپيوتر راهاندازي (Reset) و برنامه بارگذاري شود. سرانجام براي رفع اين مشكل برنامههاي كمكي كوچكي مثل loaderها و debuggerها ايجاد شدند، كه حين اجراي برنامههاي مختلف در حافظه باقيميماندند يا از حافظه ROM بارگذاري ميشدند. با توليد اين برنامههاي كمكي پايه و اساس چيزي كه ما آن را هسته سيستم عامل ميخوانيم شكل گرفت.
چهار نوع دسته بندي كلي براي هسته سيستمهاي عامل وجود دارد:
1. هسته يكپارچه (Monolithic)، كه انتزاع (abstraction) [1] سختافزاري نيرومندي را فراهم ميآورد.
2. ريزهسته (Microkernel)، كه مجموعهاي كوچك از انتزاع ساده سختافزاري را به وجود ميآورد و از نرمافزارهايي با نام سرويسدهنده (Server) استفاده ميكنند تا قابليت بيشتري را ارايه دهند.
3. هسته دورگه (Hybrid) يا "ريزهسته اصلاح شده"، كه شباهت زيادي به ريزهستهدارد، با اين تفاوت كه به منظور اجراي سريعتر، شامل كدهايي اضافي در فضاي هسته ميباشد.
4. برونهسته (Exokernel)، كه هيچ گونه انتزاعي را فراهم نميكنند، ولي با استفاده از كتابخانهاي از توابع (libraries) براي افزايش كارايي، دسترسي مستقيم يا نيمهمستقيم به سختافزار را فراهم ميكنند.
هسته يكپارچه (Monolithic)
هسته يكپارچه (Monolithic)، يك رابط مجازي سطح بالا بر روي سختافزار تعريف ميكند. همچنين مجموعهاي از توابع براي پيادهسازي سرويسدهندههاي سيستم عامل، مانند مديريت پردازشها (Process Management)، همزماني (Concurrency) و مديريت حافظه را فراهم ميآورد.
حتي اگر تمام اجزايي كه به اين عمليات سرويسميدهند از كل مجموعه هسته جدا باشند، از لحاظ همبستگي كد در تنگنا سختي خواهيم بود و با توجه به اينكه تمام اجزا در يك فضا اجرا ميشوند، بروز خطايي در يكي از آنها ميتواند كل سيستم را مختل كند. از طرفي ديگر، وقتي كه پيادهسازي تكميل و قابل اطمينان شد، شرايط همبستگي تنگاتنگ بين اجزاي داخلي باعث ميشود كه امكانات سطح پايين سيستم به طور موثري در دسترس قرار گيرد و منجر به يك هسته يكپارچه، با كارآيي بسيار بالا شود.
طرفداران هستههاي يكپارچه عقيده دارند كه اگر كدي خطا دارد نبايستي در هسته قرار داشته باشد (متعلق به هسته باشد). چرا كه در غير اين صورت، برتري اندكي نسب به ريزهستهها خواهند داشت. سيستمهاي عامل Linux و Unix را ميتوان جزو پيشرفتهترين هستههاي يكپارچه دانست.
[1] ويراستار: منظور از انتزاع سختافزاري، امكان عمل نمودن مستقل يك برنامه بدون توجه به سختافزاري است كه بر روي آن اجرا ميشود. در زمان پيش از كامپيوترهاي شخصي (PC)، برنامههاي كامپيوتري تنها بر روي يك سختافزار مشخص اجرا ميشدند و امكان اجراي آنها بر روي سيستم ديگري نبود. از جمله دلايل آن ميتوان به تفاوت ساختار و عملكرد CPU هاي مختلف (مانند CPU هاي اينتل و موتورولا) با يكديگر اشاره كرد. در اين ميان، سيستم عامل، از اين نظر كه به برنامهها امكان اجرا بر روي سختافزارهاي متفاوتي را بدهد، نقشي بسيار حياتي را بر عهده دارد.
تكثير و كپي از اين مقاله با ذكر نام محقق بلامانع است.
بسم الله الرحمن الرحيم
گرايش هاى درونى انسان
محقق محمّد حسن شهناززاده
خلاصه
قرآن مى گويد: خداوند هر موجودى را به گونه اى خلق نموده همچنين آن را هدايت كرد.
فطرت با غريزه و طبيعت متفاوت است ، طبيعت در مورد اشياى بى جان و غريزه در جنبه حيوانى و فطرت در جنبه انسانى به كار مى رود.
فطرت و غريزه هر دو، از امور تكوينى و غير اكتسابى است ، اما فطرت از غريزه آگاهانه تر بوده و معرّف ويژگى انسان مى باشد.
در دوران مختلف زندگى بر حسب نياز، غرايز متعددى آشكار مى شود، مانند گرسنگى و تشنگى كه در ابتداى تولد و غريزه جنسى كه بعد از بلوغ در جهت تشكيل خانواده ، بروز مى كند.
دين ، عاملى براى تعديل و جهت دادن به غرايزى است كه حد و مرز خويش را نمى داند و نيازمند مربى مى باشد.
عواطف آن نيروى درونى است كه در ارتباط با پديده هاى خارجى در انسان به وجود مى آيند.
بعضى از روان شناسان امور عاطفى را به دو امر ميل و نفرت منحصر كرده اند.
ويژگيهاى عواطف عبارتند از: 1 شدت 2 دوام 3 تغييرات داخلى .
بسم الله الرحمن الرحيم
انسان شناسي از نظر اسلام
محقق :محمّد حسن شهناززاده
مقدمه
انسان از جمله مو جودات شگفت انگيز عالم هستى است كه داراى جنبه هاى مختلفى مى باشد و با توجّه به هر جنبه اى ، موضوع علمى از علوم بشرى قرار مى گيرد.
محور و اساس مسائل اسلام نيز انسان مى باشد، لكن نه اينكه وجود او را از هر جهت بررسى كند، بلكه بر بيان حقيقت و ابعاد و حالتها و هدف از وجودش و راه رسيدن به هدف تكيه مى كند.
با كمى درنگ و تاءمل در ميابيم كه قابليتها و استعدادهايى در انسان وجود دارد كه در ديگر جانداران به چشم نمى خورد و علاوه بر پيچيدگى و عظمتى كه در خلقت مادى وى به كار رفته و وجه مشتركى از اين جهت با ديگر جانداران دارد، ويژگى هاى روحى منحصر به فردى دارد كه سبب امتياز او از ساير موجودات شده است ، مانند خلّاقيّت ، كرامت ، مسؤ وليت و هدفمندى كه در آيات و روايات توجه زيادى به آنها شده است . مباحث انسان شناسى متعهد است تا به كليه سؤالاتى كه درباره منزلت و موقعيت انسان و رابطه او با خالق و ديگر موجودات مطرح است ، پاسخ دهد.
نمونهاى از عجايب خلقت
مسئله خونريزى
يكى از عجايبى كه در علوم پزشكى به آن برخورد كردهاند، مسئله خونريزى است. البته در علوم پزشكى، ميليونها مسئله عجيب پيدا مىشود از جمله همين مسئله خونريزى است.
در هنگام خونريزى، اولين چيزى كه اتفاق مىافتد اين است كه بدن، احساس تشنگى مىكند تا جبران كمبود آب بدن را بنمايد.
اين قضيه را هركسى مىتواند تجربه كند، به محض آنكه كمى خون از بدن كسى رفت، تمام اعضاى بدن فرياد مىزنند آب... آب... و شخص، متوجه نمىشود كه علت احساس تشنگى چيست؟ همچنين بدن فورا زرد مىشود يعنى قلب، تمام خونهاى بدن را جمع مىكند تا بتواند به كار خود ادامه دهد. چون اگر قلب از كار بيفتد، بدن مىميرد ولى زرد شدن دست، صورت، پا و يا سرد شدن آنها، ضررى براى بدن ندارد.
اين موضوع را چه كسى غير از خدا، ايجاد كرده است؟ موضوعى كه پزشكان در آن حيران ماندهاند.
در كبد (جگر سياه كه در زير ششها قرار دارد)، در حدود دو هزار دستگاه وجود دارد (البته قبل از اين، تصور مىشد كه پانصد ماشين است ولى بعدها معلوم شد، دو هزار تاست)، كه دانشمندان محاسبه كردهاند كه اگر بخواهند نظير آن را با دستگاههاى معمولى ايجاد كنند، پنجاه كيلومتر در پنجاه كيلومتر مساحت لازم دارد. يعنى بايد در تمام اين مساحت، دستگاه نصب شود تا بتواند كار كبد را انجام دهد، و اين كبد با اين ساختمان پيچيده به سرعت دست اندركار ساختن خون مىشود.
حالا هركدام از اين كارها، به دستور چه كسى انجام مىگيرد؟ احساس تشنگى، ضربان سريع قلب و جمعآورى خون، ساخته شدن خون توسط كبد، به دستور چه كسى انجام مىشوند؟
اين مسائل، يكى دوتا و صدتا يا هزارتا نيست، ميليونها از اين چنين حوادثى در بدن اتفاق مىافتد. چه كسى اينها را ايجاد مىكند؟ درست است كه برق در سيم جريان دارد ولى چه كسى و چه مهندسى آن را ايجاد كرده است.
اين شعر مشهور كه: (وفى كل شى له آية تدل على انه واحد) (يعنى در هرچيز نشانه ايست كه بر وحدانيت و يگانگى خدا دلالت مىكند) صد در صد صحيح است زيرا در هر چيزى، نشانهاى از خدا وجود دارد.
همان استالينى كه پنجاه سال با اعتقاد به خدا جنگيد، در مغزش خونريزى ايجاد شد و پزشكانش هيچ كارى برايش نتوانستند انجام دهند. و كاملا تحت فرمان خدا بود.
صحبت در مورد تقواست، انسان بايد سعى كند تقوايش را شديدتر و بيشتر بكند و با خدا ارتباط بيشترى پيدا كند و از او بترسد.
يكى از امورى كه خيلى مايه تأسف است اين است كه قرآن در جامعه، كم مطرح شده است. نه اينكه به اندازه كافى تفسيرش وجود دارد و نه تجويد، نه قرائت، تدبر و... در قرآن است كه: (افلا يتدبرون القرآن ام على قلوبهم اقفالها) يعنى: در قرآن تدبر و تعمق نمىكنند؟ آيا بر قلبهاى آنها قفل زده شده است؟
بايد همه كارهايمان را با توجه به خدا انجام دهيم و آنها را به حساب خود، نزد خدا بگذاريم: البته راست و واقعى نه به دروغ.
حضرت زهرا (ع)، حضرت اميرالمؤمنين (ع)، امام صادق (ع)، و ديگر ائمه كارهايشان را به حساب خود نزد خدا مىگذارند و ارزششان به خاطر همين است. و آنچنان كه خودشان مىگويند: (رضاالله، رضانا اهلالبيت) يعنى: رضا خدا، رضاى ما اهلبيت است. و اين كلام پيامبر و تمام ائمه است كه البته ممكن است با عبارات ديگرى هم بيان كرده باشند. كارهايشان همه همين طور بود و مورد رضايت خداوند بوده است. و اينگونه بودن (تقوى داشتن) است.
و اگر كسى واقعا متقى شد، در جامعه فرد عجيبى خواهد شد، چون در آن صورت با تمام هستى در رابطه خواهد بود. كسى كه تسبيح به دست مىگيرد و تكرار مىكند: (سبحان الله) بايد ديد كداميك از اين (سبحان الله) ها به قلبش راه پيدا مىكند.
موقعى كه در مسجد اموى، در حضور امام زينالعابدين (ع) گفتند: (اشهد ان لا اله الا الله)، حضرت فرمودند: (شهد بذلك سمعى و بصرى و جلدى و مخى و شعرى..) يعنى اين كلمه و عقيده، درون من است و ظاهرى نيست.
اين مطلب، مانند مسئله علم است. اگر كسى در جائى بنشيند كه هزاران كتاب در اطرافش باشد، تا وقتى كه كتابها به درون او راه پيدا نكردهاند هيچ فايدهاى ندارد ولى اگر يكى از آنها بدرونش راه يافت، ارزش پيدا مىكند. اگر يك آيه قرآن به درون انسان راه پيدا كند، تأثير عجيبى دارد.
حضرت موسى (ع) در حال رفتن به كوه طور بودند. در راه فقيرى را ديدند. فقير به ايشان گفت كه بخدا بفرمايد: گشايشى در كارش ايجاد كند چون خيلى فقير است. حضرت موسى (ع) اين را به خدا فرمودند خدا فرمود: به فقير بگو (جرى قلم القضاء) يعنى قسمت چنان شد كه اين شخص فقير باشد. (البته حضرت موسى در حدود3500 سال پيش بوده است). حضرت موسى اين را به فقير گفتند. فقير خيلى شخص با ادبى بود، به حضرت موسى گفت، بار ديگر كه نزد خدا مىروى (چون حضرت موسى با خدا صحبت مىكرد (كلمالله موسى تكليما) و اينكه مىگويند موسى كليمالله است، به خاطر همين است البته بايد بدانيد كه خدا زبان ندارد كه صحبت كند بلكه صوت را خلق مىكند كه اين را در شرح تجريد و شرح باب حادى عشر مىخوانيد) به خدا بگو كه خدايا، آيا تو بر قلم حاكم هستى يا قلم بر دست تو حاكم است؟
اگر قلم حاكم بر دست توست، كه هيچ مسئلهاى نيست ولى اگر دست تو حاكم بر قلم است، بنويس كه غنى شوم.
حضرت موسى (ع) اين را به خدا فرمود. خدا گفت خير، قلم در دست من است و من بر آن تسلط دارم و تقدير مىكنم كه از اين ببعد اين شخص غنى شود و از آن ببعد آن شخص غنى شد.
پس قلم در دست خداست. كتاب اعتقادات صدوق، بنام (اعتقادنا) كتاب كوچكى است، هركس آن را نخوانده است، حتما بخواند، در آن تمام اصطلاحات قلم، لوح، عرش، كرسى، توضيح داده شده است و بسيار كتاب جالبى است.
غنى، فقر، عزت، ملك همه در دست خداست.
آن خدائى كه در داستان آن مرد فقير بود، الان هم هست، فقط حضرت موسى است كه نيست كه آن هم نمرده است چون انبيا و صالحين و شهدا نمىميرند. شنيدهايد كه موقعى كه حضرت امير (ع) مىخواستند حضرت فاطمه (ع) را دفن كنند، بعد از آنكه كفن را بستند، حضرت امام حسن و امام حسين (ع) فرمودند مىخواهيم دوباره به خدمت مادرمان برسيم. حضرت امير مىفرمايند: پس از آنكه امام حسن و امام حسين (ع) بر جنازه مادرشان آمدند، بخدا قسم ناله كرد و آن دو را در بغل گرفت (اشهد الله آنها حنّت و انّت و ضمتهما الى صدرها) با اينكه به ظاهر مرده است. در صورتى كه اينها در واقع مرده ندارند، و اين مائيم كه مىميريم چون با خدا ارتباط كمىداريم.
حضرت رضا (ع) كه به زيارتش مىرويم همان حضرت رضاى هزار و سيصد سال پيش است. و اين را خداوند مىفرمايد. موقعى كه شهيد عادى زنده باشد، چگونه انبياء و ائمه نباشند؟ پس همه انبياء هستند و از همه مهمتر خدا هست لكن اين ما هستيم كه از خدا دوريم (گر گدا كاهل بود تقصير صاحبخانه چيست؟).
خلاصه همه كارىها در دست خداست. نمرود مىخواست قدرت خود رانشان دهد. به حضرت ابراهيم (ع) گفت همان طور كه خدا انسانها را مىكشد و زنده مىكند من هم همين كار را مىكنم. يك نفر را آوردند و گردنش را زدند. گفت ديدى كه اين را كشتم. ديگرى را كه محكوم به اعدام بود آوردند او را عفو كرد گفت ديدى اين را زنده كردم؟ (المتر الى الذى حاج ابراهيم فى ربه ان اتاه الله الملك اذ قال ابراهيم ربى الذى يحيى و يميت قال انا احيى و اميت قال ابراهيم فان الله ياتى بالشمس منالمشرق فات بها منالمغرب فبهت الذى كفر).
ابراهيم به او گفت پس تو هستى كه مىكشى و زنده مىكنى حالا آفتاب را كه هر روز از مشرق طلوع مىكند، وادار كن كه از مغرب طلوع كند. نمرود بىجواب ماند.
تمام كارها و قلمها و عزتها و ذلتها در دست خداست. آيه قرآن است كه: (قل اللهم مالك الملك تؤتى الملك من تشاء و تنـزع الملك ممن تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء بيدك الخير انك على كل شى قدير تولج الليل فىالنهار و تولج النهار فى الليل و تخرج الحى من الميت و تخرج الميت من الحى و ترزق من تشاء بغير حساب).
خلاصه اينكه معناى تقوى اين است، خودش و اثرش را گفتيم. اميدواريم كه انشاءالله خدا همه ما را متقى قرار بدهد. و صلىالله على محمد و آله الطاهرين.
|
بله تفريح هم لازم است!
امام رضا عليه السلام ميفرمايد: خود را با كار مداوم خسته نكنيد و براي خود تفريح و تنوع قرار دهيد ولي از كاري كه در آن اسراف باشد يا شما را در اجتماع سبك كند پرهيز كنيد.
بحار الانوار، ج 78، ص 346. |
|
قابل توجّه كسانيكه استرس دارند!؟
امام حسن عليه السلام : پناهنده به خدا آسوده و محفوظ است، و دشمنش ترسان و بي ياور
تحف العقول ، ص 229 |
|
پنج نكته مهم براي مواجهههاي اجتماعي
امام باقر عليه السلام : تو را به پنج چيز سفارش مي كنم: اگر مورد ستم واقع شدي ستم مكن، اگر به تو خيانت كردند خيانت مكن ، اگر تكذيبت كردند خشمگين مشو، اگر مدحت كنند شاد مشو، و اگر نكوهشت كنند، بيتابي مكن.
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص 167 |
|
اگر ميخواهيد پشيمان نشويد اين كارها را انجام دهيد!
امام جواد (ع) : سه چيز است كه هر كس آن را مراعات كند ، پشیمان نگردد : 1 - اجتناب از عجله ، 2 - مشورت كردن ، 3 - و توكل بر خدا در هنگام تصميم گيري .
مسند الامام الجواد ، ص 247 |
|
بهترین تركیب! نه، مربوط به شیمی نیست!
امام باقرعليه السلام چيزی با چيزی نياميخته است كه بهتر از حلم با علم باشد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص172 |
|
آيا ميدانيد فقر يعني چه؟
امام حسن عليه السلام : از آن حضرت سؤال شد: فقر چيست؟ فرمود: حرص به هر چيز .
تحف العقول، ص 228 |
|
آيا بهترين راه فاميلداري را بلديد؟!
امام رضا عليه السلام : پيوند خويشاوندي را برقرار كنيد گرچه با جرعه آبي باشد، و بهترين پيوند خويشاوندي، خودداري از آزار خويشاوندان است
تحف العقول ، ص 469 |
|
پُز خونواده و آباء و اجداد هيچ فايدهاي نداره، بايد يك فكر ديگه بكنيد
كسى كه كردارش او را به جايى نرساند، افتخارات خاندانش او را به جايى نخواهد رسانيد.امام علي عليه السلام : مَنْ أَبْطَأَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ يُسْرِعْ بِهِ نَسَبُهُ .
|
|
آيا ميدانيد چرا پيامبر فرمودند: هرگز خداوند متعال بهتر از خديجه را بر من نصيب نفرموده است
پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله و آله هرگز خداوند متعال بهتر از او را بر من نصيب نفرموده است. او روزى كه من نياز به كمك داشتم، به يارىام آمد و دستم را با مهر و عطوفت گرفت؛ روزى به من ايمان آورد كه جهانيان نسبت به من كفر مي ورزيدند، و روزى مرا تصديق كرد كه جهانيان تكذيبم می كردند، خداوند از او به من اولاد عنايت كرد.
|
|
آيا ميدانيد چرا بعضيها نصيحت تو كلّهشون نميره؟!
ميان شما و پندپذيرى ، پرده اى از غرور و خود خواهى وجود دارد.امام علي عليه السلام : بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الْمَوْعِظَةِ حِجَابٌ مِنَ الْغِرَّةِ .
نهج البلاغه – حكمت282 |
سکسکه ناشی از انقباض دیافراگم، پرده عضلانی درون قفسه سینه است که نقش مهمی در تنفس دارد.
در هنگام دم یا فروبردن هوا دیافراگم منقبض و در هنگام بازدم یا بیرون دادن هوا دیافراگم شل میشود.
سکسکه یک فعالیت عضلانی اسپاسمی و غیرارادی در دیافراگم است.
معده مملو از غذا میتواند دیافراگم را تحریک کند و باعث رشتهای از سکسکهها شود.
ورزش یا استرس نیز میتوانند حمله سکسکه را برانگیزند. اما سکسکه اغلب بدون علت مشخصی رخ میدهد.
یک فرضیه این است که سکسکه ممکن است بازماندهای از یک بازتاب ابتدایی مکیدن – مربوط به دوران نوزادی- باشد. سکسکه هر کارکردی که در قدیم داشته، در زندگی امروز بیشتر آزارنده است و هر کسی مدعی است که راه علاجی برای آن سراغ دارد.
شیوههایی از نگهداشتن نفس،ترساندن ناگهانی،مکیدن قند، نوشیدن آب در حالت وارونه یا حتی انجام دادن ملایم مانور هیلمیک که در اصل برای خارج کردن لقمه گیر کرده در گلو به کار میرود.
اگر مودم شما HCF باشد (یعنی جزو دسته سخت افزارهایی که توسط ویندوز شناخته می شوند) در Control Panel وارد قسمت Phone And Modem شده و سپس وارد بخش Modems شوید.
در لیست مودم ها روی مودم خود كلیك كنید و سپس Properies را فشار دهید سپس در قسمت Advanced در قسمت Extra Initialization Commands عبارت 1=PCW+ را تایپ كنید و 2 بار كلید OK را فشار دهید.
به این ترتیب هنگامی كه به اینترنت متصل هستید و پشت خطی دارید از اینترنت قطع شده و تلفن زنگ می خورد.
در این کتاب آموزشی مطالب اولیه و کاربردی زبان ویژوال بیسیک 6 آموزش داده شده است. این کتاب حتی شما را با مفاهیم شئ گرایی و API آشنا می کند.
نوع فایل: pdf - سایز فایل: 512KB دانلود
خدايا، من عشق به تو را هم از تو مي خواهم وعشق به عاشقانت را وعشق رابه هر كاري كه مرا به تو نزديك كند
خدایا ...
خدايا، مرا راهي ده كه فقط به در خانه ي تو توانم آمد .
دستي ، كه فقط در خانه تو توانم كوفت .
خدايا، من را چشمي ده كه فقط گريان تو باشد وسينه اي كه فقط سوزان تو .
به من نگاهي ده كه جز رو ي تو نتوانم ديد .
وگوشي كه جز صداي تو نتواند شنيد
خودت را معشوقترين من قرار ده . مرا عاشقترين خويش .
خدايا، چشم جويبار عشق مرا به تماشاي دريايت روشني ده ،
مبادا دل من اسير كوي ديگري شود و پيشاني محبت من بر خاك ديگري بسايد .
خدايا مرغ دلم كه در دام توست، مبادا كه ياد آشيان ديگري كند .
خدايا...
همزمان بارشد گياه محبتت در باغچه ي دلم هر چه هرزه گياه هست از ريشه بخشكان .
خدايا...
نكند كه روي از من بتابي ونشود كه نگاه حيران مرا منتظر بگذاري
اي پاسخ دهنده و اي اجابت كننده
اي گل بخش ديگران از گل گلستان تو اي باغبان باغ رحمت ، اي عزيز و مهربانم ، اي خداي بي همتاي من .

این شعر از كتاب "یك ماه خون گرفته،هفتاد و دو ستاره" سروده شاعر توانای آستان اهل بیت، جناب آقای غلامرضا سازگار است كه به همت جناب آقای حسین فتحی تهیه و تنظیم گردیده است.
جامه ی خونین
این تن غرقه به خون مصحف پا مال من است این عزیز دل زهرا و حسین و حسن است
اِرباً اربا شده مثل علی اکبر، پسرم پیرهن از تن و تن پاره تر از پیرهن است
خونِ سر آب وضو، سنگِ عدو مهر نماز اشک در دیده و خون جگرش در دهن است
زخم شمشیر کجا، جای سم اسب کجا؟ اسب ها از چه نگفتید که این قلب من است؟
کاش یک بار دگر اسم عمو را می برد حیف کز خون دو لبش بسته، خموش از سخن است
اشک می ریزم و با دیده ی خود می نگرم که گلم دستخوش باد خزان در چمن است
سیزده ساله ی من، ماه شب چاردهم از چه دور بدنت این همه شمشیرزن است
بر تن پاک تو ای حجله نشین یم خون پیرهن جامه ی خونین شده، خلعت کفن است
بزم دامادی تو دامن صحرای بلاست خونِ رخساره حنا، شاخه ی گل زخم تن است
میثم آتش به شرار جگرت ریخته اند آه جانسوز تو سوز دل هر مرد و زن است

در شرایطی که انسانها اغلب برای زنده ماندن بیشتر تلاش میکنند، کسانی هم هستند که درک متعالیتری از فلسفه حیات و کسب مقام والایی که شهیدان راه خدا دارند، حاضرند جان خود را فدا کنند و از شهادت در راه مکتب و دین خود استقبال کنند. به چنین روحیهای که همراه با رهایی از تعلقات دنیوی است، «شهادت طلبی» گفته میشود. مرگ در راه خدا، معاملهای پر سود با آفریدگار است، یعنی جان فدا کردن و به بهشت جاوید رسیدن.
اسلام با مسلح کردن پیروان با ایمان خویش به دیدگاه «اِحدَی الحُسنَيَین»، آنان را چنان بار میآورد که در میدانهای جنگ نیز، چه بکشند و چه کشته شوند، پیروز باشند و به نیکویی دست یابد. اولیاء دین و پیروان خالص آنان این روحیه را داشتند، از این رو از بذل جان در راه اسلام مضایقه نمیکردند.
صحنه عاشورا، شهادت طلبی یاران با ایمان امام حسین علیهالسلام، در عمل تجلی یافت. خود آن حضرت نیز پیشتاز و الگوی این میدان بود. وقتی امام میخواست از مکه حرکت کند، با خواندن خطبهای که از زیبایی مرگ در راه خدا برای جوانمردان سخن میگفت، از افراد خواست هر کس شهادت طلب است و آمادگی بذل جان و خون دارد، همراه ما بیاید: «مَن کانَ باذِلاً فینا مُهجَتَهُ فَلیَرحَل مَعَنا.» (1)
در میان راه، وقتی در پی دیدن خوابی و گفتن «انا لله و انا الیه راجعون»، در گفتگویی که پسرش علی اکبر علیهالسلام با پدر داشت، علی اکبر علیهالسلام به او گفت: وقتی ما بر حقیم، پس چه باک از مرگ؟ «اِذاً لا نُبالی بِالمَوتِ.» این سخن علی اکبر علیهالسلام نیز از تفکر شهادت طلبانه فرزند امام حکایت دارد.
تعبیر امام حسین علیهالسلام از این که اگر ناچار، مرگ برای همگان حتمی است، پس چه بهتر که به صورت شهادت باشد: «فَاِن تَکنِ الاَبدانُ لِلمَوتِ اُنشِاَت، فَقَتلُ امرِءٍ بِالسَّیفِ فِی اللهِ اَفضَلُ» (2) شاهد دیگری از این روحیه در امام است.
پس از برخورد با حُر و ممانعت او از رفتن حضرت به کوفه، با استشهاد به شعری چنین اظهار کرد:
سَاَمضی وَ ما بِالمَوتِ عارٌ عَلی الفَتی اِذا مانَوی خیراً و جاهَدَ مُسلِماً (3)
پیش میروم و مرگ، برای یک جوانمرد ننگ نیست، وقتی که انگیزه خیر داشته باشد و مسلمانانه جهاد کند.
در نقل دیگری آمده است که پس از اشاره به آن اشعار، ضمن آسان شمردن مرگ در راه عزت و احیای حق، فرمود: آیا مرا از مرگ میترسانی؟ تیرت به خطا رفته و گمانت بیهوده است! شما بیش از این نیست که مرا بکشید؛ آفرین به مرگ در راه خدا «... مَرحباً بِالقَتلِ فی سَبیل اللهِ» (4) شعار جاودانه «لا ارَی المَوتَ اِلاّ سَعادَةً (5) نیز کلام نورانی سیدالشهدا علیهالسلام است.
عاشورا، فرهنگ شهادتطلبی را در پیروان اهلبیت زنده ساخت.

استقبال از مرگ در راه عقیده و آرمان، نزد ملتهای دیگر هم ارزشمند و ستودنی است و مردم آزاده چنین مرگی را تقدیس و تمجید میکنند و آن را برتر از زندگی مذلتبار و زیر بار ستم و همراه با ننگ و پستی میشمارند. مرگ سرخ، نوع کمال يافتهتری از حیات است و شهدا زندگان جاویدند. حسین بن علی علیهماالسلام آگاهانه به استقبال این مرگ سرخ رفت. یارانش نیز مانند خود او شهادتطلب بودند. اگر در اظهارات یاران امام حسین علیه السلام در شب عاشورا دقت شود، این روحیه در گفتارشان موج میزند و هر یک برخاسته، عشق خود را به کشته شدن در راه خدا و در حمایت از فرزند پیامبر و مبارزه با ظالمان ابراز میکردند. با آن که حضرت بیعت خویش را از آنان برداشت که هر کس میخواهد برود، اما سخنشان چنین بود:
«الحَمدُ للهِ الذی اَکرَمَنا بِنَصرِکَ وَ شَرَّفَنا بِالقَتلِ مَعَک» (6)؛ سپاس خدایی را که با یاری کردن تو ما را گرامی داشت و با کشته شدن همراه تو، ما را شرافت بخشید.
حتی نوجوانی چون حضرت قاسم نیز مرگ را شیرینتر از عسل میدانست و از آن استقبال میکرد.
امام نیز آنان را همینگونه میشناخت. وقتی احساس کرد خواهرش زینب در شب عاشورا اندکی ناآرام است و در پایداری یاران تردید دارد، فرمود: به خدا سوگند آنان را آزموده و امتحان کردهام، اینان شهادت طلبانی هستند که به مرگ انس گرفتهاند، همان گونه که کودک، به سینه مادرش مانوس است. (7)
در همان شب، حضرت عباس علیهالسلام در جمع بنیهاشم از آنان خواست تا نخستین کسانی باشند که به مبارزه میشتابد شما و پیشتازان شهادت باشند.
این، فرهنگ اهلبیت است. در یکی از نیایشهای امام حسین علیهالسلام در همان روز عاشورا چنین میخوانیم:
«اِلهی و سَیَّدی! وَدَدتُ اَن اُقتَلَ و اُحیی سَبعینَ اَلفَ مَرَّةٍ فی طاعَتِکَ و مَحبَّتَکَ، سِيّما اِذا کانَ فی قَتلی نُصرَةُ دینِکَ و اِحیاءُ اَمرِکَ و حِفظُ ناموسِ شَرعِکَ ...» (8)
خدایا! دوست دارم که کشته شوم و زنده گردم، هفتاد هزار بار، در راه طاعت و محبت تو، به خصوص اگر در کشته شدنم نصرت دین تو و زنده شدن فرمانت و حفظ ناموس شریعت تو نهفته باشد.
شهادت طلبان، تفسیر نوینی از مرگ و زندگی دارند. مثل امام حسین علیهالسلام که فرمود: مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است «مَوتٌ فی عِزٍّ خَیرٌ مِن حَیاةٍ فی ذُلٍّ» (9) به راحتی حاضرند شرافت شهادت در راه حق را بر زندگی چند روزه و گذرا اما در ننگ و بدنامی ترجیح دهند.
آموزش حسین بن علی به آنان این بود که مرگ، تنها پلی است که شما را از سختی و تنگنای دنیا به وسعت آخرت و نعمتهای ابدی در بهشت میرساند؛ «فَمَا المَوتُ اِلاّ قَنطَرَةٌ...» (10) با چنین دیدی بود که در صبح عاشورا با آغاز تیراندازی از سوی سپاه عمر سعد، حضرت خطاب به یاران خویش فرمود: خدا رحمتتان کند! برخیزید به سوی مرگی که چارهای از آن نیست. «قُومُوا رَحِمَکُمُاللهُ اِلی المَوتِ الذی لابُدَّ مِنهُ» (11) و این در واقع فراخوانی به سوی حیات بود، حیاتی جاویدان در سایه مرگ سرخ.
عاشورا، فرهنگ شهادتطلبی را در پیروان اهلبیت زنده ساخت.

امامان نیز این رهنمود را با الهام از عاشورا به یاران و پیروان منتقل میکردند. زائران قبور شهدا و حرم حسینی نیز این عشق به شهادت و آرزوی کشته شدن در رکاب امام و در راه خدا را بر زبان میآوردند. امروز نیز ما در زیارتنامهها این جملات را اظهار میکنیم که:
«کاش من نیز با شما شهیدان بودم و به رستگاری بزرگ میرسیدم.»(12)
پیام شهادتطلبی عاشورا را، رزمندگان اسلام و شهیدان انقلاب اسلامی و جبهههای دفاع مقدس به خوبی دریافتند و از آن در مبارزه با ستم و تجاوز سود بردند. امام خمینی «قدس سره» بیش از همه در احیای این فرهنگ در جامعه انقلابی ما نقش داشت و جوانان را حسینی و عاشورایی بار آورد.
در سخنان و پیامهای حضرت امام، نمونههایی از همان روح حسینی و عاشورایی را میبینیم، که مجموعه این سخنان، خود کتابی مبسوط میشود. ناگزیریم تنها چند جمله را مرور کنیم:
«مرگ سرخ، به مراتب بهتر از زندگی سیاه است و ما امروز به انتظار شهادت نشستهایم تا فردا فرزندانمان در مقابل کفر جهانی با سرافرازی بایستند.» (13)
«من خون و جان ناقابل خویش را برای ادای واجب حق و فریضه دفاع از مسلمانان آماده ساختهام و در انتظار فوز عظیم شهادتم.» (14)
«خط سرخ شهادت، خط آل محمد و علی است و این افتخار از خاندان نبوت و ولایت به ذریّه طیبه آن بزرگواران و به پیروان خط آنان به ارث رسیده است.» (15)
«در این انگیزه است که همه اولیاء، شهادت را در راه آن به آغوش میکشند و مرگ سرخ را احلی من العسل میدانند و جوانان در جبههها جرعهای از آن را نوشیده و به وجد آمدهاند.» (16)
پينوشتها:
1- بحارالانوار، ج 44، ص 366.
2- همان، ص 374.
3- موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 358.
4- اعیان الشیعه، ج 1، ص 581.
5- مناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 68.
6- موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 402.
7- همان، ص 407.
8- معالی السبطین، ج 2، ص 18.
9- مناقب، ج 4، ص 68.
10- معانی الاخبار، ص 288.
11- بحارالانوار، ج 45، ص 12.
12- التهذیب، ج 6، ص 65.
13- صحيفه نور، ج 14، ص 266.
14- همان، ج 20، ص 113.
15- صحیفه نور، ج 15، ص 154.
16- همان، ج 21، ص 198.
منبع:
پيامهاي عاشورا، جواد محدثي .