بسم الله الرحمن الرحيم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
با سلام خدمت دوستان عزيز اين مقاله خيلي جالب در رابطه ي با خودمونه يعني چيزهايي كه در مورد جوان بايد بدونيم ( از پزشكي گرفته تا مسائل جنسي و روش برخود با آنها تا روايات ائمه و ...) اين مقاله خيلي جالبه حتما مطالعه بفرماييد التماس دعا
كوچه را آب زنيم
و
غبار از آيينه ها بروييم
كه او مي آيد ...
ولادت قائم آل محمد، جان جانان، مهدی موعود ![]()
بر تمام جهانیان به خصوص بر منتظرانش مبارك باد ![]()
کودکان 4 تا 6 ساله را بهتر بشناسيم
همه والدين دوست دارند با فرزندانشان روابط خوشايند و رضايت بخشي داشته باشند، بدين منظور لازم است توانايي هاي متناسب با سن فرزند خود را بشناسند. بسياري از سوء تفاهم ها و برخوردها به اين دليل بروز مي کنند که والدين توقعي بيش از توانايي فرزندشان دارند، به طور مثال انتظار دارند که يک کودک دو ساله با آنها همکاري کند و يا يک کودک سه ساله ، سريع و دقيق کارها را انجام دهد، در حالي که هيچ يک از آنها نمي توانند چنين باشند.
در اين مقاله انتظاراتي که مي توانيم از کودکان چهار، پنج و شش ساله داشته باشيم مطرح شده است. در اين گروه سني (به ويژه دو تا چهار سالگي) ، کودکان مقاومت و لجبازي بيشتري نشان مي دهند. توصيه مي شود که والدين کودکان خود را آماده کنند تا بتوانند به تدريج مسئوليت هاي جديد و بيشتري را بپذيرند (به تنهايي لباس بپوشند، به تنهايي دست و صورت خود را بشويند، به تنهايي حمام کنند و ...) البته آنها به کمک بزرگترها نياز دارند ولي مي توانند بيشتر کارهاي روزانه خود را انجام دهند.
زماني که به کودک اجازه مي دهيم مهارت هاي جديدي را بياموزد و به شيوه زندگي تازه اي قدم بگذارد، با مشکلات تازه اي نيز رو به رو خواهيم شد زيرا کسب مهارت هاي جديد با دشواري هاي مخصوص به خود همراه است. در اين گروه سني، کودکان نمي توانند سرعت عمل داشته باشند. زمان بندي و تنظيم يک برنامه روزانه فشرده براي آنان مفهومي نخواهد داشت. بازيگوشي کودکان راهي غير مستقيم است براي جلب توجه والدين، ياري خواستن از آنان و تقاضاي محبت بيشتر. اگر فرزند شما تقاضاي کمک مي کند ، بهتر است به جاي اين که او را وادار کنيد که کارش را انجام دهد به او کمک کنيد ؛ اما مراقب باشيد! آيا او به کمک شما نياز دارد؟ به طور مثال اگر فرزند چهار تا شش ساله شما براي بستن بند کفش خود از شما کمک مي خواهد به او کمک کنيد ؛ اما اگر روي صندلي نشسته و از شما مي خواهد که کفش او را برايش ببريد تا بپوشد ، تسليم نشويد، حتي اگر وضعيت را بدتر کند. زيرا در مدت کوتاهي او به کودکي تنبل و وابسته به شما تبديل خواهد شد.
مهمترين نکته اي که والدين بايد به آن توجه کنند اين است که انجام کارهاي روزانه و مسئوليت هاي جزئي، بخش اصلي زندگي يک کودک چهار تا شش ساله را تشکيل نمي دهند بلکه بازي کردن، جالب توجه ترين بخش زندگي او به شمار مي رود. او از بازي کردن با کودکان ديگر، و با کساني که به چيزهايي نياز دارند که او نياز دارد، و چيزهايي را دوست مي دارند که او دوست دارد لذت مي برد. بازي کردن با کودکان ديگر در اين سن بسيار با اهميت است.
هميشه به خاطر داشته باشيد که کودک به خودي خود از احساسات همسن و سال هاي خود اطلاعي ندارد، نياز به همکاري و همدردي و کمک به آنان را درک نمي کند ؛ او بايد اين نوع مهارت ها را از بزرگترها بياموزد. مهارت هايي که به او کمک مي کند تا به يک موجود اجتماعي تبديل شود. در اين بخش هم تشويق و تحسين کودک راه مناسبي براي آموزش مهارت هاست. کودک نياز به راهنمايي هاي شما و تمرين بيشتر دارد. همکاري کردن با ديگران، رعايت نوبت در بازي ها و رفتار عادلانه داشتن و حفظ آرامش ، مهارت هايي هستند که بايد ياد گرفت و تنها يک اشاره کوچک شما کافيست ؛ ولي بايد صبر کنيد و تمرين داشته باشيد تا به نتايج مطلوب برسيد. تا سن پنج سالگي، کودکان مي توانند مهارت هاي پايه را براي بازي هاي کودکانه ياد بگيرند، به ويژه آنان که از سال هاي قبل با بچه هاي هم سن و سال خود بازي مي کردند . در هر صورت همه ي آموزش ها نياز به فرصت کافي دارند.
گفتار پاياني
اغلب والدين امروزي، احساسات خود را مانند اضطراب داشتن، نگران بودن، عجله داشتن و ... در رفتار با کودکان خود منعکس مي سازند. بيشتر والدين توقع دارند که فرزندانشان پيش از آنکه آمادگي کافي را کسب نمايند فرد مسئولي باشند. از فرزندانشان مي خواهند که خوش اخلاق و مؤدب باشند، با بچه هاي ديگر مشغول بازي شوند، همکاري داشته باشند، مفيد باشند، سريع راه بروند، سريع صحبت کنند و ... و بالاخره به سرعت رشد کنند و بزرگ شوند. در حالي که کسب همه مهارت هاي فوق نياز به فرصت کافي دارند. دانشمندان معتقدند که بزرگ شدن فرآيندي آرام تر و پربارتر از آن چيزي است که واقعاً هست. بهتر است که فشارها را از روي فرزندانمان برداريم و به آنها فرصت کافي بدهيم تا بتوانند به آرامي و با کارداني در مراحل رشد خود قدم بردارند.
چه كنيم كه فرزندانمان يكديگر را دوست داشته باشند؟
همه والدين اميدوارند كه فرزندانشان به يكديگر عشق ورزيده و احترام بگذارند، يا حداقل از آنها انتظار دارند كه همبازي خوبي براي يكديگر باشند و رفاقت و سازگاري داشته باشند. با وجود اين، سروصداها و برخوردهاي بين فرزندان تنشهاي زيادي در خانه ايجاد مي كند و پدرو مادر را درمانده مي سازد. اما چه كنيم تا فرزندانمان يكديگر را دوست بدارند، همان قدر كه ما دوستشان داريم ؟ و چگونه مي توان كمي صلح و آرامش به فضاي خانه هديه كرد ؟
نكات مهمي درباره روابط بين خواهرها و برادرها وجود دارد، ازجمله :
۱- هريك از فرزندان به طور طبيعي به خواهر يا برادر خود عشق مي ورزند. آنها مي خواهند كه دوست بدارند و دوست داشته شوند.
۲- همه فرزندان نيازمند توجه و آغوش گرم والدين خود هستند. توجه مستقيم و انديشيدن به نيازها و خواسته هاي آنان و در دسترس بودن والدين از مهمترين نيازهاي كودكان به شمارمي آيند.
۳- زمانيكه والدين به نيازهاي مهم كودكان توجه نكنند، آنها به آسيب ديدگي روحي دچار مي شوند كه به صورت نااميدي و بي اعتنايي بروز مي كند.
۴- در بيشتر موارد، فرزندان، احساسات خود را پنهان مي كنند ؛ زيرا كسي در اطراف و نزديكي آنان وجود ندارد تا شنونده گفته هاي آنان باشد و از احساسات نهفته آنها با خبر شود.
۵- زماني كه والدين به فرزند ديگر توجه مي كنند يا اينكه با دوست خود به گفتگو مشغولند، احساسات كودك آسيب ديده تحريك مي شود. او بيش از پيش نسبت به توجه والدين احساس نياز مي كند، نيازي فوري و اضطراري كه بايد به آن پاسخ داد.
۶- كودكي كه نسبت به توجه والدين خود احساس نياز مي كند، به طور طبيعي ولي در شرايطي دور از انتظار والدين احساس دروني و نهفته خود را آشكار مي سازد. احساساتي كه به شكل گريه كردن ، خنديدن ، بدخلقي ، عرق كردن ، لرزيدن ، دعوا كردن بروز مي كند و به منظور جلب توجه و رضايت پدرومادر آشكار مي شود. اين رفتارها ادامه مي يابد تا عملكرد والدين متوقف شود و توجه آنها به سوي فرزندشان معطوف گردد.
۷- شنيدن حرفهاي فرزندان بدون قضاوت كردن راه مناسبي است كه به فرزندان كمك مي كند تا بتوانند فشار رواني موجود را بر طرف سازند.
۸- پس از يك گريه طولاني ، كودك مي داند كه جايگاه مطمئني براي عشق ورزيدن درانتظار اوست وهمه اطرافيان از اضطراب و نگراني حاصل از فشار رواني اي كه او را آزار مي دهد، باخبر شده اند.
۹- مداخله كردن در درگيريهاي كودكان ممكن است آسيب ديدگي را بيشتر كند. در اين هنگام به فرصت كافي نياز داريم تا گفته هاي آنان را بشنويم و درفرصتي مناسب احساسات خود را بيان كنيم .
توجه به اين مطالب به والدين كمك مي كند تا هنگام در گيري فرزندان برخورد مناسبي داشته باشند. بيشتر كودكان نسبت به فرزند ديگر احساس حسادت و خشم دارند. اما هرگز احساسات كودك به اين دو محدود نمي شود، اگر چه از نظر پدر ومادر، شاخص ترين احساسات كودك به حساب مي آيند. فرزندان ما زمان زيادي را براي بازي كردن و همكاري با يكديگر صرف مي كنند، در حالي كه درهمين زمان كه آنها رفتاري دوستانه با يكديگر دارند، ما مشغول شستن ، پختن ، نظافت كردن و پرداختن به كارهاي روزانه هستيم.
بهتــــــــرين توصيه ها هنگام درگيــــري خواهـــران و بـــــرادران :
اگر براي هر يك از فرزندان زماني مناسب صرف كنيم و شنونده اظهارات و احساسات آنها باشيم ، احساس آنها درباره توجه ما به آنها بدون خدشه مي ماند و مطمئن هستند كه براي والدين خود اهميت دارند. با دقت وهوشياري مداخله كنيد يا حداقل پس از 5 دقيقه ي اول درصحنه حاضر شويد. حضور به موقع شما درصحنه درگيري ، كمك مي كند تا بتوانيد به مسئله پي ببريد و مانع عصبانيت فرزندان و صدمه زدن يا اهانت كردن آنها به هم بشويد. پيش از شروع و ادامه يافتن درگيري ، راحت تر مي توان اضطراب و ناراحتي موجود را برطرف ساخت. اگر نتوانستيد به موقع حاضر شويد از فرزندانتان عذرخواهي كنيد : " متأسفم از اين كه نتوانستم به موقع حاضر شوم و از بروز حوادث ناراحت كننده جلوگيري كنم . به من بگوييد چه اتفاقي افتاده است ؟"
فرزندان ما پس از درگيري مي توانند به راحتي رفتاري دوستانه با يكديگر داشته باشند، البته درصورتيكه مورد سرزنش قرا رنگيرند. اگر والدين بتوانند درخانواده به طور منصفانه رفتار كنند و مسئوليتها را برعهده بگيرند، فرزندان ميتوانند احساسات دروني خود را بهتر ابراز كنند و از آسيب ديدگي هاي روحي در امان بمانند. به آرامي و نرمي با آنها گفت و گو كنيد. به نوبت از هر يك از آنها بپرسيد كه چه اتفاقي افتاده و به سخنان هردو با دقت گوش دهيد. بيان كردن احساسات دروني مهمترين بخش درگيري است. به آنها فرصت كافي بدهيد؛ زيرا برقراري پيوند دوباره نياز به زمان كافي دارد. در برخي موارد، يكي از كودكان به ديگري ضربه وارد كرده و فرار ميكند. در اينگونه موارد، واكنشهاي خود را تغيير دهيد؛ بطور مثال بار اول وقت بيشتري با كودك آسيب ديده يا مجروح صرف كنيد و سپس به سوي فرد ديگر برويد. بار دوم فقط به كودك آسيب ديده توجه كنيد. هر دو كودك به كمك شما نيازمندند. كودكي كه ضربه را وارد كرده احساس پشيماني ميكند، او فرد بي مسئوليتي نيست بلكه نتوانسته احساس خود را بيان كند و كنترل خود را ازدست داده است.
اغلب كودكان يكديگر را دوست دارند و به طور طبيعي به سوي هم كشيده مي شوند. اگر والدين به موضوع هايي كه دوستي فرزندانشان را پايدار و مستحكم تر مي كند توجه داشته باشند، روابط دوستانه بين فرزندان تداوم خواهد يافت. بچه ها هميشه به دنبال بهانه مي گردند تا بتوانند احساسات دروني خود را بيرون بريزند، به طور مثال هنگاميكه بستني مي خورند اگر فرزند ديگر يك قاشق بيشتر بستني بخورد، درگيري شروع مي شود و از اين طريق احساس حسادت، نياز، درماندگي و عدم پذيرش از سوي آنها ابراز مي گردد. زماني كه والدين گريه ، بدخلقي و خشم فرزند خود را تحمل كنند و با حوصله به حرف هاي او گوش كنند، به اشتباه خود پي مي برد.
" گوش دادن به سخنان كودكان آسيب ديدگي روحي آنها را ترميم مي كند و روابط موجود را محكمتر مي سازد. "
( رهبر معظم انقلاب اسلامي )
من برنامه هاي استكبار جهاني عليه ملت ايران را در سه جمله خلاصه مي كنم .
جمله اول : جنگ رواني
جمله دوم : جنگ اقتصادي
جمله سوم : مقابله با پيشرفت و اقتدار ملي ، دشمني هاي استكبار با ملت ما در اين سه قلم عمده خلاصه مي شود .
جنگ رواني يعني چه ؟ هدف جنگ رواني مرعوب كردن است . چه كسي را مي خواهند مرعوب كنند ؟ ملت كه مرعوب نمي شود توده عظيم مردم كه مرعوب نمي شوند. چه كسي را مي خواهند مرعوب كنند ؟ مسئولان را ، شخصيت هاي سياسي را ،به قول معروف خود ما ، نخبگان را ، اينها را مي خواهند مرعوب كنند.كساني كه قابل تطميع هستند ؛ آنها را مي خواهند تطميع كنند. اراده عمومي را مي خواهند ضعيف كنند . درك مردم از واقعيت هاي جامعه خودشان را غيير دهند ؛ جنگ رواني اين است.
(من با اطمینان می گویم اسلام ابرقدرت ها را به خاک مذلت می نشاند )