تبليغاتX
وبلاگ در محضر انديشه - روش هاي جلب اعتماد مردم چگونه است
روش هاي جلب اعتماد مردم چگونه است؟

جلب اعتماد ديگران، مرهون ارزش واقعي شخصيت هر فرد است. به هر اندازه شخصيت فرد، ثبات و ارتقاي بيشتري داشته باشد، به همان مقدار اعتماد ديگران به او افزايش خواهد يافت.
    اما چگونه مي‏توان ارزش خود را بالا برد و به ثبات شخصيت رسيد؟ پيش از هر چيز از اين كه به فكر ارتقاي كمالات و دستيابي به ثبات شخصيت خود هستيد، اظهار خوشوقتي مي‏كنيم؛ چرا كه اولين مرحله هر كمال، «بيداري»است؛ بيداري و آگاهي نسبت به نواقص و سعي براي جبران آنها. بنابراين، اين كشمكش‏هاي فكري و روحي را، بايدروندي سازنده و مثبت تلقي كرد. حضرت عيسي(ع) فرموده است: «مريض كسي نيست كه دردي دارد؛ بلكه مريض واقعي كسي است كه بيمار است، ولي خود را سالم مي‏پندارد».
    اما ثبات شخصيت؛ ثبات شخصيت (نوع مثبت آن) گوهري گران‏سنگ است كه آسان به كف نمي‏آيد و به سرعت حاصل نمي‏شود. «ثبات شخصيت»، در مرحله اول رهين معرفت است. تا آدمي معرفت خويش را نسبت به هستي وآفريننده آن و جايگاه خود در هستي و نيز وظايفي كه براي او ترسيم مي‏گردد بالا نبرد و به سطح مناسبي از كمال نرساند، همواره دستخوش بي‏ثباتي خواهد بود و هر روز تحت تأثير موج‏ها به اين سو و آن سو خواهد رفت.
    اگر كشتي لنگري نداشته باشد، امواج دريا، آن را به هر طرف خواهند كشيد و چه بسا در اين كشاكش، آسيب سختي هم ببيند و يا منهدم گردد.
    لنگر آدمي در اقيانوس بي‏كران هستي، همان «معرفت» است؛ معرفتي منطقي و عقلاني درباره حيات و آن‏گاه به مقتضاي معرفت، عمل كردن.
    قرآن مجيد به زيبايي هر چه تمام‏تر اين حقيقت را بدين‏گونه بيان فرموده است: «آدمي ناپايدار و بي‏ثبات آفريده شده است؛ زماني كه ناگواري به او رو كند، ناله سرمي‏دهد و زماني كه خير به او رسد، بخل مي‏ورزد، مگر نمازگزاران؛آناني كه بر نماز خود مداومت مي‏كنند و كساني كه در اموالشان حقي معلوم براي سائل
و محروم است (حق فقرا و نيازمندان را پرداخت مي‏كنند) و كساني كه روز جزا را تصديق مي‏كنند و از عذاب پروردگارشان ترسان هستند... و كساني كه خود را از نامحرمان باز مي‏دارند... و كساني كه به امانت و عهد خويش وفامي‏كنند و كساني كه [در جاي لازم خود [شهادت‏هاي خود را ادا مي‏كنند و بدان استوارند و كساني كه بر نماز خودمحافظت دارند...»، (سوره معارج، آيه 19 به بعد).
    عصبانيت و كم‏ظرفيتي نيز ناشي از بي‏ثباتي است. انسان فهميده و داراي معرفت، هرگز عنان اختيار خويش را، به دست نفس سركش نمي‏سپارد؛ زيرا نفس بد انديش را دشمن مي‏دارد و مي‏داند كه اگر مهار نشود، آدمي را به ورطه سقوط خواهد كشاند. بنابراين او به كنترل نفس خويش مي‏پردازد و هنگام هيجان نه سخني مي‏گويد و نه تصميمي عجولانه مي‏گيرد.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 16 توسط سید محمد مصطفی قاسمی |